هنروتجربه:فیلم «آبادانی‌ها» به کارگردانی کیانوش عیاری در باشگاه فیلم هنروتجربه به نمایش درآمد و در بررسی پیش از نمایش فیلم، میلاد دارایی آن را متفاوت از دیگر آثار این فیلم‌ساز دانست.

«آبادانی‌ها» ساخته کیانوش عیاری روز یکشنبه ۲۲ دی در برنامه باشگاه فیلم هنروتجربه در پردیس چارسو نمایش داده ‌شد.

میلاد دارایی، نویسنده و منتقد فیلم پیش از نمایش فیلم درباره «آبادانی‌ها» گفت:«این فیلم محصول سال ۱۳۷۱ است. همان‌طور که می‌دانید یا در عنوان‌بندی ذکر شده، این فیلم بازسازی یا ادای دینی است به فیلم «دزدان دوچرخه» ساخته ویتورو دسیکای ایتالیایی».

او سپس به مقایسه این فیلم با دیگر آثار عیاری پرداخت:«می‌خواهم از اینجا شروع کنم که «آبادانی‌ها» نسبت به برخی از فیلم‌های مشهورتر کیانوش عیاری، در این سال‌ها کمتر دیده شده و درباره‌اش بحث و تبادل نظر کمتری صورت گرفته است. اولین و ابتدایی‌ترین نکته‌ای که به ذهنم می‌رسد این است که «آبادانی‌ها» مثل خیلی از فیلم‌های دیگر عیاری که نمونه متاخر آن «خانه پدری» یا «کاناپه» که هنوز نمایش داده نشده است، در شرایط بسیار عجیب و غریبی اکران شد».

به گفته او فیلم سال ۷۱ ساخته شد و با تاخیر و در زمان نامناسب یعنی بعد از پایان جشنواره و قبل از شروع سال نو در چند سینمای انگشت‌شمار به نمایش درآمد و همین‌ها باعث شد فیلم‌ها دیده نشود.

دارایی با بیان این‌که در سال‌های اخیر در بازبینی و بازخوانی کارنامه عیاری «آبادانی‌ها» کمی بیشتر دیده و درباره‌اش بیشتر بحث شد، درباره دلایل کمتر دیده شدن این فیلم افزود:«دلیل دیگری که به ذهنم می‌رسد این است که خیلی‌ها فیلم را بازسازی صرف «دزدان دوچرخه» دسیکا می‌دانند و اکتفا می‌کنند به نشانی که خود فیلم‌ساز در عنوان‌بندی اشاره کرده است درحالی‌که وقتی دقت کنید، آنچه در ابتدای فیلم می‌بینیم این است که فیلم گام دوم تولدش را مدیون دسیکا، فیلم و کتاب «دزدان دوچرخه» است. وقتی فیلم را می‌بینید و اگر احیانا صحبت‌های خود عیاری را خوانده باشید، متوجه می‌شوید، فیلم جدا از این‌که گوشه چشمی و نیم نگاهی به فیلم «دزدان دوجرخه» دارد اما کاملا برمبنای تجربه زیسته فیلم‌ساز، رخدادهای واقعی، تهران دهه ۶۰ و مهاجران جنگ زده‌ای که از شهرهای مختلف به تهران آمده‌اند، ساخته شده یعنی یک بستر واقعی و جدی هم دارد و آن اتفاقی است که برای یکی از نزدیکان عیاری در همان حوالی دهه ۶۰ افتاده و عیاری آن را در ترکیب با فیلم دسیکا به آنچه می‌بینید، تبدیل کرده است».

او از منظری دیگر «آبادانی‌ها» را با «زرد قناری» مقایسه کرد:«فیلم شباهث دیگری هم به یکی از فیلم‌های دهه ۶۰ دارد و در نوشته‌هایی که در این سال‌ها درباره فیلم نوشته شده اما خیلی به آن اشاره‌ای نشده است و آن فیلم «زرد قناری» رخشان بنی‌اعتماد است که اگر هر دو فیلم را دیده باشید، متوجه یکسری شباهت‌ها میان آنها می‌شوید. البته برای اینکه داستان فیلم را برای کسانی که آن را ندیده‌اند، آشکار نکنم، از اشاره بیشتر پرهیز می‌کنم».

دارایی در ادامه به تفاوت «آبادانی‌ها» در مقایسه با دیگر آثار عیاری اشاره کرد:«یک نکته دیگر که باعث شده است، فیلم در این سال‌ها دیده نشود، دست‌کم به اندازه چند فیلم دیگر عیاری مانند «خانه پدری» و «بودن یا نبودن» این است که اساسا «آبادانی‌ها» خیلی مثال خوبی برای آشنایی با سینمای عیاری نیست یعنی اگر فیلم را بررسی کنید و با یک نگاه تازه‌تری ببینید، متوجه می‌شوید که مولفه‌هایی که درباره سبک عیاری یا سینمای کیانوش عیاری می‌شناسیم، در این فیلم نشانه‌های کم‌رنگ‌تری دارند. از آن جمله می‌توانم به بازیگری در فیلم «آبادانی‌ها» اشاره کنم».

او در توضیح بیشتر این موضوع عنوان کرد:«کسانی که فیلم‌های عیاری را دیده‌اند یا با دیدگاه‌های عباری درباره بازیگری آشنا هستند، می‌دانند او در تمام این سال‌ها نوعی سماجت، اصرار و سرسختی برای جاانداختن، تعریف و تلقی خودش از بازیگری داشته است که نمونه‌اش را می‌توانید در استفاده از مهران رجبی در ۲_۳ فیلم از جمله «خانه پدری» و «بیدار شو آرزو» ببینید یا در استفاده از حسن رضایی که در فیلم‌های پیش از انقلاب هنرور یا سیاهی لشکر بوده و بعد او را در فیلم‌های دهه ۶۰ عیاری ببینید».

این منتقد درباره تعریف عیاری از بازیگری گفت:«عیاری همواره تاکید کرده است که نوعی از بازیگری را می‌پسندم که در آن هنر بازیگری خیلی مشهود نباشد و با این تعریف جک نیکلسون را بازیگر خوبی نمی‌داند برای اینکه معتقد است او هنر بازیگری‌اش را به رخ می‌کشد و از طبیعی بودن مدنظر عیاری فاصله دارد. شکلی از هنر بازیگری و نمایش این هنر در این کار هست که مورد پسند عیاری نیست. آنچه در این فیلم می‌بینید و به ویژه در بازی بازیگر اصلی یعنی سعید پورصمیمی هست، این است ک خیلی با آموزه‌های خود عیاری جور درنمی‌آید. پورصمیمی چنان که می‌بینید بازیگر تئاتری است، در مکتب سمندریان رشد کرده و آنچه از او در این فیلم می‌بینید اتفاقا پیاده کردن همان بازی همیشگی‌اش است با همان مختصاتی که از او سراغ داریم یعنی اغراق‌ها و تاکیدهایی که البته از نظر من معنای منفی ندارد اما در دستگاه فکری عیاری خیلی مثبت نیست».

دارایی تفاوت دیگر «آبادانی‌ها» را با دیگر آثار عیاری در فیلم‌برداری دانست:«از تفاوت دیگر فیلم با سبک و سیاق عیاری، می‌توانیم به نوع فیلم‌برداری اشاره کنیم. خودانگیختگی، بی‌واسطه‌گی و فی‌البداهه بودنی که ما در کارهای عیاری می‌بینیم که سال به سال و فیلم به فیلم بیشتر شده است، در این فیلم، در سبک دوربین، در قاب‌بندی‌ها و ترکیب‌بندی‌ها خیلی وجود ندارد و حتی در انتخاب رنگ فیلم. عیاری در فیلمی که در دهه ۷۰ ساخته سراغ رنگ سیاه و سفید رفته و نشانی از این است که شکل فیلم‌برداری و نوع کار علیرضا زرین‌دست که در میان کارهای او نمونه درخشانی است، باز هم تفاوت دارد با چیزی که از عیاری می‌شناسیم. حتی انتخاب زرین‌دست به عنوان فیلم‌بردار هم یک نکته است درحالی که در سال‌های اخیر، برادرش داریوش عیاری بیشتر به عنوان مدیر فیلم‌برداری فیلم‌های کیانوش عیاری بوده است».

او در جمع‌بندی ویژگی‌های «آبادانی‌ها» گفت:«این نکته‌ها ما را به این جمع‌بندی می‌رساند که این فیلم خیلی به آنچه که به عنوان سبک و سیاق سینمای کیانوش عیاری می‌شناسیم، شباهت ندارد و شاید یکی از دلایلی که در این سال‌ها دیده نشده است باوجود این‌که فیلم در جشنواره لوکارنو هم جایزه گرفته و موفقیت بین‌المللی داشته، مجموعه این عوامل بوده است».

دارایی سپس به حضور این فیلم در سینمای اجتماعی اشاره کرد:«می‌خواهم به نسبتی که فیلم با سینمای احتماعی برقرار کرده است، اشاره کنم. فیلم از این نظر نمونه قابل توجهی است. در این سال‌ها و به ویژه در یک دهه اخیر خیلی عنوان فیلم اجتماعی و سینمای اجتماعی را شنیده‌ایم و در قالب فیلم‌های مختلفی دیده‌ایم و آن را در نوشته‌های منتقدان مختلف خوانده‌ایم اما خیلی به تشبیه درستی از این اصطلاح برنخورده‌ایم که منظور از سینمای اجتماعی چیست و نمونه‌ای از سینمای اجتماعی را در کجا می‌توانیم پیدا کنیم؟ یکی از مواردی که «آبادانی‌ها» را به یک نمونه متفاوت و از نظر شخصی من به یک نمونه مطلوب در سینمای اجتماعی ایران تبدیل می‌کند، پرهیز فیلم از رویکرد ملودراماتیک است. برای همین مجبورم کمی گسترده‌تر کلیت سینمای ایران را مورد خطاب قرار دهم».

او در توضیح سینمای اجتماعی و رابطه آن با «آبادانی‌ها» عنوان کرد:«فرقی ندارد یک فیلم به اصطلاح اجتماعی مانند «ابد و یک روز» می‌بینید یا یک تریلر سیاسی یا جاسوسی مانند «رد خون». در اینها نشانه‌های ملودرام را پیدا می‌کنید یعنی در سنت فیلم‌سازی در ایران، فیلم‌ساز سراغ هر سوژه یا هر ژانری که برود، نشانه‌های ملودرام را وارد دنیای فیلمش می‌کند، اینکه چرا چنین اتفاقی می‌افتد و اصلا با الگوهای ژانر سازگار هست یا نه؟ مسئله من نیست اما به‌هرحال در این وضعیتی که تشریح کردم، «آبادانی‌ها» آگاهانه از رویکرد ملودراماتیک پرهیز می‌کند، داستانک‌های پر سوز و گذار ملودراماتیک ندارد، خیلی مسائل خانوادگی را وارد داستان فیلم نمی‌کند و نهایتا وقتی فیلم به پایان می‌رسد، بیش از اینکه به این داستان خاصی فکر کنیم، تصویر بزرگ‌تری از یک شهر، یک جامعه و یک کشور را می‌بینیم، یعنی یکی از راستین‌ترین، صادقانه‌ترین و خالص‌ترین تصویرهای تهران دهه ۶۰ در یک محصول دهه ۷۰».

دارایی صحبت‌هایش را این‌گونه پایان داد:«آقای فرزاد موتمن می‌گفت که وقتی «شب‌های روشن» را ساختم به دوستانم گفتم این یک فیلم عالی برای سالن‌های خالی است. به‌نظر می‌رسد «آبادانی‌ها» هم فعلا چنین سرنوشتی دارد».