هنروتجربه-سعید حضرتی:تحقیق از لوازم کار فیلم‌سازی مستند است. نمی‌توان از یک طرف داعیه سخن مستند داشت و از طرف دیگر به پژوهش بی‌اعتنا بود. مشاهده بی‌واسطه و نگاه شخصی و هنرمندانه به پدیده‌ها البته برای مستندساز امری ضروری است، اما این مهم منافاتی با لزوم تعمیق اطلاعات و مطالعه و مباحثه مستمر در باب موضوعات مختلف ندارد. هر چه دامنه تحقیق و وسعت آگاهی‌های مستندساز درباره موضوع انتخابی وسیع‌تر باشد، نگاه هنرمندانه او به رویدادها تأمل‌برانگیزتر و ارزشمندتر خواهد بود. به جهت همین پژوهش و تسلط بر ساختار فیلم دو مستند «سوزنگرد» و «مسافر فوکوشیما» بارها و بارها ارزش دیدن دارند، اولی اطلاعات مهمی را درباره فرش ایرانی به جامعه و به دنیا منتقل می‌سازد و دومی به انفجار در نیروگاه هسته‌ای فوکوشیما و عواقب آن که متخصصان این حادثه را بعد از حادثه چرنوبیل بزرگ‌ترین فاجعه اتمی می‌دانند پرداخته است. با معصومه نورمحمدی که به گفته خودش برای ادامه کار مستندسازی، کفش آهنی به پا دارد گفت‌وگو کرده‌ایم.

 هر دو مستند فارغ از این‌که سوژه ای متفاوت دارند به ژاپن ربط پیدا می کنند.چرا؟
از آنجا که به‌عنوان یک ایرانی، همواره علاقه فوق‌العاده زیادی به فرش داشته‌ام همیشه این موضوع برایم اهمیت داشته است. چند سال پیش مرکز گسترش تصمیم گرفت سری فیلم‌هایی درباره فرش بسازد. طرحی به ‌نام «رویای بهشت» را کار کردم. این فیلم درباره باغ ایرانی، فرش ایرانی و اعتقاد ما ایرانیان به بهشت موعود است. طی ساخت این فیلم بود که دریافتم یک تخته فرش ایرانی به ژاپن راه یافته است. کنجکاو شدم که درباره این فرش و نحوه راه‌یابی آن به ژاپن بیشتر بدانم که منجر به ساخت مستند «سوزنگرد» . داستان فرشی ایرانی که در دوره صفویه سر از ژاپن در می‌آورد به اندازه کافی جذاب بود که به دنبال ساخت آن بروم. در تهران، اصفهان، کاشان و شهرهای مختلف ایران به دنبال پیدا کردن این فرش و هویتش بودیم و پس از آن سفر به ژاپن آغاز شد. در آنجا هم به جست‌وجوی این فرش بودیم و این‌که چرا باید به ژاپن برود و در مراسم مهم آن کشور استفاده شود. پرسش‌های فراوانی برایم پیش آمد از این نوع که ژاپنی‎‌ها چه دیدگاهی نسبت به این فرش و هنر ایرانی دارند و چرا  اسم آن را به پلونز و فرش لهستان تغییر نکرده و هم‌چنان به نام سوزنگرد این فرش را می‌شناسند. در همان سفر با سونامی و حادثه اتمی ۲۰۱۱ ژاپن در نیروگاه برق و نشت مواد رادیواکتیوو هم‌چنین افشین والی نژاد عکاس و خبرنگار بین‌المللی  آشنا شدم. افشین والی‌نژاد یکی از معدود خبرنگاران دنیاست که توانست مجوز حضور در فوکوشیما را پس از فاجعه‌ زلزله و سونامی سال ۲۰۱۱ ژاپن که منجر به انفجار نیروگاه هسته‌ای شد داشته باشد. وقتی با این شخص آشنا شدم به عنوان مستندساز موضوع برایم جذاب شد و ساخت «مسافر فوکوشیما» را شروع کردم.

چرا نباید برای آیندگان علم فرش‌شناسی داشته باشیم و این هنر اصیل را به دقت بررسی کنیم ؟ به دلایل مختلف فلسفی،عرفانی یا هرچیزی انگار اصلا برایمان مهم نبوده که چه کسی و چرا این آثارهنری را تولید کرده‌اند. فقط برایمان مهم بوده که تولید شود

در مستند «سوزنگرد» به آثار مکتوب به جا مانده در عصر صفویه و همینطور زوایای دیگری از فرش ایرانی اشاره‌ای نمی‌شود.
اگر می‌خواستیم تمام اطلاعاتی که درباره سوزنگرد وجود دارد را بگوییم یقینا با مستندی طولانی‌تر مواجه می‌شدیم. مثلا در مورد اسم سوزنگرد که پسوند گرد به چه معنی است و در چه زمانی از این پسوند استفاده می‌شده است. در دوره پارتی و شهرهایی که در زمان مادها می‌ساختند شهرها به صورت دایره‌ای و گرد ساخته می‌شد که به نوعی حفاظ دفاعی دور شهرها باشد. از آن زمان پسوند گرد پشت نام شهرها باب شده و شهرهای زیادی با این پسوند داریم. بعد از آمدن اسلام گرد به جرد تبدیل می‌شود و دوباره برخی از شهرها به همان پسوند گرد خوانده می‎شوند. می‌بینید که هزارویک مسئله را می‌توانستیم مطرح کنیم و شاید تماشاگران احساس می‌کردند شاید اگر این اطلاعات را در کتاب می‌خواندند بهتر بود تا در فیلم ببینند. البته در تیتراژ منابع تحقیقاتی برای آن دسته از بینندگانی که موضوع فیلم برایشان جذاب بوده و می‌خواهند آن را دنبال کنند معرفی شده است. ما ایرانی‌ها بیشتر گره زده‌ایم و کمتر قلم. کمتر درباره نقش و نگار فرش پرسیده‌ایم. مثلا چرا در فرش ایرانی آبی فیروزه‌‌ای در کنار سرخ آتشین آنقدر جسورانه به کار رفته است؟ کمتر کتابی پیدا می‌کنید که ازاین دست پرسش‌های بوجود آمده را جواب بدهد. تحقیقات زیادی انجام داده‌ام و دو مستند درباره فرش ساخته‌ام می‌دانم که چقدر منابع مکتوب مطالعاتی در این زمینه کمیاب است. چرا نباید برای آیندگان علم فرش‌شناسی داشته باشیم و این هنر اصیل را به دقت بررسی کنیم ؟ به دلایل مختلف فلسفی،عرفانی یا هرچیزی انگار اصلا برایمان مهم نبوده که چه کسی و چرا این آثارهنری را تولید کرده‌اند. فقط برایمان مهم بوده که تولید شود.

ارزش ویژه این مستند در معرفی این فرش که اطلاعات کمی از آن داشتیم و کار پژوهشی و پرزحتمی است که درباره آن انجام شده است.
ابتدای تحقیقات و شروع آن خیلی جالب است. با استاد تورج ژوله که فرش‌پژوه بزرگی است صحبت می‌کردم می‌گفت هرچه بیشتر تحقیق و تلاش و تفحص کنی کمتر به دست می‌آوری و متاسفانه درست هم می‌گفت.منابع مطالعاتی به شدت کمی در زمینه فرش  وجود دارد و برای ساخت مستند «سوزنگرد» تلاش مضاعفی کردم. جالب اینجاست که بیشترین تحقیقات راجع به فرش ایرانی را آلمانی‌ها انجام داده‌اند و ناگزیر باید این منابع رجوع کنی.

افشین والی‌نژاد در «مسافر فوکوشیما» سعی کرده حادثه اتمی و زلزله را از زوایای مختلف معرفی کند. شما چقدر در این روایت نقش داشته‌اید؟
سوژه «مسافر فوکوشیما» فاجعه زیست محیطی و انسانی در ابعادی گسترده است که تماما از زبان و روایت افشین والی نژاد روایت شده است و از ابتدا ساختار فیلم بر همین اساس بود. او از ۲۰۱۱ تمام زندگیش را صرف این واقعه کرده و بی‌شمار عکس و فیلم را ثبت کرده است.  او حدود هفتاد سفر از توکیو به منطقه فوکوشیما طی این سال‌ها داشته است ، به همین جهت هم «مسافر فوکوشیما» می‌توانست مناسب‌ترین عنوان برای این مستند باشد.این را هم اضافه کنم که تمام صحبت‌هایی که می‌شود بر اساس تحقیقات علمی صورت گرفته بوده اسنت و درصدی داستان‌گویی و بزرگ‌نمایی ندارد. طبیعی است دولت ژاپن مانند تمام دولت‌ها نمی‌خواهد تمام زوایای این فاجعه روشن و در دسترس همه قرار بگیرد.

تصاویر و قاب‌های خیره‌کننده «مسافر فوکوشیما» محصول فعالیت شما در عکاسی است و تاثیرش در فیلم مشهود است.
مگر می‌شود به ژاپن رفت و قاب‌های زیبا نگرفت؟ ژاپن مثل هیچ کجای دنیا است. مردمان خیلی خوبی هم دارد. دریغ و حسرت هم از رفتن به ژاپن داشتم چون کشوری که در نیمه قرن نوزدهم از لحاظ اقتصادی با ایران در یک سطح بوده در یک صد سال گذشته فاصله زیادی از ما گرفته است.

اگر برای مستند تحقیق و پژوهش کنی و در انتها فیلم حتی ساختار درستی هم نداشته باشد باز هم فیلم قابل دیدن و مهم است ولو به عنوان فیلم آموزشی

فیلم بعدی‌تان در چه مرحله‌ایی است و چقدر زمان صرف تحقیق کرده‌اید؟
اگر برای مستند تحقیق و پژوهش کنی و در انتها فیلم حتی ساختار درستی هم نداشته باشد باز هم فیلم قابل دیدن و مهم است ولو به عنوان فیلم آموزشی. بخش عمده‌ای از کتابخانه من کتاب‌هایی راجع به فرش است و با آدم‌های مختلفی هم در این زمینه صحبت کرده‌ام و در ارتباطم. برای فیلم بعدی خودم یعنی «فرش گور» بیش از سه سال می‌شود که مشغول تحقیق و پژوهشم.

از بازخوردهای نمایش این دو مستند در گروه هنروتجربه بگویید.
در خانه هنرمندان که نمایش این دو مستند را همراه با تماشاگران دیدم برایم خیلی جالب و امید بخش بود. مثلا فیلم «سوزنگرد» که سه سال از ساخت آن می‌گذرد، هم‌چنان برای همکاران مستند سازو تماشاگران جذاب بود و این مهم باعث می‌شود قوی‌تر و با امید بیشتری راهم را ادامه بدهم. گرچه سال‌هاست کفش آهنی به پا کرده‌ام و امیدم را برای ادامه کار از دست نمی‌دهم. مدت‌هاست برای فیلم بعدی خودم «فرش گور» دنبال سرمایه‌گذار می‌گردم و اگر این فیلم ساخته شود با توجه به تجربه‌های قبلی و برطرف کردن نقص‌ها، نسخه کامل‌تر و بی‌نقص‌تری از «سوزنگرد» می‌شود.

ارزیابی شما از اکران فیلم‌ها در هنروتجربه چیست؟
وجود هنروتجربه بسیار مهم و ضروری است و اگر ایرادی هم دارد یقینا بودنش از نبودنش بهتر است. امکانی را فراهم آورده که فیلم‌هایی که قبل از آن امکان دیده شدن نداشتند رنگ پرده را ببینند. به غیر از فیلم‌های داستانی که نمایش می‌دهند رو به نمایش مستند هم آورده‌اند و این اتفاق عالی است. هر مستند سازی دوست دارد فیلمش دیده شود با وجود این‌ه تعداد فیلم‌ها زیاد است و سالن‌های محدودی در اختیار هنروتجربه قرار دارد بازهم غنیمتی است که باید قدر آن دانسته شود. امیدوارم امکانات هنروتجربه و سالن‌های نمایش فیلم بیشتر شود.

عکس:یاسمن ظهورطلب