هنروتجربه:جلسه نقد و بررسی مستند «چریکه بهرام یا ایمان به قدرت تصویر» ساخته فرشید قلی‌پور، عصر روز چهارشنبه ۲۵ دی ماه،با حضور کارگردان و با اجرای دکتر علی آذری در پردیس سینمایی گلستان شیراز برگزار شد.

جلسه با طرح پرسشی در مورد ایده ساخت فیلم و هم‌چنین اساس چینش فیلم‌ها در این مستند،آغاز شد. فرشید قلی‌پور در مورد ایده ساخت فیلم توضیح داد: «قبل از این فیلم، اثر بلند دیگری به شکل مستند پرتره در مورد بهرام بیضایی ساخته نشده بود و آثار موجود، بیشتر فیلم‌های کوتاهی هستند که مونتاژ سکانس‌های فیلم‌های ایشان بود. انگیزه من از ساخت این فیلم، جذابیت و کاریزمای شخص آقای بیضایی بود. سال ۷۷ که خودم را برای کنکور هنر آماده ‌می‌کردم، کتاب «نمایش در ایران» نوشته ایشان را خواندم. قبل از آن فیلم‌های «شاید وقتی دیگر» و «باشو، غریبه کوچک» را از تلویزیون دیده بودم. با خواندن آن کتاب به این نکته پی بردم که استاد بیضایی هم در سینما و هم در تئاتر شخصی متفکر، یگانه و یکه تاز است. پس از آن کتابی را با عنوان «کاوش در سینما و نئاتر بهرام بیضایی» به چاپ رساندم که حاصل تحقیقات و مطالعاتم در مورد ایشان بود. بعدا تصمیم گرفتم،مستندی را هم در مورد ایشان بسازم که هم ادای دینی باشد و هم مروری بر آثار استاد. قبل از ساخت به ایشان نگفتیم که قرار است مستندی درباره خودشان ساخته شود، چون این‌قدر فروتن هستند که قبول نمی‌کردند. اما با یکی از دوستان نزدیک‌شان؛ عزیز ساعتی، گفت‌وگو کردم و به صورت خیلی کامل و با جزئیات توضیح دادم که قرار است چه کارهایی انجام دهم و گفتند که اگر کارهایی که گفتی انجام دهی، خوششان‌می‌آید».

او درمورد چینش فیلم‌ها هم عنوان کرد:«در مورد چینش فیلم‌ها، با مشورت خانم ژینوس بهرام، به نتیجه رسیدیم. ابتدا قرار بود چینش براساس سال تولید فیلم‌ها باشد، که باعث‌می‌شد مخاطب یک خط فکری دریافت کند که مثلا فلان رویداد اجتماعی باعث ساخت چه فیلمی شده، که اصلا هدف من نبود. آثار ایشان هم مثل بقیه هنرمندان، متاثر از وقایع و تحولات اجتماعی زمان خود بوده است. بنابراین ترجیح‌ می‌دادم هر فیلم جداگانه و به عنوان یک اثر هنری بررسی شود».

توجه عمیق پژوهش‌گر و نویسنده‌ای چون بیضایی به جزییات
در ادامه دکتر آذری درباره انتخاب افراد حاضر در فیلم گفت:« به نظر من خیلی خوب بود اگر در این مستند منتقدهایی هم حضور داشتند تا استاد بیضایی را بهتر به مخاطب بشناسانند. درواقع شناخت مخاطب عام با ایشان از طریق منتقدان صورت گرفته است».

قلی‌پور در این ارتباط توضیح داد:«اگر یک سری از بزرگان و منتقدین در فیلم حضور ندارند و این مساله نقطه ضعف فیلم محسوب شده، به خاطر سن و سال من است.درواقع با خیلی از منتقدان مطرح صحبت کردم، اما قبول نکردند در فیلم حضور داشته باشند، چون مرا نمی‌شناختند و نمی‌دانستند نتیجه فیلم چه‌ می‌شود. بعضی‌ها هم قرار‌ می‌گذاشتند و نمی‌آمدند. وقتی فیلم به اتمام رسید، یک نسخه را برای استاد بیضایی فرستادم که خوش‌شان آمد و برایم نامه‌ای فرستادند و در آن اشاره کردند از فیلم‌های مشابه، بهتر است. همین که استاد نظرشان را گفتند، کافی بود».

در بخش دیگری از این نشست آذری در مورد بهرام بیضایی و هوشمندی و توجه او به جزییات نکاتی را عنوان کرد:«سال ۸۸ بعد از فوت اکبر رادی نشست‌هایی برگزار‌می‌شد که به نوعی نمایش‌نامه‌خوانی آثار اکبر رادی به یاد او بود. در یکی از جلسات، بعد از اتمام خواندن نمایش‌نامه‌ای که حدود ۷۰ دقیقه بود، جلسه دیگری با حضور استاد بیضایی به عنوان کارشناس برای تشریح و بررسی آن اثر برگزار شد. استاد پس از حدود ۱۵۰ دقیقه صحبت، گفتند که به اندازه یک ساعت دیگر هم مطلب برای گفتن دارند. این نکته نشان‌ می‌دهد یک کارگردان، نویسنده و پژوهش‌گر تا چه حد‌ می‌تواند هوشمند و عمیق فکر کند و به جزئیات و نکاتی توجه کند که ما متوجه نشده بودیم. نکته دیگری که در مورد این فیلم وجود دارد این است که شما به شکلی بازیابی لوکیشن‌های فیلم‌های استاد بیضایی را انجام دادید. حس کردم شما به نوعی به مکان‌ها تعلق خاطر داشتید».

قلی‌پور توضیح مطالب مطرح شده،گفت:«سعی کردیم یک سری لوکیشن‌ها که برای استاد نوستالژیک هستند را فیلم‌برداری کنیم. بهرام بیضایی در مورد اماکن به جزئیات اهمیت زیادی‌ می‌دادند. لوکیشن «مرگ یزدگرد» معروف به عصارخونه سالم مانده بود و ما توانستیم از آن فیلم‌برداری کنیم. اما بیشتر اماکن تغییر کرده بود، مثلا ساحلی که در فیلم «چریکه تارا» بود، دیگر قابل فیلم‌برداری نبود، چون در آنجا ویلا ساخته بودند».

مجری جلسه در ادامه به نکته‌ای منفی در مورد متن فیلم اشاره کرد که اسامی زیادی پشت سر هم ردیف‌ می‌شوند و قلی‌پور در این مورد توضیح داد:«تلاش کردم بین این اسامی ارتباط معنایی برقرار کنم، مثلا «باشو غریبه کوچک» را به سفر بردیم که «سفر» هم یکی دیگر از آثار استاد است».

لزوم ساختن مستندهایی متعددی درباره بیضایی
این کارگردان در این نشست هم‌چنین به دشواری‌های ساختن فیلمی درباره بهرام بیضایی اشاره داشت:«ساخت فیلم در مورد بهرام بیضایی کار بسیار سختی است، باید یک سری مستند در مورد ایشان ساخته شود، در مورد آثار مختلف ایشان مثل پژوهش‌ها، سخنرانی‌ها، فیلم‌ها و نمایش‌نامه‌ها. من سعی کردم این فیلم را برای کسانی بسازم که بهرام بیضایی را‌می‌شناسند و آثارش را دنبال کرده‌اند. وقتی نسل جدید با آثار ایشان آشنا شود، با بخشی از تاریخ سینمای ایران آشنا شده‌است. به خاطر نوع تدوین شلاقی آثار استاد، سعی کردم تدوین این فیلم را به همان صورت انجام دهم. موسیقی فیلم‌های ایشان را انتخاب و در این مستند از آن‌ها استفاده کردم.البته به جز سکانس نهایی که از موسیقی انتخابی استفاده کردیم. درواقع ما به خودمان اجازه ندادیم ملودی خاصی را برای این فیلم تولید کنیم، چون استاد حساسیت زیادی روی موسیقی فیلم‌های‌شان داشتند و ملودی آن‌ها را با سوت برای آهنگسازان‌ می‌زدند».

در پایان این نشست آذری درباره ساخته شدن مستند پرتره در دنیا گفت:«مستند‌های پرتره زیادی در دنیا ساخته شده‌اند. مارتین اسکورسیزی دو مستند درباره باب دیلان ساخته که بین آن‌ها ۱۵ سال فاصله وجود دارد. وقتی از او دلیل ساخت یک مستند دیگر درباره همان موضوع را پرسیدند، پاسخ داد که الان آدم دیگری هستم و به شکل دیگری موضوع را‌ می‌بینم».