هنروتجربه-سعید حضرتی:در بخش اول گفت‌وگو با صحرا کریمی بر سینمای افغانستان و شرایط فیلم‌سازی در این کشور تمرکز داشتیم، در بخش دوم گفت‌وگو این کارگردان از فعالیت جدید خود و از فیلم «حوا، مریم، عایشه» گفت.

بخش اول گفت‌وگو

فضای فیلم «حوا،مریم،عایشه» کمی مردستیزانه به نظر می‌رسد. جایی اشاره داشته‌اید که می‌خواستید به دور از نگاه کلیشه‌ای فیلمی درباره زنان افغانستانی بسازید، این کلیشه‌ها چه بوده‌اند؟
«حوا، مریم، عایشه» قبل از اینکه برچسب فمنیستی به آن زده شود، به نظر من یک مانیفست زنانه است در مقابل حق آزادی بر تن و بدن. کلیشه‌های زنان افغانستان برقع پوشیدن و خشونت‌های بیرونی و زیر چشم سیاه شدن‌ها است. اما زنان افغانستان با موضوعاتی فراتر از این‌ها  روبه‌رو هستند. تابوهای قبول شده و رسمی شده سنتی که بسیاری ترس دارند در مورد آن صحبت کنند. نگاه من مردستیزانه نیست. نگاه قالب مردان در افغانستان گاهی به مراتب بدتر از آن‌ چیزی است که در فیلم دیده‌اید.متاسفانه افغانستان و مخصوصا مسایل زنان افغانستان بسیار پروژه‌ای و قالب‌بندی شده است. مواردی که در چهارچوب پروژه‌های تعریف شده نگنجد در موردش سال‌ها سکوت می‌شود. مثلا حق انتخاب مادر شدن به نظرتان مساله مهمی نیست؟در افغانستان شما بعد از ازدواج باید مادر شوید تا در ساختار خانواده جایگاه معتبری داشته باشید و از احترام و خدمات بهتری برخوردار شوید. در مورد به چالش کشیدن این موضوع در افغانستان باید تابوشکنی کرد. متاسفانه زنان افغانستان از فرصت برابر با مردان برخوردار نیستند.

می‌خواهم تمام فیلم‌هایم که مربوط به افغانستان است را در افغانستان بسازم. خیلی مایل نیستم مهارتم را نشان دهم که وسط یک کوه در تاجیکستان بخواهم دهکده‌ای افغانستانی را بازسازی کنم و در جایی غیر از کشور خودم فیلم بسازم، سعی می‌کنم نیرویم را روی روایت تمرکز دهم

به همین خاطر زنان در فیلم «حوا،مریم،عایشه» به نوعی شکست خورده و جنس دوم محسوب می‌شوند.
شرایط اجتماعی افغانستان ایجاب می‌کرد. فیلم‌نامه فیلم برگرفته از واقعیت‌های جامعه افغانستانی است.

چه هدفی از کنار هم گذاشتن این سه زن داشتید؟
در «حوا، مریم، عایشه» من به نوعی خواسته‎‌ام در این مورد با داستان سه زن که شرایط  متفاوتی دارند، ایجاد گفتمان کنم. هدف من از کنار هم گذاشتن این سه این بود که فرقی ندارد زن سنتی باشد یا مدرن یا دختر جوان و کم سن و سال، در چنین جامعه‌ای سرنوشت‌ها شباهت عجیبی به هم دارند.باورهای غلط و اشتباه در مورد زنان، سرنوشت آن‌ها را یکی می‌کند.

تقریبا همه عوامل فیلم «حوا،مریم،عایشه» زنان هستند. اصراری بر این موضوع بوده یا اتفاقی است؟
 با زنان خیلی راحت‌تر کار می‌کنم. مشکلی با عوامل مرد هم ندارم. مردها هم بودند؛ اما در کل خودم با زن‌ها راحت‌تر کار می‌کنم‌. همیشه مجذوب زنان توانمند، حرفه‌ای، کار بلد می‌شوم و اگر پیش بیاید، همیشه کار با زنان را انتخاب می‌کنم.

نحوه انتخاب سه بازیگر اصلی فیلم به چه صورت بود و آیا بازیگران شناخته شده‌ای در افغانستان هستند؟
ما هنوز در افغانستان سیستم ستاره‌سازی نداریم. چون در سال‌های اخیر خیلی به ندرت فیلم داستانی استاندارد درست شده است؛ و بیشتر از غیر بازیگران استفاده می شود. حسیبا ابراهیمی در نقش عایشه بازیگرحرفه‌ای است، آرزو آریاپور در نقش حوا کاملا غیر بازیگر و فرشته افشار در نقش مریم، ورزشکار است.

آیا فیلم بعدی‌تان را هم در افغانستان می‌سازید؟
می‌خواهم تمام فیلم‌هایم که مربوط به افغانستان است را در افغانستان بسازم. خیلی مایل نیستم مهارتم را نشان دهم که وسط یک کوه در تاجیکستان بخواهم دهکده‌ای افغانستانی را بازسازی کنم و در جایی غیر از کشور خودم فیلم بسازم، سعی می‌کنم نیرویم را روی روایت تمرکز دهم. فیلم ساختن در افغانستان سخت است چرا که سیستمی وجود ندارد تا شما را از لحاظ بودجه و تهیه‌کنندگی حمایت کند، هم‌چنین افراد تکنیکی خوب هم نداریم.  تنها خوبی افغانستان لوکیشن است که البته ناامنی تاثیرات خود را دارد؛ اما فیلم ساختن در آنجا ناممکن نیست. ساختن «فیلم حوا، مریم، عایشه» نامحال را به محال تبدیل کرد.

چطور با عوامل ایرانی آشنا و همکاری کردید؟ در نهایت ازاین همکاری چه ارزیابی‌ای دارید؟
فیلم‌بردار فیلم بهروز بادروج را قبلا از طریق یکی از دوستانم که در افغانستان کار کرده بودند، می‌شناختم. مابقی عوامل تولید را ایشان با خود آوردند. در مراحل پس از تولید با کتایون شهابی چند سال پیش در جشنواره فیلم آنتالیا با او آشنا شده بودم؛همراه شدم. مستانه مهاجر را خانم شهابی معرفی کردند و محمدرضا دلپاک را از دوران دانشجویی می‌شناختم. من چون قبلا با اروپایی‌ها کار کرده بودم؛ خیلی عادت نداشتم با عوامل ایرانی فیلم بسازم و متاسفانه در فرهنگ ما تعارف‌ها و ملاحظاتی هست که وارد روابط کاری هم می‌شوند، دوستان ایرانی بعضی از برخوردهای مرا که کاملا کاری بود را گاهی شخصی برداشت می‌کردند و من باید همیشه سوءتفاهم‌ها را برطرف می‌کردم که البته انرژی زیادی صرف می‌کردم و باید مواظب می‌بودم به کسی بر نخورد. در نهایت از این همکاری راضی هستم و تجربه خیلی خوبی با تمام عوامل فیلم بود. مخصوصا کتایون شهابی که سهم بزرگی در ساختن این فیلم دارند؛ این فیلم اگر بازخورد مثبتی از طرف تماشاگران دارد و تاکنون بیش از ۱۵ جشنواره شرکت داشته است، مدیون تلاش‌های ایشان و همکارانشان است.

با توجه به این‌که گروه هنروتجربه از فیلم‌های تجربی‌وهنری با مخاطب خاص‌تر حمایت می‌کند، از نظر شما این حمایت چه تاثیری می‌تواند بر سلیقه تماشاگران و نگاه فیلم‌سازان داشته باشد؟
به نظر من هنروتجربه مهم‌ترین و زیباترین اتفاقی بود که می‌توانست برای سینمای مستقل و هم‌چنین سینمای هنری ایران بیافتد. قطعا این حمایت‌ها واکران‌ها باعث رشد سلیقه و دلگرمی فیلم‌سازان خواهد شد. من خوشحالم که فیلم من که فیلم غیرایرانی است، با کمترین ممیزی  پخش و نشر می‌شود.ایران زادگاه من است و خیلی برایم اهمیت دارد که در زادگاهم فیلمم برای ایرانی‌ها و هموطنانم که مقیم ایران هستند نمایش داده می‌شود.

خوشحالم که فیلم من که فیلم غیرایرانی است، با کمترین ممیزی  پخش و نشر می‌شود.ایران زادگاه من است و خیلی برایم اهمیت دارد که در زادگاهم فیلمم برای ایرانی‌ها و هموطنانم که مقیم ایران هستند نمایش داده می‌شود

«حوا، مریم، عایشه» اولین فیلمی است که از سینمای افغانستان در سینماهای ایران به نمایش درآمده است.
من خودم را ایرانی می‌دانم، ایران به دنیا آمدم و در همین کشور دیپلم گرفتم و اولین گام سینمایی‌ام را برداشتم. معتقدم ایرانی‌ها بیایند این فیلم را ببینند تا متوجه شوند که اگر به افغان‌ها فرصت داده شود می‌توانند چه کارهایی در ایران انجام دهند.این فیلم نتیجه فرصتی است که در اختیارمان قرار داده شده است.

در حال حاضر مشغول چه کاری هستید؟
در حال حاضر فیلم‌نامه جدیدم را می‌نویسم که به احتمال بسیار قوی  کتایون شهابی تهیه‌کنندگی آن را بر عهده خواهد داشت و در کنار آن در دانشگاه هم تدریس می‌کنم و ریاست اداره افغان فیلم افغانستان را هم بر عهده دارم.در نهایت یک فیلم‌ساز مستقل هستم.