هنروتجربه- فاطمه رستمی: سالم صلواتی امسال با «پدران» در بخش نگاه نو سی و هشتمین جشنواره ملی فیلم فجر به عنوان کارگردان فیلم اولی حضور دارد.البته این کارگردان هم فیلم اولش «زمستان آخر»پروانه ویدئویی داشته و به همین دلیل «پدران» با پروانه سینمایی، به عنوان اولین فیلم بلند داستانی او محسوب شده‌است. او در این گفت‌وگو از حضور در جشنواره فیلم فجر و سختی‌های ساخت فیلمی با موضوع تقابل نسل‌ها و مشکلات فیلم‌سازان درارتباط با تفکیک پروانه ساخت ویدئویی و سینمایی گفته است. 

«آینه‌های پریده رنگ» فیلم کوتاه شما که در هنروتجربه اکران شد، به لحاظ فیلم‌نامه کاملا مورد توجه قرار گرفت و حالا فیلم‌نامه «پدران» را محمدرضاگوهری نوشته که فیلم‌نامه‌نویسی شناخته شده است. در مورد دلیل این توجه ویژه به فیلم‌نامه در کارهایتان بگویید.
بعد از سال‌ها کارکردن در زمینه فیلم‌سازی چه فیلم کوتاه چه بلند، فیلم‌نامه تبدیل به مهم‌ترین رکن کار می‌شود. همیشه جمله هیچکاک را برای خودم تکرار می‌کنم که می‌گفت سه چیز در سینما مهم است:اول فیلم‌نا‌مه،دوم فیلم‌نامه و سوم فیلم‌نامه. آنقدر این جمله را برای خودم تکرار کرده‌ام که همیشه در ذهنم ماندگار شده است و سعی دارم فقط سراغ فیلم‌نامه‌های درست بروم. جزئیات در فیلم‌نامه خیلی برایم اهمیت دارد و وقتی با دوستانم صحبت می‌کنم به این نتیجه می‌رسم که جزئیات فیلم‌نامه است که به من کمک می‌کند تا پرداخت درستی در فیلم داشته باشم. ما می‌توانیم طرحی کلی با چهارچوب مشخص را به چهار فیلم‌ساز بدهیم و آن‌ها چه کوتاه چه بلند، براساس آن متن فیلم بسازند، در این میان آنچه باعث تفاوت این چهار فیلم می‌شود، جزئیات است. محمدرضا گوهری یکی از بهترین فیلم‌نامه‌نویسان کشور ما است و اصولا آثاری که او نوشته را دوست دارم. گوهری موضوعات مربوط به روابط انسان‌ها را بررسی می‌کند و در کارهایش جزئیاتی وجود دارد که ناشی از تعمق یک فیلم‌نامه‌نویس و داستان‌پرداز است.این ویژگی گوهری را  به‌خصوص می‌توان در فیلم‌نامه «خیلی دور، خیلی نزدیک» و «یه حبه قند» مشاهده کرد. شاید یکی از سرمایه‌های مهم فیلم «پدران» فیلم‌نامه آن باشد بدون این‌که ادعا کنم که خیلی خاص و جشنواره پسند است. شاید فیلم‌های کوتاه من مثل «زمستان آخر»، «رویاهای برفی»، «بادبادک‌های بی‌بال» و… فیلم‌هایی بودند که اگر خوب ساخته می‌شدند -که فکر می‌کنم این‌گونه شد- می‌توانستند موفقیت جشنواره‌ای کسب کنند، اما «پدران» ماجرای دیگری دارد. موضوع این فیلم از دغدغه‌های من بود. البته در فیلم‌های دیگرم هم سعی کرده‌ام که دغدغه‌های شخصی‌ام را لحاظ کنم مثلا در فیلم «اگر بروم» رابطه خودم و پدرم را به تصویر کشیدم، در «آینه‌های پریده رنگ» فاصله زن و شوهر را نشان دادم و در «رویای برفی» ارتباط زن و شوهر پیری را می‌دیدیم. در فیلم «پدران» رابطه پدرها و فرزندان‌شان را مطرح می‌کنم و به بررسی شناخت آن‌ها از همدیگر و گسست ارتباط‌شان پرداخته‌ایم و ترسیم این فاصله جزو ویژگی‌های فیلم‌نامه‌ای بود که گوهری نوشته است. از همان ابتدا دقیقا همین ویژگی‌های فیلم‌نامه را دوست داشتم. خوشحالم که در اولین فیلم بلندی که قرار است اکران جدی در آینده چه در هنروتجربه، چه در سینمای بدنه داشته باشد، با فیلم‌نامه‌نویس خوبی همکاری کرده‌ام. از گوهری نکات زیادی در مورد تبدیل یک قصه کامل به فیلم‌نامه‌ای استاندارد یاد گرفتم.

براساس آنچه در سینمای کوتاه یادگرفته‌ام و طی سال‌ها تجربه، به این نتیجه رسیدم که در کنار بازیگرهای خوب ومطرح می‌توان از بازیگرهایی استفاده کرد که مدت‌هاست در فیلم کوتاه تجربه کسب کرده‌اند و این ترکیب می‌تواند به ما کمک کند

برای فیلم‌سازی که با اولین سینمایی بلندش در جشنواره ملی فیلم فجر حضور دارد احتمالا استفاده از بازیگران شناخته شده می‌تواند کمک کننده باشد، اما شما در کنار بازیگرانی چون هدایت هاشمی و گلاره عباسی ، از علیرضا ثانی‌فر و نوید لایقی (که در فیلم کوتاه شناخته شده‌تر وپرکارتر هستند) و… استفاده کرده‌اید.
موافقم که وقتی بحث اکران فیلم مطرح می‌شود این فکر به ذهن می‌رسد که سلبریتی‌ها در اثر نقش آفرینی کنند، اما من به دلایلی، کمی محافظه کارانه‌تر عمل کردم؛ یکی از دلایل بودجه محدودی بود که در اختیار داشتم و مورد بعدی دغدغه‌های شخصی‌ام بود که فکر می‌کردم چقدر سلبریتی باعث فروش فیلم می‌شود و چقدر کلیت اثر باعث موفقیت آن خواهد شد؟ دوست داشتم بدانم حضور یک بازیگر خوب جدا از سلبریتی بودن یا نبودنش چه نقشی در مطرح شدن فیلم دارد؟ براساس آنچه در سینمای کوتاه یادگرفته‌ام و طی سال‌ها تجربه، به این نتیجه رسیدم که در کنار بازیگرهای خوب ومطرح می‌توان از بازیگرهایی استفاده کرد که مدت‌هاست در فیلم کوتاه تجربه کسب کرده‌اند و این ترکیب می‌تواند به ما کمک کند. علیرضا ثانی‌فر را از قبل می‌شناختم و در فیلم «تشریح» و خیلی آثار دیگر هم او را دیده بودم و هرکاری کردم نتوانستم کس دیگری را جز ثانی‌فر برای نقش اول فیلم مناسب ببینم. از سوی دیگر تهیه‌کننده هم طبیعتا توقع دارد بازیگری در کار حضور داشته باشد تا موجب دیده‌شدن کلیت اثر دیده شود و حق هم دارد. در نهایت دست به انتخابی زدیم که توازن برقرار باشد. از انتخاب بازیگرها خوشحال هستم به این دلیل که جنس بازیگری خاصی به من تحمیل نشد و واقعا بازیگران همراهی داشتم. شاید افراد با دیدن فیلم به این فکر کنند که بازیگران دیگری هم می‌توانستند این نقش‌ها را برعهده بگیرند، اما حتی اگر غلط انتخاب کرده باشم بازهم خوشحالم، به این دلیل که انتخاب خودم بوده و حالا که فیلم آماده تماشا است، به شناخت بهتری نسبت به انتخاب بازیگر رسیده‌ام و از این به بعد با دید گسترده می‌توانم عمل کنم. همین حالا فکر می‌کنم انتخاب‌هایی که برای نقش‌های مختلف انجام دادیم، درست بوده است.

تجربه‌های قبلی شما در کردستان و خارج از تهران ساخته شده‌بودند و حالا برای فیلم «پدران» هم به همدان رفتید. فیلم‌سازی در شهرهای دیگر چگونه است و  همراهی فیلم‌برداری باسابقه‌ای مثل مرتضی پورصمدی چه کمکی به شما کرد؟
تجربه های قبلی‌ام در کردستان و اقلیمی شکل گرفت که آن را می‌شناسم و آنجا بزرگ شده‌ام. داستان‌ها و دغدغه‌هایم در آن جغرافیا، توانست تبدیل به فیلم‌هایی شود که روی پرده سینما دیده شدند. دلم می‌خواست «پدران» را هم آنجا کار می‌کردم چون بهتر می‌توانستم در انتخاب لوکیشن‌ها عمل کنم. حتی زمانی که با گوهری روی فیلم‌نامه کار می‌کردیم،ما به ازای فضاها را در کردستان در ذهنم تجسم می‌کردم. اما قصه ما با توجه به این‌که در شهر اتفاق می‌افتد، نیاز به  شهری با ادارات مختلف و دانشگاه داشت، یعنی نه کلان‌شهر باشد نه شهر کوچکی که امکانات خاصی ندارد. قصه «پدران» می‌توانست در خیلی شهرهای دیگر اتفاق بیافتد. ما حتی به یاسوج هم رفتیم، تاحدی پیش تولید انجام شد و لوکیشن هم انتخاب کردیم که به نتیجه نرسیدیم. از طرفی می‌خواستیم کمی رنگ و بو و اصالت در فضای شهر باشد و این مسئله در کلان‌شهرها کمتر دیده می‌شود. به همین دلیل همدان برای ما شهر مناسبی بود چراکه علاوه بر شهر بودن، گویش فارسی خاص این منطقه هم می‌توانست برای مخاطب جذاب باشد و در کنار این آوای خوش، مشخصات شهر و آب و هوای خوب آن برای کار مناسب بود. هرچند در تهران نبودن کمی کار را سخت می‌کند و دسترسی به برخی امکانات محدود می‌شود. دستگاه‌های دولتی آن‌طوری که انتظار داشتیم به ما کمک نکردند، اما مردم همدان درطول کار از حداقل تا حداکثر به یاری ما آمدند. مرتضی پورصمدی کمک می‌کرد تا هیچ فاصله‌ای احساس نکنیم و خیلی دقیق با هم حرف می‌زدیم و به نتیجه می‌رسیدیم. او شناخت عالی دارد و پیشنهادات معرکه‌ای می‌داد و از او خیلی آموختم. تجربه‌های پورصمدی به عنوان یک فیلم‌بردار حرفه‌ای در کنار جوان‌ترهای گروه خیلی به کار کمک کرد و تبدیل به اندوخته‌هایم برای کارهای آینده‌ام شد. همه عوامل به نوبه خودشان به ما بسیار یاری رساندند و «پدران» محصول زحمت همه دوستان است.

سوژه فیلم پدران تقابل نسل‌ها، پدران و پسران است. چه شد که در این برهه زمانی به فکر طرح چنین موضوعی افتادید؟
تقابل نسل‌ها همیشه در برهه‌های زمانی گوناگون، جذابیت  داشته و به اشکال هنری مختلف به آن پرداخته‌اند. در فیلم‌هایی قبلی‌ام هم به این مسئله توجه داشته‌ام و همیشه بیان و نمایش نسلی که فکر می‌کند از نظر فرهنگی و علمی بهتر از گذشتگان است را دوست داشته‌ام،البته فکر می‌کنم ما در اشتباه هستیم که این‌طور می‌اندیشیم. زمانی که نمونه‌های موفق هدایت و تربیت نسل قدیمی را به عنوان مثال مطرح می‌کنیم، تازه به این اشتباه پی می‌بریم. به نظر می‌رسد آن‌ها بیشتر از ما تکلیف‌شان با خودشان، زندگی و آینده‌شان روشن بوده است. چالش‌های والدین و فرزندان همیشه جذابیت داشته و این روزها لازم است که به آن بپردازیم و مسائل سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و… که بر روابط اثر گذاشته‌اند را بررسی کنیم تا شاید به شناخت بهتری نسبت به نسل قبلی برسیم. ممکن است خواسته‌های ما و آن‌ها برحق باشد یا حتی نباشد، به هرحال باید به انطباق درستی در روابط‌‌مان دست پیدا کنیم.

بخش «نگاه نو» در جشنواره فیلم فجر را چگونه می‌بینید و فکر می‌کنید در معرفی فیلم‌سازان تازه نفس چه نقشی بازی می‌کند؟
بخش «نگاه نو» بسیار پویا است و چندسالی که به جشنواره اضافه شد تاثیرات مثبتی داشته است. خیلی از مخاطبان جشنواره فیلم فجر درواقع چشم به راه تماشای آثار کارگردانان این بخش را دارند. این بخش کمی جسورانه‌تر عمل می‌کند و به معرفی افراد جدید می‌پردازد. شاید فیلم‌سازان فیلم اولی در مقایسه با فیلم‌سازان قدیمی‌تر از امکانات کمتری برای کار برخوردار باشند و این رقابت کمی منصفانه نباشد. این رقابت اگرچه سخت است، اما جذابیت ویژه‌ای دارد.

امسال آیین‌نامه مربوط به تفکیک پروانه ساخت ویدئویی و سینمایی، حواشی و انتقاداتی به همراه داشت که گریبانگیر تعدادی از فیلم‌سازان بخش نگاه نو از جمله خود شما شد. به نظرشما می‌کنید در شکل امروزین سینما چنین تقسیم‌بندی‌هایی هنوز کارکردی دارند؟
یکی از مشکلاتی که فیلم اولی‌ها درگیرش هستند همین پروانه ساخت و نمایش است. این مشکلات هم در جشنواره مشهود است و هم در سازمان سینمایی. من با فیلم «زمستان آخر» در جشنواره‌های مختلف خارجی به عنوان فیلم اولی حضور داشتم و جوایزی هم گرفتم. در واقع «پدران» از نظر آن‌ها فیلم دوم من است و نمی‌توانم با این فیلم به عنوان فیلم اولی در جشنواره‌های خارجی شرکت کنم، درحالی که در ایران «پدران» فیلم اول من محسوب می‌شود و «زمستان آخر» را اولین سینمایی من نمی‌شناسند! ساز و کار جشنواره و مقررات و آیین‌نامه‌ها این شرایط را ایجاد می‌کنند، کما این‌که «زمستان آخر» برای نمایش در فجر انتخاب شده بود و دقیقا به دلیل همین مسائل از جشنواره کنار گذاشته شد. این آیین‌نامه باید بازنگری شود و سازمان سینمایی، خانه سینما و دبیرخانه جشنواره فیلم فجر باید به یک جمع‌بندی درست درمورد فیلم اولی‌ها برسند. این‌که چه فیلمی اکران شود باید به بعد از ساخت فیلم موکول شود نه این‌که از همان ابتدا تصمیم بگیرند که چه پروانه‌ای به آن داده شود! نباید در زمان جشنواره تازه تصمیم به تغییر در آیین‌نامه و قوانین بگیریم. حواشی انرژی فیلم‌ساز را می‌گیرد و باعث سردرگمی می‌شود.

یکی از مشکلاتی که فیلم اولی‌ها درگیرش هستند همین پروانه ساخت و نمایش است. این مشکلات هم در جشنواره مشهود است و هم در سازمان سینمایی…این آیین‌نامه باید بازنگری شود و سازمان سینمایی، خانه سینما و دبیرخانه جشنواره فیلم فجر باید به یک جمع‌بندی درست درمورد فیلم اولی ها برسند

پیداکردن سرمایه‌گذار و تهیه کننده یکی از معضلات و دغدغه‌های فیلم‌سازان بخصوص فیلم‌سازان فیلم اولی و دومی است. شما که با شهرام مسلخی پیش از این هم در فیلم‌های کوتاه‌تان تجربه همکاری داشته‌اید،در زمینه پیدا کردن سرمایه‌گذار مشکلی نداشتید؟
مسئله سرمایه‌گذار و تهیه‌کننده هفت خوان رستم است،بخصوص برای فیلم‌سازان فیلم اول. به هرحال بازدهی بودجه برای سرمایه‎گذار مهم است و برای ما هم این مسئله سختی‌هایی داشت. بنیاد فارابی وقتی فیلم‌نامه را خواند با ساخت آن موافقت کرد و وامی داده شد. در دنیای فیلم‌سازی امروز «پدران» در واقع اثری کم خرج و ارزان محسوب می‌شود. ما حدود هشت تهیه‌کننده برای «پدران» عوض کردیم. بحث سرمایه و جذب سرمایه ما را مجبور می‌کرد که از دوستان تهیه‌کننده خداحافظی کنیم. توقعات ما و آن‌ها در این کار باهم متفاوت بود. پنج سال زمان برای به نتیجه رسیدن این کار صرف شد و فهمیدیم که باید کمی واقع‌بینانه‌تر عمل کنیم. با شهرام مسلخی به این نتیجه رسیدیم که خودمان و بدون توجه به شرایط ایده‌آل فیلم را بسازیم. فکر نمی‌کنم کمتر تهیه کننده‌ای مثل مسلخی وجود داشته باشد که تا این حد همراه کارگردان شود. زمانی که مسلخی سرصحنه می‌آمد، واقعا مثل یکی از عوامل فقط کمک می‌کرد که کار به بهترین شکل پیش برود. یکی از مهم‌ترین محاسن تهیه‌کننده «پدران» این بود که خودش فیلم‌ساز است و می‌داند کارگردان چه انتظاراتی دارد، ضمن این‌که به عنوان دوست کنارم بود تا با آرامش تا حدی که بلد هستم، فیلمم را بسازم. شاید باید پنج سال فاصله پیش می‌آمد تا همکاری ما شکل می‌گرفت و با حضور شهرام مسلخی جرأت پیدا کردم و از هرچه در اختیار بود بهره بردم تا کار به بهترین شکل پیش برود.

برچسب‌ها: