ماهنامه هنروتجربه-منوچهر دین‌پرست:فضای بکر و زیبا و پیرمردی غمگین و تکیده و کودکی خردسال در دل طبیعت جان‌مایه فیلم «ایرو» است. «ایرو» را می‌توان بیشتر با نگاه عکاسانه به تماشا نشست، چراکه کارگردان سعی کرده با ظهور تصاویر اغواکننده که دارای رژیم زیبایی‌شناسی خاصی نیز هستند، فضای فیلم را به سوی جذابیت بصری سوق دهد. برای او بیش از هر چیزی صورت زیبا بر سیرت زیبا ارجحیت دارد. اگرچه پیرمرد از مرگ فرزندش غمگین است، اما نقطه و تلاقی‌گاه فیلم را باید در همین غم‌زدگی او تفسیر کرد. کارگردان سعی کرده میان غم‌زدگی پیرمرد و فضای طبیعی فیلم پلی ایجاد کند و فضای افسون‌شده فیلم بر همان سیاق خود حرکت کند. هم‌چنین می‌توان از زاویه اخلاقی درون‌مایه فیلم را بررسی کرد و زوال و فروپاشی پیرمرد را دید که وقتی فرزندش در انتظار حکم قصاص است، او برای جلب رضایت خانواده مقتول تلاش زیادی می‌کند، اما پسرش در زندان سکته می‌کند. اما بی‌گمان کارناول زیبایی‌های کارت پستالی فیلم بر همین وضعیت برتری دارد.

از سوی دیگر، باید فیلم «ایرو» را فیلمی دید که نظام منسجم و سرراستی دارد که بصیرتی تیز و برنده در بطن فیلم جای گرفته است. کارگردان این نظام معنایی را به ورطه پوچی و تباهی نکشانده و پیرمرد را در صحرای برهوت تردید رها نکرده است. در چهره تکیده او حقیقتی موج می‌زند که نمی‌توان بزکی متافیزیکی از آن به دست آورد. او در موقعیت پدری دل‌شکسته است که در یک روستای بی‌بضاعت زندگی می‌گذراند و هیجانات در او راهی ندارند. فضای فیلم با چنان احوالاتی در موقعیت پیشامدرنی قرار دارد که نمونه‌ها و نمودهای آن مانند سم در بدن آن رسوخ کرده است. شاید بر همین اساس است که زبان فیلم را می‌توان به همان سادگی دریافت کرد که فیلم «یک اتفاق ساده» سهراب شهیدثالث یا حتی «خانه دوست کجاست؟» کیارستمی را فهمید. کارگردان با ایجاد چنین فضایی توانسته مخاطب را همراه خود ببرد تا با زبان معنایی فیلم و قدرت زیبایی آن ارتباط برقرار کند. فیلم فاقد اتفاق هولناک و شوک‌برانگیزی است که چون برق ذهن مخاطب را مشوش کند، یا تمامیت فیلم را مغشوش جلوه دهد. کارگردان با پرسه زدن در میان تصاویر مینی‌مالیستی نیز سعی کرده تضاد آشکار و ابهام را نیز در بطن فیلم رواج دهد. شاید بر همین منطق دوگانه است که فیلم در حکم راوی شخصی کارگردان نیز می‌تواند تبلور یابد.

برچسب‌ها: