ماهنامه هنروتجربه-رضا حسینی:«زغال» اولین فیلم بلند اسماعیل منصف در مقام کارگردان است که پس از سال‌ها فعالیت و با اندوخته‌ای قابل توجه دست‌به‌کار ساخت این فیلم شد. او که با فیلم‌های کوتاهش به جشنواره‌های بین‌المللی شناخته‌شده‌ای چون تلیوراید، شیکاگو و کلرمون فرانسه راه پیدا کرده و جوایزی را کسب کرده است، تدوین‌گر فیلم‌هایی چون «پریدن از ارتفاع کم» (حامد رجبی/ ۱۳۹۳) و «بدون مرز» (امیرحسین عسگری/ ۱۳۹۳) و مستندهای تحسین‌شده‌ای نظیر «من می‌خوام شاه بشم» (مهدی گنجی/ ۱۳۹۳) و «آهستگی» (یاسر خیر/ ۱۳۹۵) هم بوده است. این سابقه در کنار تحسین سینماگران برجسته‌ای چون رخشان بنی‌اعتماد که گفته «زغال» یک هوای تازه در سینماست، یا کشیشتف زانوسی (به ‌اشتباه کریستف زانوسی) نویسنده و کارگردان لهستانی که در جشنواره گواتی فیلم را درامی قوی و باورپذیر توصیف کرد، انتظار اولیه از فیلم را بالا می‌برد. اما «زغال» اگر بدون پیش‌فرض و توقع خاصی دیده شود، احتمالا چندان بیننده‌اش را ناراضی نخواهد کرد، چون داستانش را به‌ گونه‌ای روایت می‌کند که تماشاگر کنجکاو سرنوشت آدم‌های قصه می‌شود.

اتفاق‌های فیلم در جهانی سرد و تیره‌وتار روی می‌دهند که آدم‌هایش به‌ندرت رنگ‌وروی آفتاب و گرمای آن را می‌بینند و انگار هرچه بیشتر دست‌وپا می‌زنند، بیشتر در باتلاق سرنوشت تلخشان فرو می‌روند، پس عجیب نیست که دوربین در معدود لحظه‌های شاد زندگی‌شان، مانند شب عروسی، دور می‌ایستد، یا این‌که هیچ‌وقت همه اعضای خانواده را در کنار هم زیر یک سقف نمی‌بینیم (و به تبع آن لوکیشن خانه نیز فاقد هویت است). ابتدا به نظر می‌رسد داستان با آزادی جوانی از زندان آغاز می‌شود، ولی خیلی زود مشخص می‌شود این فقط یک مرخصی به بهانه ازدواج خواهر است و اگر پسر از این روستای مرزی فرار کند، شرایط خانواده‌اش پیچیده‌تر می‌شود؛ امری که اتفاق می‌افتد، ولی گویی جایی برای فرار نیست، چون هرچه داستان بیشتر پیش می‌رود، بهتر به چشم می‌آید که همه آدم‌های این دنیا- چه دارا و چه ندار، چه پیر و چه جوان، چه زن و چه مرد- به ‌نوعی در حبس به ‌سر می‌برند، و البته که زندان اغلب شخصیت‌های چنین جهانی، تنهایی است. (در این خصوص به ترکیب نماهای ابتدا و انتهای فیلم و حال‌وروز شخصیت‌های مختلف در آن‌ها دقت شود.) کارگردان در یادداشت کوتاهش در سایت «هنر و تجربه» به نقش ویران‌گر تحقیر اشاره‌ای دارد و نوشته است: «انتقام زاییده تحقیر شدن است.» اما به جز این، تحقیر در تاروپود روابط شخصیت‌های قصه به شکل عجیب و هراس‌انگیزی تنیده شده و فقط کافی است از این منظر دیالوگ‌ها و موقعیت‌ها و روابط دور و نزدیک فیلم را مرور کنید تا بیشتر از دنیای سیاهی بهراسید که شخصیت‌های «زغال» در آن روزگار سپری می‌کنند.

 

برچسب‌ها: