هنروتجربه:سعید حضرتی:«چریکه‌ بهرام یا ایمان به قدرت تصویر» عنوان مستندی است که به بررسی سینما، تئاتر و آثار پژوهشی بهرام بیضایی در گفت‌وگو با همکاران ایشان و پژوهش‌گران سینما و تئاتر ایران می‌پردازد.قلی‌پور کارگردانی این مستند،اگرچه در رشته مدیریت صنعتی تحصیل کرده اما از سال ۱۳۷۱ فعالیت خود را در زمینه تئاتر با کارهای عروسکی کوچک آغاز کرده و به تدریج توانسته جایگاه خودش را ارتقاء بدهد. این کارگردان، فیلم‌سازی را از سال ۱۳۸۸ با ساخت آثار کوتاه شروع کرد و در این میان سه کتاب با موضوع بهرام بیضایی تالیف کرده که عبارتند از «کاوش در سینما و تئاتر بهرام بیضایی»، «جستاری در پژوهش‌های بهرام بیضایی» و «بهرام نوشت» که این آخری دیوانی از دیالوگ‌های منتخب شصت و شش اثر سینمایی و تئاتری آقای بیضایی است.با این کارگردان جوان گفت‌وگویی درباره وجوه کاری بیضایی و مستند «چریکه‌ بهرام یا ایمان به قدرت تصویر»و جای خالی بعضی هنرمندان در این مستند ،مصائب ساخت فیلم مستقل،چتر حمایتی گروه هنروتجربه و… انجام داده‌ایم که می‌خوانید.

 

از چه زمانی ایمان به قدرت تصویر شما را به سمت سینما و تئاتر بهرام بیضایی کشاند؟
از نوجوانی. از شانزده سالگی. از سال هفتاد و هفت که در آستانه­ گرفتن دیپلم بودم و آماده می‌­شدم برای کنکور هنر. تا آن زمان فقط «باشو غریبه­ کوچک» را دیده بودم و «شاید وقتی دیگر». آن هم از تلویزیون. و از میان آثار نوشتاری ایشان هم نمایش‌نامه­ «پهلوان اکبر می­میرد» را خوانده بودم. می­‌دانستم که بهرام بیضایی با دیگران فرق دارد و آثار ایشان برای منِ نوجوانِ آن سال­‌ها قدری سنگین بود. من در همان سال­‌ها مجلات سینمایی و تئاتری می­‌خریدم و سعی می­‌کردم از اخبار هنری دور نباشم. یادم هست تصویر بهرام بیضایی در آن نشریات کاریزمای خاصی داشت. گفتارهای ایشان را می­‌خواندم و پی برده بودم که استاد بیضایی هنرمند و اندیشمند وارسته­‌ای هستند. اما در جریان آمادگی برای کنکور هنر با کتاب «نمایش در ایران» آشنا شدم. خواندن آن کتاب باعث شد بیشتر با آقای بیضایی اخت شوم. تلاشی که در پسِ پژوهش برای تالیف آن کتاب وجود داشت بیانگر دانش و جدیت و بزرگی استاد بود. کتاب را چند بار خواندم. هنوز هم گاه‌گاهی به سراغش می‌­روم و مانند دیگر کتاب­‌های استاد بیضایی چندین باره می­‌خوانمش. پس از آن به سراغ دیگر آثار ایشان رفتم. فیلم‌نامه­‌ها و نمایش‌نامه­‌های دیگرشان را خریدم و خواندم و فیلم­‌هایی که ساخته بودند را تهیه کردم و دیدم و به تماشای تئاترهایشان نشستم. رفته رفته با یک انرژی ارزشمند و شورانگیز روبه‌­رو شدم که از آثارشان برایم ساطع می­‌شد. بعدها فهمیدم آن انرژی از ایمان ایشان به قدرت تصویر ناشی شده است. لذا ارج و قدرش برایم دوچندان شد. امیدوارم توانسته باشم در مستند «چریکه­ بهرام یا ایمان به قدرت تصویر» آن انرژی وجدآور را به تصویر کشیده باشم.

چه وجهی از آثار بهرام بیضایی برای شما پررنگ‌­تر است و چرا؟
شاید در برخورد اولیه با این پرسش باید رجوع کرد به سینمای ایشان و فیلم­‌هایی که ساخته‌­اند که شامل ده فیلم بلند و چهار فیلم کوتاه و نیز انبوه فیلم‌نامه­‌های ساخته نشده و چاپ شده یا بعضا چاپ نشده­ ایشان است. و یا به تئاترهایی که بر روی صحنه برده‌­اند و نمایش‌نامه­‌هایی که هرگز امکان اجرای‌شان فراهم نشده و به چاپ رسیده­‌اند یا نرسیده­‌اند. حتا به آثار پژوهشی استاد که شامل بررسی تاریخچه‌­ای تئاتر در ایران و شرق آسیاست. البته دیگر پژوهش­‌های ایشان نیز که در زمینه­ بازیابی ریشه‌­ای قصه­‌ها و افسانه­‌هاست همراه با ادراکاتی از شاهنامه­ حکیم بزرگ فردوسی و تحلیل آن. اما بنده عقیده دارم، وجه دیگری از استاد بهرام بیضایی وجود دارد که به زعم من و به قول شما پررنگ‌­تر است؛ و آن روحیه­ ایشان است. روحیه­ استاد بهرام بیضایی که ناشی از انرژی فراوان ایشان است، در طول دوران زندگی‌شان، بیان‌گر نوعی تکاپوی شایان توجه است که منجر به خلق آثار بی‌شماری در سینما و تئاتر ایران شده است و با پرتوهای درخشنده و تاثیرگذارش، آسمان هنر و درام و ادبیات ایران را روشن ساخته است. این که استاد بیضایی همواره کار کرده­‌اند؛ یا فیلم ساخته­‌اند ـ چه بلند و چه کوتاه ـ یا تئاتر بر روی صحنه اجرا کرده‌­اند یا پژوهش کرده‌­اند یا تدریس کرده‌­اند یا تحلیل و نقد کرده‌­اند یا کتاب به چاپ رسانده­‌اند، همه و همه در اثر باور ایشان به قدرت دریافت ژرف و نوعی حس مسوولیت‌­پذیری است که درنگی در هیچ لحظه‌­ای به وجود نیامده و همواره موتور محرکه­ ذهنی و تراوشات اندیشه­‌ای ایشان باعث خلق یک‌یک آن‌ها شده است. پس در نتیجه پیش از این که با بهرام بیضایی سینماگر و فیلم‌ساز و بهرام بیضایی نمایش‌گر و نمایش‌نامه‌­نویس و بهرام بیضایی پژوهش‌گر طرف باشیم، با یک انسان خستگی­‌ناپذیر و پویا همراهیم که هرگز نایستاده و همواره در حرکت بوده و بنا به شرایطی که داشته کار کرده و اثر خلق نموده. این، آن چیزی است که باید الگو و دستمایه­ همه­ هنرمندانی باشد که می­‌خواهند مولف باشند و آثارشان ماندگار شود و خودشان به سامان برسند.

پیش از این که با بهرام بیضایی سینماگر و فیلم‌ساز و بهرام بیضایی نمایش‌گر و نمایش‌نامه‌­نویس و بهرام بیضایی پژوهش‌گر طرف باشیم، با یک انسان خستگی­‌ناپذیر و پویا همراهیم که هرگز نایستاده و همواره در حرکت بوده و بنا به شرایطی که داشته کار کرده و اثر خلق نموده. این، آن چیزی است که باید الگو و دستمایه­ همه­ هنرمندانی باشد که می­‌خواهند مولف باشند و آثارشان ماندگار شود و خودشان به سامان برسند

وجه مغفول مانده و کمتر دیده شده از آثار بهرام بیضایی کدام جنبه از کارهای ایشان است؟
به عقیده­ بنده، آن دسته از آثار ایشان ـ فیلم‌نامه‌­ها و نمایش‌نامه­‌ها ـ که هرگز امکان ساخت و اجرایشان فراهم نشد- وجه مغفول و کمتر دیده شده­ آثار استاد بهرام بیضایی هستند. که شوربختانه تعدادشان هم کم نیست. اساسا هر هنرمند صاحب سبک و مولفی با آثارش سنجیده می­‌شود و تاثیری که آن آثار پس از خود بر روند ساخت آثار بعدی دیگران می­‌گذارد. در مورد استاد بیضایی هم چنین است. ایشان با همان ده فیلم بلندی که ساخته­‌اند، توانسته‌­اند بر جریان سینمایی پس از خودشان تاثیری مهم و انکارناپذیر بگذارند. اگر تاریخ سینمای ایران را به دقت مطالعه کنیم، خواهیم دید که از جمله آثار مهم سینمای نوین ایران که به جریان موج نوی سینمای ایران معروف و مشهور شد، «رگبار» است. اثری که در اوایل دهه­ پنجاه ساخته و از استقبال قابل توجهی، هم از سوی منتقدان و هم از سوی تماشاگران برخوردار می‌شود. «رگبار» بهرام بیضایی در کنار «قیصر» مسعود کیمیایی و «گاو» داریوش مهرجویی و «آرامش در حضور دیگران» ناصر تقوایی منجر به جریان نوین سینما که متاثر از آثار فرخ غفاری و ابراهیم گلستان است، می­‌شود. همین طور در تئاتر نیز وضع به همین منوال است. از جمله نخستین نمایش‌نامه­‌نویسان مدرن ایران که از اوایل دهه­ سی ظهور و بروزمی‌یابند، نام بهرام بیضایی در کنار غلامحسین ساعدی و اکبر رادی دیده می‌­شود. پس وقتی با شخصیتی چنین تاثیرگذار بر تاریخ سینما و تاریخ تئاتر ایران روبه‌­رو هستیم، باید تاسف بخوریم برای فیلم‌نامه‌ها و نمایش‌نامه‌­هایی که هرگز رنگ پرده و صحنه را ندیدند و فقط برخی­‌هاشان به چاپ رسیدند و قابل خواندن شدند. این موضوع را از هر زاویه که بررسی کنیم خواهیم دید که مهم‌­ترین خسارت بر جریان سینما و تئاتر ایران وارد شده است؛ چرا که هر اثر تولید نشده، تاثیرش دریغ شده است.

در صحبت­‌هایتان از ساخت سریال مستند درباره­ بهرام بیضایی به دلیل وجوه گوناگون آثارشان صحبت کردید. با توجه به پژوهش­‌های چندین ساله­‌تان و چاپ کتاب درباره­ ­­آثار استاد، چرا خودتان پیش­‌قدم این مهم نمی‌­شوید؟
البته بنده این موضوع را به تمثیل بیان کردم. چرا که گستردگی موضوع درباره­ بهرام بیضایی و آثارشان بسیار زیاد است، می­‌شود ساعت‌­ها مستند ساخت که البته این موضوع مستلزم حضور خود استاد در اثر هست و توضیحات‌شان درباره­ چگونگی ساخت و اجرای آثار دیده شده و چرایی آن دسته از آثاری که به تولید نرسیدند.

پس از دیده شدن مستند «چریکه­ بهرام یا ایمان به قدرت تصویر» و مهر تایید خود استاد، آیا نمی­‌توان مستندی موجزگونه درباره­ وجوه مختلف کارهای بهرام بیضایی ساخت؟
استاد بیضایی در نامه‌­ای که به بنده عنایت داشتند، درباره­ «چریکه­ بهرام یا ایمان به قدرت تصویر»، مرقوم فرموده‌­اند «به راستی که از خیلی فیلم­‌های مشابه بهتر است.» حال این که این بحث را به پای تایید ایشان بگذاریم یا خیر، مقوله­ جدایی است. اما در پاسخ به پرسش شما باید عرض کنم که بله حتما همین طور است. یعنی به دلیل همان گستردگی که پیشتر عرض کردم می­‌شود با مستندهای بسیاری و آثار متعددی، هر بار به سراغ یکی از آن‌ها رفت، آن‌ها را واکاوی و تحلیل کرد.

موسیقی انتخابی از آثار برجسته­ بهرام بیضایی در مستند شما درست و به­‌جا استفاده شده است. چقدر انتخاب موسیقی زمان برد؟ و در این زمینه طرف مشورتی هم داشتید؟
در همان جریان تدوین، در کنار گفت‌وگوهایی که با عزیزان حاضر در مستند ضبط می‌­کردم، آثار سینمایی استاد بیضایی را هم بررسی می‌­کردم و سکانس‌­هایی که باید در مستند بود را دستچین می­‌کردم. که موسیقی‌­ها هم در همان مرحله برگزیده می‌­شدند. البته عموما قطعه­‌های شاخص و اصلی هر فیلم انتخاب شد و روی سکانس­‌هایی که مونتاژ کرده بودیم قرار گرفت. در این ارتباط و پیش از آغاز این مرحله با آقای فرامرز نصیری که مدیر صدا و موسیقی فیلم هستند گفت‌وگوهای مفصلی داشتیم و در نهایت به این نتیجه رسیدیم که هیچ نتی برای مستند ساخته نشود. آن هم به دلیل این که هر قطعه‌­ای که ساخته می­‌شد با فضای ذهنی استاد بیضایی فاصله داشت. چرا که ایشان همواره موسیقی را همزمان با ساخت آثارشان در ذهن داشته و پرورانده‌­اند و به نوعی کار آهنگساز را راحت کرده­‌اند. لذا به این دلیل و یک دلیل مهم‌­تر این که به قدری موسیقی خود فیلم‌­ها قوی و غنی و کامل بود که نیازی به ساخت قطعه­ جدید نبود. ضمن این که نوستالژیک بود و بهترین عنصر برای بیان حس و حال هر اثر هم بود. منهای پایان­‌بندی فیلم که فاز جداگانه­‌ای از اثر دارد و یک قطعه­ انتخابی است. در جریان تدوین هم خانم ژینوس پدرام ایده‌­هایی برای موسیقی مستند داشتند که تکمیل کننده­ ذهنیت بنده بود. ایشان ترکیب سکانس­‌های مونتاژی از آثار استاد بیضایی و گفت‌وگوهایی که در فیلم هست را با در نظر گرفتن موسیقی­‌ها چینش و تنظیم کردند که انصافا هم در جذابیت مستند اثرگذار بود و نتیجه­ کار چنین شد که ملاحظه می‌­فرمایید.

خودتان حضور چه کسی را در این مستند خالی می­‌بینید؟
راستش را بخواهید در جریان ساخت این فیلم و همزمان با این که با عزیزان حاضر در فیلم و بزرگانی که متاسفانه لطف‌شان شامل حال ما نشد و در فیلم حضور نیافتند، تماس می­‌گرفتیم تا قرار یک گفت‌وگو درباره­ استاد بهرام بیضایی را با آن‌ها هماهنگ کنیم، به یاد چهار هنرمند مولف و اثرگذار سینما، تئاتر و ادبیات ایران افتادم که جایشان در میان ما خالی است. پرویز فنی­‌زاده، سهراب سپهری، علی حاتمی، حمید سمندریان. پرویز فنی­‌زاده از آن حیث می‌­توانست گفت‌وگو کند که نخستین قهرمان نخستین اثر بلند استاد بهرام بیضایی است و بی­‌تردید می‌­توانست حرف­‌های جالبی از تولید« رگبار» و آنچه منجر به برجسته شدن این فیلم در تاریخ سینمای ایران شد، بگوید. و صد البته که در موج نوی سینمای ایران، پرویز فنی­‌زاده به عنوان بازیگر نیز تاثیر خود را گذاشته است. سهراب سپهری هم از آن جهت که مسلط به فرهنگ ژاپن بود و چند نمایشنامه­ مهم ژاپنی را همراه با استاد بهرام بیضایی به فارسی ترجمه کرده بود و از آن مهم­‌تر این که هم­شهری آقای بیضایی بود نیز می‌­توانست خیلی حرف­‌ها برای گفتن داشته باشد. علی حاتمی در ایرانی بودن بن­‌مایه­ آثار خود، شباهت‌­هایی در دغدغه­‌مند بودن با آقای بیضایی دارد و از آنجایی که او خود هنرمندی است که با سخت­‌کوشی و نهراسیدن از تجربه، به این جایگاه در سینما، تئاتر و تلویزیون ایران دست یافته است ـ به گون‌ه­ای که استاد بهرام بیضایی ایشان را معلمِ بی‌­استاد لقب دادند ـ می­‌شد از سلیقه­‌ها و نگرانی­‌ها و شوق­‌های استاد بیضایی بگوید. حمید سمندریان نیز که هم­‌دوره و هم‌­نسل استاد بهرام بیضایی به شمار می­‌رود هم تاریخ گویای دوران کاری خود و آغاز آن هست و حتما گفتار شیرینش می‌­توانست دریچه‌­ای تازه در این مستند بگشاید. اما همه­ این­‌ها را گفتم ولی باید اعتراف کنم که به تلخی جای زاون قوکاسیان خالی است. زاون قوکاسیان که صاحب چندین کتاب درباره­ آثار استاد بیضایی هست و نقدها و مقاله­‌های فراوانی در مورد آثار استاد نوشته­ است، بدون شک مهم‌­ترین غایب مستند «چریکه­ بهرام یا ایمان به قدرت تصویر» است. زاون قوکاسیان با اشراف به تاریخ سینمای ایران و تاریخ تئاتر ایران و با شناخت بالا از اندیشه و آثار استاد بهرام بیضایی می­‌توانست یک حلقه­ ارتباطی روان و خلاق برای فصل­‌های مختلف مستند باشند. البته در آغاز فیلم از ایشان یاد کرده‌­ام.

  ساخت مستند مستقل چه مصایبی داشت؟ با ساخت این مستند ادامه­ روند فیلم‌سازی شما آسان­‌تر شده است؟‌
خوشبختانه در ساخت این مستند موهبت دوستان نازنینم در کنار من و هم‌پای کار، هرگونه سختی و مشکلی را آسان می­‌کرد. تیم هماهنگ و یکدستی که از لحظه­ آغاز کار بی­‌وقفه کوشید تا بهترین نتیجه رقم بخورد. از یک­‌یک آنان بی‌­نهایت سپاسگزارم که همتشان به ساخت این اثر سروشکلی منسجم داد. ولی مساله مالی را شاید بتوان تنها گرفتاری ساخت این فیلم دانست. با توجه به این که این اثر با هزینه­ شخصی تولید شد، قدری فراغ بال را از ما می­گرفت. در پاسخ به قسمت دوم پرسشتان باید عرض کنم این فیلم در اصل ادای دینی است به زحمات استاد بهرام بیضایی که برای سینما و تئاتر ایران کشیده­‌اند و از سر ارادت ما به ایشان ساخته شده تا هم برای آنانی که آثار استاد را سال­‌ها دنبال کرده و زیسته‌­اند جذاب باشد و نیز برای جوانان دانشجو و هنرجو که در آغاز مسیر قرار دارند راهگشا باشد. به جهت آن که برای توفیق یافتن در این عرصه می‌­بایست آثار و اندیشه­ بزرگان را شناخت و مطالعه کرد تا با گامی محکم‌­تر وارد این وادی شد. مضاف بر این که علاقه­ شخصی من به سینمای داستانی است و تصمیم دارم با لطف و همراهی پروردگار در آن گونه­ سینما فعالیت کنم.

نمی­‌شود با این تعریف که مخاطب به دو دسته­ عام و خاص شناخته می­‌شوند، از سطح محتوایی آثار و ژرفای مفاهیم قابل طرح بکاهیم یا بر آن بیافزاییم. بلکه باید مخاطب را با این جریان روبه‌­رو سازیم و آثاری که در گروه هنروتجربه اکران می­‌شوند را با تبلیغات مناسب به آن‌ها عرضه کنیم. تجربه نشان می­‌دهد که فیلم خوب، مخاطبش را پیدا می­‌کند و این مهم در تاریخ سینمای ایران بارها و بارها رخ داده است

هنروتجربه اکران فیلم­‌ها و مستندهای مستقلی که وجهی هنری­‌تر و جدی‌­تر دارند را دنبال می‌­کنند بر عهده دارد. ارزیابی و بازخوردتان از اکران در گروه هنروتجربه را بگویید و نقاط ضعف و قوت و این که آیا به نظر شما اکران این گونه از فیلم‌­ها در دراز مدت به ارتقای سطح سلیقه­ مردم کمک می­‌کند یا خیر؟
خوشبختانه از زمانی که گروه هنروتجربه شکل گرفت در زمان کوتاه و به دلیل رعایت اصلی­‌ترین و حرفه‌­ای­‌ترین قواعد اکران که متناسب با اهداف شکل­‌گیری­‌اش بود، توانست جایگاه خودش را بیابد و در میان اهالی سینما اصطلاحا جا باز کند. در حال حاضر گروه هنروتجربه سینمایی را دنبال می­‌کند که شرافتنمدانه روی پای خودش ایستاده است و آثاری در آن تولید و اکران می­‌شود که همگی از جمله تولیدات قوی و ساختارمند سینمای ایران هستند که مخاطب را به سالن­‌های سینما می­‌کشانند. هنروتجربه چتر حمایتی خود را بر سر آثاری گسترانیده است که پنجره­ تازه­‌ای را به سینما می­‌گشاید و البته به نوعی جریان هنری سینما را نیز دنبال می­‌کند. با توجه به این که شاید بیشتر مخاطبان آثار اکران شده در گروه هنروتجربه اهالی فرهنگ و هنر باشند یا آنانی که سینما را به صورت آرتیستی و هنری آن دنبال می­‌کنند، باید با بیشتر کردن فضای تبلیغات برای فیلم‌­هایی که اکران آنها در گروه هنروتجربه است، قشرهای دیگر مردم و دسته­ جدیدی از مخاطبان را نیز جذب کرد. من با آن رویکردی که معتقد است سینمای بدنه برای مخاطب عام مناسب است و سینمای به اصطلاح هنری، محدود به گروه فکری و اجتماعی خاصی است خیلی موافق نیستم. چرا که این تعاریف ما را از ارتقای سطح والای اندیشیدن در جامعه دور نگه می­‌دارد. نمی­‌شود با این تعریف که مخاطب به دو دسته­ عام و خاص شناخته می­‌شوند، از سطح محتوایی آثار و ژرفای مفاهیم قابل طرح بکاهیم یا بر آن بیافزاییم. بلکه باید مخاطب را با این جریان روبه‌­رو سازیم و آثاری که در گروه هنروتجربه اکران می­‌شوند را با تبلیغات مناسب به آن‌ها عرضه کنیم. تجربه نشان می­‌دهد که فیلم خوب، مخاطبش را پیدا می­‌کند و این مهم در تاریخ سینمای ایران بارها و بارها رخ داده است.

در مقام مقایسه بهرام بیضایی را با کدام کارگردان در ایران و خارج از ایران هم­‌طراز می‌­دانید؟
معتقدم استاد بیضایی خود طراز تشخیص و سنجش هستند. اگر موج نوی سینمای ایران هست، به دلیل وجود فیلم‌سازانی است که نگاهی نو به سینما داشته‌­اند و اندیشه‌­شان را به راه آوردند و اثری که ساخته‌­اند منجر به شکل‌گیری یک جریان در تاریخ سینمای ایران شد. که یکی از آن فیلم‌سازان بهرام بیضایی است. در تئاتر نیز جریان نوین نمایش‌نامه‌­نویسی و درام­‌نویسی با نمایش‌نامه‌­نویسانی شکل می­‌گیرد که باز هم یکی از آنها بهرام بیضایی است. پس مقایسه­ ایشان با دیگران چه ایرانی و چه غیرایرانی چندان جایز نیست. حتا نمی‌­شود بهرام بیضایی فیلم‌ساز را با بهرام بیضایی کارگردان تئاتر مقایسه کرد. یا حتا زمانی که دست به قلم هستند؛ بهرام بیضایی فیلم‌نامه‌نویس را با بهرام بیضایی نمایش‌نامه­‌نویس و بهرام بیضایی پژوهش‌گر. چرا که در تمام این موارد با یک چهره روبه­‌رو هستیم که اندیشه­‌ای واحد دارد و این توانایی را هم دارد که هر حرف را در مدیوم مناسب خودش بزند.

 کارهای آینده‌­تان در چه زمینه­‌ای است و در حال حاضر سرگرم نوشتن هستید یا به فکر ساخت فیلم؟
در حال حاضر دو فیلم‌نامه­ داستانی با فضای اجتماعی دارم که بسیار در صدد هستم تا شرایط فراهم شود و بتوانم آنها را جلوی دوربین ببرم. البته یک فیلم‌نامه­ عروسکی هم دارم که با توجه به کمبود اثر برای گروه سنی کودکان و نوجوانان، بسیار مشتاق ساختن آن نیز هستم. دو نمایش‌نامه­ هم نوشته‌­ام که یکی در فضای اجتماعی معاصر می­‌گذرد و دیگری مبتنی بر ساختار تئاترهای آیینی و سنتی است که علاقمند به اجرای آنها هم هستم. هم‌چنین پنج عنوان کتاب پژوهشی هم در دست دارم که امیدوارم هرچه زودتر به چاپ برسد.

عکس:یاسمن ظهورطلب