هنر و تجربه- فاطمه رستمی: شاید یکی از ارزشمندترین ویژگی‌های یک مستند پژوهشی این باشد که بتواند اسناد مهمی را ثبت کند که در صورت ثبت نشدن احتمال نابودی آن‌ها زیاد است. مستند «خنده درتاریکی» با رویکرد ثبت تاریخ تئاتر اصفهان و هنرمندان قدیمی این رشته دقیقا همین مسیر مثبت را طی کرده و فارغ از هر ارزشگذاری دیگری دست به ثبت یادگارهای بی بدیل تئاتر اصفهان زده است. مژگان خالقی کارگردان مستند «خنده درتاریکی» در این گفت وگو از چگونگی ساخت این مستند و حضور هنرمندان قدیمی در این اثر گفته است.

 

تئاتر در ایران و در هر شهری، تاریخی مخصوص به خودش را دارد. چطور شد که به فکر ساخت مستندی در جهت مرور تاریخ تئاتر اصفهان افتادید؟
شاید اولین دلیل این باشد که تئاتری هستم و از این خانواده وارد سینما شدم، اما تئاتر همیشه برایم جذابیت ویژه‌ای داشته ضمن این‌که اصفهانی هستم و ترکیب این دو عامل جرقه‌ای در ذهنم ایجاد کرد که راجع به تئاتر اصفهانی اثری تولید کنم. زمانی که می خواستم کارم را شروع کنم و پژوهشم را پیش بردم به نظرم رسید که این پژوهش می‌تواند گسترده‌تر شود و در نهایت تصمیم گرفتم مستندی پیرامون تاریخ تئاتر اصفهان بسازم.

پروسه ساخت فیلم از ۹۲ تا ۹۷ طول کشیده است. با توجه به این‌که «خنده در تاریکی» مستندی پژوهشی هست آیا دلیل صرف این مدت زمان، پژوهش آن بوده یا علل دیگری وجود داشته است؟
مستندهای تاریخی اصولا مستندهای زمان‌بری هستند به این دلیل که دوره‌ای تاریخی را مفصل روایت می‌کنند. شاید بتوان زمان کمتری به این کارها اختصاص داد، اما فکر می‌کنم در کیفیت تاثیرمنفی می‌گذارد. درمورد مستند «خنده در تاریکی» هم همین‌طور بود بخصوص که مستندات زیادی درموردش وجود نداشت و اطلاعات بسیار پراکنده بود و این باعث شد کار ما سال‌ها طول بکشد. ضمن این‌که گفت‌و‌گو با شخصی خاص یا مشاهده یک سند و هر نکته دیگری در روند تحقیق، دریچه‌ای دیگر برای کار بیشتر به سوی ما باز می‌کرد مثل درختی که شاخ و برگش رشد می‌کند و همین عوامل نیازمند صرف زمان بیشتر بود، پس تولید فیلم طبیعتا چند سال تولید کشید. از طرفی حساسیت زیادی نسبت به کیفیت پژوهش و فیلم داشتم و می‌خواستم لحن سینمایی اثر حفظ شود، پس برای آن وقت گذاشتم و بعد از پنج سال و اندی به نتیجه رسیدم.

از چهره افراد مصاحبه شونده مشخص است که گفت‌و‌گوها سال‌های قبل انجام شده‌است. طی این مدت آیا تغییری در وضعیت تئاتر اصفهان صورت گرفته‌است؟
برخی مصاحبه‌ها سال‌های اول انجام شد و برخی چندسال بعد و برخی از هنرمندان حتی سه ماه مانده به پایان مونتاژ یک‌باره اجازه مصاحبه دادند مثلا رجایی یا نصرت‌الله وحدت بعد از ساخته شدن فیلم، در مصاحبه‌ها شرکت کردند. در مورد این‌که آیا تغییری در تئاتر اصفهان ایجاد شده است یا نه باید بگویم خیر. جریان غالب تئاتر در اصفهان هم‌چنان همان جریان تئاتر کمدی آزاد است که اتفاقا نازل هم هست. دانشجویان تئاتر دانشگاه نوپایی در اصفهان،گروه‌هایی را تشکیل داده‌اند و سعی می‌کنند در آثار خوبی ظاهر شوند و خیلی تلاش می‌کنند.اما  هم‌چنان زبان و جریان حال تئاتر اصفهان همان کمدی‌های نازل است.

آیا ممکن در آثار دیگری از شما شاهد مرور تاریخی برتئاتر کشور از وجوه تازه‌ای باشیم؟
هر فیلم و پژوهشی به ما دستورالعمل می‌دهد که از چه دریچه‌ای به آن نگاه کنیم، بنابراین از قبل نمی‌توانیم وجوه غالب تئاتر را در نظر بگیریم. همین حالا هم فاز اول فیلم‌برداری مستند تاریخ تئاتر تبریز را شروع کرده‌ایم و به طورقطع آنجا هم به نکاتی می‌رسیم، اما وجوه آن فعلا مشخص نیست فقط می‌دانیم هرچه هست تاریخ شفاهی و مستنداتی است که از تاریخ به ما رسیده است. در مرحله مونتاژ و پایان کار به وجوه متفاوت تئاتر هر منطقه پی می‌بریم. قرار است چهار مستند درمورد تاریخ تئاتر چهار نقطه مهم تئاتر کشور بسازم؛ اصفهان، تبریز، رشت و تهران که مستند تاریخ تئاتر اصفهان را ساختیم و حالا سراغ تبریز رفته‌ایم و بعد از مرور و ساخت مستندی درمورد آن شهر سراغ دو شهر دیگر خواهیم رفت.

گفت‌و‌گو با شخصی خاص یا مشاهده یک سند و هر نکته دیگری در روند تحقیق، دریچه‌ای دیگر برای کار بیشتر به سوی ما باز می‌کرد مثل درختی که شاخ و برگش رشد می‌کند و همین عوامل نیازمند صرف زمان بیشتر بود، پس تولید فیلم طبیعتا چند سال تولید کشید

هنرمندانی که با آن‌ها در مستند «خنده در تاریکی» مصاحبه شده است اکثرا از کنار گذاشته‌شدن و  بیکاری آن‌ها شده است شکایت دارند، راضی کردن آن‌ها برای بیان مطالبات‌شان و مرور خاطره‌ها با مشکل مواجه نشد؟ آیا خودشان تمایلی به مرور این تاریخچه داشتند؟
فرایند پرفراز و نشیبی برای این کار پشت سرگذاشته شد. اعتماد عمومی خیلی از هنرمندان سلب شده بود و به همین دلیل حاضر به مصاحبه نمی‌شدند. برخی از هنرمندانی که در مستند «خنده در تاریکی» حضور دارند تابه حال حاضر نشده‌اند، در هیچ مستند یا مصاحبه دیگری شرکت کنند. البته این مستند اولین اثری بود که به مرور تاریخ تئاتر اصفهان پرداخته بود. همه چیز را به زمان سپردیم و اجازه دادیم کسانی که موافق مصاحبه نبودند، خودشان تصمیم بگیرند. وقتی هنرمندان دیدند، مستند ما خیلی گسترده و جدی است راضی به مصاحبه شدند و حتی تماس گرفتند و گفتند دوست دارند در این کار شرکت کنند. واقعا لازم بود برخی هنرمندان حتی برای ثبت خاطرات و مستنداتشان در فیلم صحبت کنند، اما صبوری کردیم.تنها کسی که از مصاحبه آرشیوی او استفاده کردیم مرحوم رضا ارحام صدر بود که متاسفانه در زمان ساخت فیلم بین ما نبودند و به کمک دوستی به فیلمی از صحبت‌های او دست پیدا کردیم. در جریان کار کسانی که با ما همکاری کردند، خیلی راحت جلوی دوربین حاضر شدند.البته به خاطر زمان فیلم و بار سینمایی فیلم نمی‌شد، همه صحبت‌ها را در مستند جا داد، اما خوشبختانه به عنوان سند حرف‌هایشان ثبت شدند و برای آینده ارزشمند است. اعتماد هنرمندان و دوستان شاید روزی به کار پژوهش‌گرهای بعدی بیاید.

در جریان تحقیقاتی که برای تولید «خنده در تاریکی» داشتید، آیا به نکته یا ماجرای خاصی در تاریخ تئاتر ایران نرسیدید که تا به حال مطرح و عنوان نشده باشد؟
بخش جذاب فیلم ما و پژوهشی که انجام دادیم، همین نکته بود. با توجه به پیشینه‌ای که از تئاتر اصفهان داشتم تقریبا با دست خالی کار را شروع نکرده بودم، اما بخشی از کار به واسطه تاریخ شفاهی روایت می‌شود بنابراین در این جریان با کسانی آشنا شدم که حرف‌هایی زدند که تا به حال گفته نشده بود و شاید اگر این مستند را نمی‌ساختیم، هرگز گفته نمی‌شد. در واقع بخش پنهان تاریخ تئاتر که عموما جریان معمول آن را بیان نمی‌کند را آشکار کردیم. سعی کردم هرچه از هنرمندان دریافت کردم، مومنانه در فیلم بیان کنم. واکنش‌هایی که تاکنون دریافت کرده‌ام، نشانگر این بوده که فیلم به کسی باج نداده و ماجراهایی که در تاریخ بوده را صراحتا بیان کرده است.

با توجه به اینکه خودتان تهیه کنندگی اثرتان را برعهده داشتید، آیا تلاشی برای پیدا کردن تهیه کننده‌ای برای این کار کردید؟ آیا تهیه کننده‌ها تمایلی به ساخت چنین اثری داشتند؟ و به طور کلی چقدر پیدا کردن تهیه کننده برای این فیلم‌ها سختی دارد؟
پیدا کردن تهیه کننده هم دشوار بود هم چندسال طول کشید و من هم فکر نمی‌کردم اول تهیه کننده پیدا کنم و بعد کار را پیش ببرم. این کار باید شروع می‌شد به این دلیل که افراد مورد نظر ما مسن بودند و همین حالا چهار نفر از کسانی که در فیلم ما هستند، فوت کرده‌اند و ما باید به حرف‌های آن‌ها می‌رسیدیم و ثبت‌شان می‌کردیم همان زمان هم خیلی دیر بود و من بی‌قرار بودم که هرچه سریع‌تر فیلم را بسازیم. ابتدا با سرمایه شخصی کارم را شروع کردم و بعد از دوسال که قرار بود مونتاژ هم آغاز شود، تصمیم گرفتم به کمک سرمایه جایی مثل مرکزگسترش فیلم مستند و تجربی کار را ادامه دهیم. اما متاسفانه به جایی نرسیدیم .در این شرایط من نمی‌توانستم پشت در اتاقی بنشینم تا سرمایه برسد و کارم را ادامه بدهم! با تدوین‌گر فیلمم صحبت کردم و شرایطم را توضیح دادم. او خیلی همدلانه پذیرفت و پروژه را شروع کردیم. اصولا فیلم مستند ساختن در ایران دشوار است و اگر مستند پژوهشی باشد که خیلی دشوارتر است.  برخلاف همه جای دنیا که بنیادهای بسیاری وجود دارند که با کمک مالی به این فیلم‌ها توجه می‌کنند! درایران برای فیلم‌هایی هزینه می‌شود که برد تبلیغاتی داشته باشد یا سفارش باشد و… من وارد این بازی‌ها نمی‌شوم و نشدم و نمی‌خواهم به هیچ قیمتی مستند بسازم چه در سینمای مستند چه داستانی. تنها روزنه امید برای جریان سالم سینما همین مسیرسینمای مستقل است.

شماچندین تجربه بازیگری دارید و علاوه برآن دو مستند کوتاه و بلند ساخته اید. آیا قرار است مژگان خالقی را در آینده بیشتر به عنوان فیلم‌ساز بخصوص مستندساز بشناسیم یا بازیگری و کارگردانی تئاتر را ادامه خواهید داد؟
 دو فیلم کوتاه ساخته‌ام؛ «آخرین نوار آقای جعفر شکوفا» که سال ۹۳ ساختم و یک سال و نیم پیش هم فیلمی به اسم «عصب سوخته» را کارگردانی کردم که مهرشاد ملکوتی صداگذاری آن را انجام می‌دهد. فعلا تصمیم جدی دارم که دیگر بازیگری نکنم با این‌که از خانواده ای تئاتری هستم و از نه سالگی تئاتر کارکرده‌ام و حالا هم در مقطع دکتری تئاتر می‌خوانم، اما هدف جدی فیلم‌سازی دارم و فیلم‌سازی داستانی را اصل کارم قرار داده‌ام، اماپژوهش‌هایم را ادامه می‎دهم.

دوست دارید بعد از تماشای مستند «خنده در تاریکی» چه چیزی از این اثر در ذهن مخاطب تان ته نشین شود؟
نمی‌دانم که دلم می‌خواهد چه چیزی از مخاطبان دریافت کنم، اما دوست دارم با آن‌ها فیلم ببینم و اگر هزاربار هم این کار را بکنم بازهم حساسیت و هیجان تماشای فیلم همراه با تماشاگر در من هست و واکنش‌های آن‌ها خیلی جالب است. زمانی که داخل سالن هستم و آن‌ها مرا به عنوان کارگردان اثر نمی‌شناسند، دیدن واکنش‌هایشان دیدنی می‌شود. حتی درخانه هنرمندان بعد از نمایش که خودم در سالن بودم و کسی مرا نمی‌شناخت شاهد دست زدن مخاطبان درپایان فیلم بودم، البته نمی‌گویم این دست زدن دلیل برکیفیت فیلم است، اما برایم جالب بود. گاهی از مخاطبان نظرشان را می‌پرسم و می‌دانم درکار بعدی کمکم می‌کند. من با خودم صراحت دارم و به صراحت مخاطبانم احترام می‌گذارم و به همین دلیل غیر ازجایی که جلسه نقد و بررسی است، نمی‌گویم کارگردانم تا تماشاگران راحت‌تر  درمورد فیلمم نظر بدهند و این نظرات تلنگری است و درکارهای بعدی کمکم می‌کند.

حتما فیلم‌سازانی مثل من هستند که وارد جریان‌های غالب برای پخش فیلم‌شان نمی‌شوند یعنی نمی‌خواهند کارعجیبی کنند که فیلم‌شان دیده شود و هنروتجربه دقیقا برای ما امکان خوبی است تا بتوانیم به‌دور از بوق و کرنا یا رابطه، فیلم‌هایمان را اکران کنیم.«خنده درتاریکی» به صورت استاندارد توسط هنروتجربه دیده شد و بعد اکران گرفت و این روند می‌تواند امیدواری به جریان سینمای سالم را نوید دهد

تجربه اکران در هنروتجربه را برای فیلم خودتان چطور دیدید و فکر می‌کنید این فضا تا چه حد بستری برای معرفی و شناخته شدن فیلم‌سازان نوپا فراهم می‌کند؟
هنروتجربه اتفاق مبارکی درسینمای ایران است و به رشد مخاطب کمک می‌کند. وقتی مخاطبان مستندها را در شهرهای مختلف کشور می‌بینند، این اتفاق قابل ستایش است. ارزشگذاری به فیلم‌های مستند اتفاق خیلی خوبی است و مفتخرم که فیلمم در هنروتجربه اکران می‌شود و این جریان خودش باید به خودش کمک کند. امروز از موقعیتی که در آن قرار دارم، راضی هستم. حتما فیلم‌سازانی مثل من هستند که وارد جریان‌های غالب برای پخش فیلم شان نمی‌شوند یعنی نمی‌خواهند کارعجیبی کنند که فیلم‌شان دیده شود و هنرو تجربه دقیقا برای ما امکان خوبی است تا بتوانیم به دور از بوق و کرنا یا رابطه، فیلم‌های‌مان را اکرا کنیم. «خنده درتاریکی» به صورت استاندارد توسط هنروتجربه دیده شد و بعد اکران گرفت و  این روند می‌تواند امیدواری به جریان سینمای سالم را نوید دهد.

در مورد تجربه نمایش مستند «خنده در تاریکی» در اصفهان و واکنش‌هایی که دریافت کردید، بگویید.
یکی از شب‌های کم نظیر زندگی من تماشای فیلم همراه با کسانی بود که یا خودشان درفیلم حضور داشتند یا مخاطب این فیلم در اصفهان بودند. شب تماشای فیلم با اصفهانی‌ها واقعا هیجان انگیز بود و من صدای قلب خودم را می شنیدم. سرتاسر فیلم آنقدر با اثر همراه بودند که مضطرب بودم و این اعجاز سینما است. به عنوان اصفهانی که فیلمی درمورد تئاتر شهرم ساخته‌ام چه جز این می‌خواهم؟ واقعا از اکران در اصفهان راضی هستم و خیلی اتفاق مبارکی بود. دشواری ساخت فیلم آنقدر زیاد بود که فکر نمی‌کردم روزی برسد که آن را با همشهری‌هایم تماشا کنم.

این روزها به‌جز پروژه تاریخچه تئاتر که اشاره داشتید،مشغول فعالیت دیگری هم هستید؟
فعلا درگیر تولید مستند تاریخ تئاتر تبریز هستم و چون احتمالا چندسالی طول می‌کشد،البته همزمان روی فیلم‌نامه‌ای اولین بلند سینمایی‌ام هم کار می‌کنم که احتمالا سال بعد آن را کلید خواهم زد.

عکس:یاسمن ظهورطلب