هنروتجربه:جلسه نمایش و نقد بررسی دو مستند «مسافر فوکوشیما» و «سوزنگرد» ساخته معصومه نورمحمدی، عصر روز چهارشنبه ۳۰ بهمن ماه، با حضور کارگردان و با اجرای  سعید ذوالنوریان، در پردیس سینمایی گلستان شیراز برگزار شد.

در ابتدای جلسه، ذوالنوریان با توجه به ساخته شدن هر دو مستند در ژاپن، در مورد ارتباط کارگردان با آسیای شرق و ژاپن پرسید و نورمحمدی پاسخ داد:«قبل از ساخت «سوزنگرد»، مستندی را با عنوان «رویای بهشت» در مورد فرش ساختم و در آن فیلم به اعتقادات ما ایرانی‌ها در مورد فرش پرداختم، این که فرش نمونه‌ای از یک باغ ایرانی و هم‌چنین تصورات ما از بهشت است. در حین ساخت «رویای بهشت» با یک فرش ایرانی آشنا شدم که به ژاپن راه پیدا کرده و در یک مراسم آئینی استفاده می‌شود. این مساله برایم بسیار جالب بود و تصمیم گرفتم به ژاپن بروم  تا در این مورد بیشتر تحقیق کنم. بودجه ساخت «سوزنگرد» را مرکز گسترش تامین کرد. در روند ساخت «سوزنگرد» با افشین والی‌نژاد آشنا شدم که این آشنایی باعث ساختن فیلم «مسافر فوکوشیما» شد. ساخت این مستند آنقدر برایم مهم بود که سرمایه فیلم را خودم تامین کردم. چون اگر می‌گفتم می‌خواهم به ژاپن بروم و در مورد سونامی فیلمی بسازم، کسی حاضر به تامین سرمایه آن نمی‌شد».

او سپس با توضیح این نکته که هیچ ایرانی تا الان در مورد فوکوشیما فیلمی نساخته است،افزود:« خیلی خوش شانس هستم که در روند ساخت فیلم «سوزنگرد»، با افشین آشنا شدم که یک خبرنگار و عکاس حرفه‌ای است. لازم است اشاره کنم آقای احمد شبیری، رئیس اتحادیه فرش دستباف در ژاپن حامی من برای تولید دو فیلم بوده است و اگر حمایت ایشان نبود، شاید هیچ‌وقت نمی‌توانستم به ژاپن سفر کنم و این دو فیلم را بسازم».

ذوالنوریان در ادامه این نشست به نکاتی در مورد «مسافر فوکوشیما» اشاره کرد:«در این فیلم ما هم با یک مستند پرتره مواجه هستیم که با شخصیت افشین والی‌نژاد آشنا می‌شویم و هم یک مستند گزارشی در مورد سونامی و فاجعه اتمی فوکوشیما را می‌بینیم که این تدوین تلفیقی به یک فرم تبدیل شده‌است. آیا شما در تدوین به این فرم دوگانه تلفیقی رسیدید یا از ابتدای ساخت پیرنگ ذهنی آن را داشتید؟».

نورمحمدی توضیح داد:« از ابتدا همین فرم را در نظر داشتم. اما قصد و نیتم ساخت فیلمی در مورد افشین نبود، او روایت‌گر داستان فوکوشیما بود، اما خودش به تنهایی نمی‌توانست سوژه‌ای برای یک مستند پرتره باشد. افشین می‌تواند الگوی خوبی برای خبرنگاران یا فعالان محیط زیست باشد».

در بخش دیگری از این نشست،مجری جلسه به دیگر نقاط قوت این مستند اشاره کرد:«مشکل من با اکثر مستندها، حضور پررنگ کارگردان است و این که مستند را به طور خیلی واضح، به سمت نظر شخصی و ایدئولوژی خود، هدایت می‌کنند. در «مسافر فوکوشیما»، این مشکل وجود نداشت که یکی از نکات مثبت فیلم محسوب می‌شود. سوال دیگر این که گفتار فیلم توسط افشین والی‌نژاد نوشته شده‌است؟».

نورمحمدی در پاسخ عنوان کرد:«رسالت هر کارگردانی این است که از طریق فیلمی که می‌سازد، حرفش را بزند و اعتقاد و انگیزه‌اش را بیان کند، اما نباید کاملا روشن و آشکار این کار را انجام دهد. به همین خاطر تدوین فیلم زمان زیادی گرفت. اگر فیلم را شخص دیگری به جز افشین روایت می‌کرد، فیلم به این شکل در نمی‌آمد. چون افشین در فوکوشیما ذوب شده و دقیقا کسی است که به بهترین شکل می‌توانست گفتار فیلم را روایت کند. ما خودمان متن را می‌نوشتیم، افشین آن را می‌خواند و اگر نظر دیگری داشت،اصلاح می‌کردیم».

در ادامه این نشست سوالی هم در مورد نحوه کار فیلم‌سازی در ژاپن مطرح شد،نورمحمدی توضیح داد:« دو بار که به ژاپن سفر کردیم، خیلی راحت ویزا گرفتیم و در طول ساخت هر دو مستند هیچ مشکلی برایمان پیش نیامد. ما به کل ژاپن سفر و فیلم‌برداری کردیم و هیچ کس حتی از ما نپرسید چه کار می‌کنید و هیچ نوع مجوزی هم نگرفتیم. حتی زمانی که مشغول فیلم‌برداری پشت کاخ نخست وزیری بودیم، یکی از سربازان خیلی مودبانه از ما خواست کمی زودتر کارمان را تمام کنیم، چون آقای نخست وزیر می‌خواهند بیایند».

در این نشست هم‌چنین به موسیقی تاثیرگذار مستند«مسافرفوکوشیما» اشاره شد:«موسیقی فیلم بسیار هوشمندانه ساخته شده بود و تلفیق زیبایی از موسیقی ایران و ژاپن است و در ضمن کاملا به جا استفاده شده، چون حضور تاثیرگذاری دارد، در عین حال شنیده نمی شود».

در پایان معصومه نورمحمدی در مورد فیلم بعدی‌اش گفت:« همیشه اعتقاد داشتم حتی اگر یک گلیم پاره باشد، فرش دستباف ارزش دیگری دارد و همیشه در مورد طرح‌های اسلیمی مطالعه می‌کردم. سال ۹۰ متوجه شدم که مرکز گسترش با مرکز ملی فرش توافق کرده که مستندهایی را در مورد فرش کار کند. من هم رفتم و«رویای بهشت» را کار کردم . بعد از آن «سوزنگرد» را در مورد فرش ساختم و فیلم بعدی‌ام «فرش گور» است که هر زمان که سرمایه‌اش تامین شود، فیلم‌برداری آن را شروع می‌کنم. دنیای فرش بسیار عمیق و ناشناخته است و فرهنگ نهفته در فرش ایرانی جای تحقیق بسیاری را دارد».