هنروتجربه «حوا، مریم، عایشه»به کارگردانی صحرا کریمی از فیلم‌های در حال اکران هنروتجربه است .روزنامه شهروند به این بهانه با این کارگردان گفت‌وگو کرده‌است.

در این گفت‌وگو صحرا کریمی درمورد ایده ساخت فیلم گفت: «این داستانی آشنا برای بسیاری از افغانستانی‌هاست. ما در این کشور زن‌های خانه‌نشین و شکست‌خورده در عشق و بر لبه پرتگاه را بسیار دیده‌ایم. البته این داستان‌ها منحصر به افغانستان نیست اما زنان ایرانی با تمام مشکلاتی که دارند، از نظر شرایط اجتماعی با زنان افغانستان قابل مقایسه نیستند. در افغانستان چهل سال است که جنگ بیشترین آسیب‌ها را به زنان و کودکان رسانده؛ مشکلاتی از این قبیل که در بسیاری از نقاط دختران حتی نمی‌توانند درس بخوانند یا حتی کار کنند. شما در ایران وقتی بچه‌ای هفت سالش می‌شود، تردیدی در این مسأله ندارید که او باید به مدرسه برود. در افغانستان ولی هنوز هم جنسیت باعث قضاوت می‌شود. در حالی‌ که در ایران ‌درصد بالایی از دانشجویان زن هستند، یا در حالی ‌که زن افغانستانی به راحتی نمی‌تواند طلاق بگیرد در ایران مادران مجرد و زنان مطلقه زیادی بدون ترس از قضاوت جامعه زندگی می‌کنند».

او درمورد موضوعات غیرسیاسی که در فیلم «حوا، مریم، عایشه» به آن‌ها پرداخته‌، عنوان کرد: «در این فیلم موضوع اصلی آزادی زن افغانستانی درمورد تصمیم‌های مربوط با جسمش است؛ اینکه مثلا آیا این زن آزادی تصمیم درباره مادرشدن را دارد یا نه یا اینکه در جامعه مذهبی مردسالار مادری تا چه حد مانعی مقابل پیشرفت زن است؛ یک مانیفست زنانه درباره زنان افغانستان زیر برقع و خشونت‌هایی که رخ می‌دهد که بسیاری می‌ترسند درباره‌شان صحبت کنند».

این کارگردان درمورد دلیل ساخت «حوا، مریم، عایشه» در افغانستان توضیح داد: «بعد از پایان تحصیل می‌توانستم فیلم بلندم را در اروپا بسازم؛ اما نمی‌خواستم درباره مهاجرت فیلم بسازم. من دوست داشتم راوی روایات بکر سرزمینم باشم. من سینما را بیش از اینکه یک حرفه ببینم، یک رسالت می‌بینم و بنابراین می‌خواستم روایتگر قصه‌های افغانستان باشم».

کریمی درمورد تجربه‌های شخصی خودش از زندگی زنان افغانستانی بیان کرد: «مورد من یک مورد منحصربه‌فرد است. من در عین اینکه افغانستانی هستم، ویژگی‌های زنان ایرانی، افغانستانی و اروپایی را به‌ طور همزمان در خودم دارم؛ این یعنی که در ایران، در افغانستان یا حتی در اروپای شرقی که در آنجا تحصیل کرده‌ام، احساس غریبی ندارم. به ‌هر حال من دوره بسیار مهم نوجوانی‌ام را در ایران زندگی کرده‌ام و می‌دانید که دوره بلوغ دوره مهمی است و  تأثیر زیادی در آینده فرد دارد. شاید بتوانم بگویم که تولد من در ایران در نگاه سینمایی‌ام تأثیر زیادی نداشته؛ با اینکه نمی‌توانم این موضوع را کتمان کنم که زندگی در ایران نقش اصلی را در ورودم به سینما داشته‌است».

او درپاسخ به سوالی درمورد تاثیر زندگی درایران در علاقه‌مندی اش به سینما گفت: «در چهارده سالگی در فیلم «دختران خورشید» مریم شهریار بازی کردم و بعد از یک ‌سال هم در فیلم «خواب سفید» حمید جبلی. می‌توان گفت که اگر در این دو فیلم بازی نمی‌کردم در کل شاید عشق و علاقه به کارگردانی، نویسندگی و سینما در من ایجاد نمی‌شد؛ اما در زمینه نگاه سینمایی، بسیار تحت‌ تأثیر سینمای اروپای شرقی هستم که به‌طور مشخص بعد از سفر به اسلواکی و تحصیل در آنجا در من ایجاد شده. به ‌هر حال استادانم چهره‌های مهم موج نو چک و اسلواکی بودند».

صحرا کریمی درآخر درباره نگاه منتقدان و احتمال اتهام به سیاه‌نما بودن فیلم‌هایش توضیح داد: «وقتی واقعیت‌های ناراحت‌کننده را نشان می‌دهی، ممکن است چنین انتقاداتی هم وجود داشته باشد؛ ولی سیاه‌نمایی را درک نمی‌کنم. زمانی که شما روی  ابعاد منفی یک داستان تأکید کنید، ممکن است با انگ سیاه‌نمایی روبه‌رو شوید. اما من در فیلمم داستان روابط انسان‌ها و زندگی را گفته‌ام؛ با تمام ابعادش، هم ناامیدکننده و هم امیدوارانه. درواقع فکر می‌کنم فیلمم واقع‌گرایانه است و حتی ماجرا را تلطیف هم کرده‌ام. تا حدی که خارجی‌هایی که تصورشان از افغانستان و زن افغانستانی شبیه این فیلم نیست، از این فیلم خوش‌شان نیامده؛ مثلا در آمریکا عده‌ای می‌پرسیدند که شما چگونه در کشور فقیر افغانستان کسانی را نشان داده‌اید که تلفن دارند و گوشت می‌خورند».