هنروتجربه- فاطمه رستمی: قصیده گلمکانی سال گذشته فیلم کوتاه «آگهی فروش» را در هنروتجربه اکران کرد و قرار بود در جشنواره تصویرسال که به دلیل شیوع کرونا به تعویق افتاد هم فیلم «بوق ممتد» به کارگردانی او نمایش داده شود. با این فیلم‌ساز درمورد روزهای قرنطینه و تاثیری که فعالیت‌هایش گذاشته گفت‌وگویی داشتیم که می‌خوانید.

 درمورد فیلم «بوق ممتد» و محوریت این اثر که به جشنواره تصویرسال فرستاده بودید توضیح بدهید.
فیلم کوتاه «بوق ممتد»، مانند اغلب کارهای دیگرم نتیجه‌ مجموعه‌ای از تجربه‌های شخصی‌ام است. داستان فیلم موضوع ساده‌ فرمان دادن مردهای رهگذر در خیابان‌های شهر است هنگامی که متوجه می‌شوند زنی راننده در حال پارک کردن ماشینش است. که برمی‌گردد به پیش‌داوری‌های موجود درباره‌ رانندگی زنان. با این نوع پیش‌داوری‌ها بسیار روبرو هستم چون مدام برای کار در خیابان‌های شهر در حال رانندگی‌ام و گاه افرادی بسیار بی‌ربط، کار و زندگی خود را رها می‌کنند و شروع به فرمان دادن به من می‌کنند در حالی‌که هیچ مشکلی در پارک کردن ماشین ندارم. ایده‌ اولیه‌ این فیلم روزی  پس از تجربه‌ای شخصی به ذهنم آمد که فیلمنامه‌اش را خیلی سریع نوشتم. همیشه در حین و پس از پایان نگارش یک فیلمنامه، عادت دارم آن را به ده-بیست نفر افراد متفاوت اعم از فیلمنامه‌نویس حرفه‌ای و منتقد و منشی‌صحنه تا پزشک و خانه‌دار و بقال و راننده‌تاکسی و فقیر و غنی بدهم بخوانند تا نظرهای قشرهای متعدد را درباره‌ موضوع و داستانم بشنوم. در مورد «بوق‌ ممتد» هم این‌کار را کردم و برای اولین بار به یک نظر مشترک از سوی افراد رسیدم که «این موضوع ساختن ندارد!» ولی در نهایت چون شخصاً خیلی با آن همذات‌پنداری می‌کنم و به نظرم این‌گونه رفتارها کاملاً نمایانگر خشونت به‌ظاهر ساده ولی جاری در روزمرگی ماست، گوش ندادم و آن را ساختم! اتفاقا فیلم با برخورد خوب مخاطبان روبرو شد. با یک گروه بسیار همراه کار کردم و طی روزهای تمرین و فیلمبرداری فضای بسیار دوستانه، ولی حرفه‌ای و محترمانه‌ای حاکم بود و تمامی اعضای گروه با کم‌ترین امکانات، بهترین نتیجه را به ثمر رساندند. شیوا ابراهیمی نقش اصلی و تنها زن این فیلم را بازی می‌کند که بسیار انرژی گذاشت و دقیقاً همان زن مقتدری را به نمایش کشید که در نظرم بود. زنی که مدام در حال زیست با انواع پیش‌داوری‌هاست و برای رسیدن به هدفش هم از انواع حربه‌ها استفاده می‌کند؛ البته بدون زیر پا گذاشتن اصولش. علیرضا ثانی‌فر که حضور جالبش در این فیلم اولین تجربه‌ همکاری‌مان بود، باعث شد که پس از آن در اغلب پروژه‌هایی‌ که در آن دخیل بودم حضور داشته باشد. و شاهین شجری‌کهن که با وجود حضوری گذرا در فیلم، از نظر خیلی‌ها شبیه به کشف استعدادی شد (که البته تو هیچ فیلم دیگری بازی نکرده!). هم‌چنین ندا قائدی (منشی‌صحنه) و نگار جنیدی (دستیار کارگردان) واقعاً کمک بزرگی برایم بودند و ملک‌جهان خزاعی عزیزم که برای طراحی صحنه و لباس فیلم به من مشاوره‌های بسیار خوب و آموزنده‌ای داد چون طراحی را خودم بر عهده گرفته بودم.

با توجه به تعویق جشن تصویر سال برنامه‌ای برای نمایش و عرضه «بوق ممتد» دارید؟
«بوق ممتد» پیش از این در جشنواره‌های متعدد بین‌المللی حضور داشته از جمله در مرور فیلم‌هایم در جشنواره‌ کانادایی«ریگارد» که هم مورد تایید آکادمی اسکار است و هم تنها جشنواره‌‌‌‌ای است در شهر کبک کانادا که بازار فیلم کوتاه دارد. هم‌چنین در موقعیت‌های مختلف در خارج از ایران از جمله برنامه‌‌ی آموزشی مدارس و یا شبکه‌ی تلویزیونی «کانال پلوس» فرانسه نشان داده شده و هم‌چنین در «آمازون پرایم» قابل تماشاست. فیلم دست یک پخش‌کننده‌ فرانسوی است و او در این زمینه‌ها فعالیت می‌کند، به همین دلیل چندان دخالتی در تصمیم‌های او نمی‌کنم.

فیلم کوتاه «بوق ممتد»، مانند اغلب کارهای دیگرم نتیجه‌ مجموعه‌ای از تجربه‌های شخصی‌ام است. داستان فیلم موضوع ساده‌ فرمان دادن مردهای رهگذر در خیابان‌های شهر است هنگامی که متوجه می‌شوند زنی راننده در حال پارک کردن ماشینش است. که برمی‌گردد به پیش‌داوری‌های موجود درباره‌ رانندگی زنان

فعالیت های سینمایی جدیدی دارید؟ یا فعالیتی که به خاطر کرونا متوقفش کرده باشید؟
راستش به تعبیری سپاسگزار کرونا هستم! با تأسف بابت ضایعات انسانی‌اش و سختی‌هایی که این روزها پزشکان و پرستاران در جهان می‌کشند، ولی به نظرم کرونا نه‌تنها باعث شد دنیا کمی آرام گیرد و زمین کمی از دست ما انسان‌ها نفس بکشد، به انسان‌ها هم تلنگر و تشری زد که از غرور و خودخواهی خود دست بردارند. به نوعی‌که به بشر بفهماند در نهایت آنقدرها هم که فکر می‌کرده – حتی در قرن بیست‌ویکم – قدرتمند نیست و برای همه‌چیز راه‌حل ندارد. هرچند در این وضعیت هنوز افرادی هستند که در حال طمع‌ورزی هستند، ولی حتی یک تاثیر چند درصدی هم که در اطرافیان و آشنایان با آن روبه‌رو هستم به نظرم خودش نعمت بزرگی‌‌ است. امیدوارم که پس از پایان یافتن وضعیت موجود، این روزها را فراموش نکنیم و دوباره به ویران‌گری نپردازیم.

این تحولات و تعطیلی سینماها در برنامه‌های خارج از کشور شما هم بی‌تاثیر نبوده است.
اخیراً برنامه‌های متعددی برای نمایش و اکران فیلم‌های «زنان فیلم‌ساز ایرانی» در کشورها و جشنواره‌های جهانی متعددی ترتیب داده بودیم که اغلب آن‌ها یا به تعویق افتاده‌اند و یا مانند برنامه‌‌ی جشنواره‌ی معتبر و نیوزیلندی «شو می‌ شورتز» چند روز پیش به شکل آنلاین برگزار شد. مشغول تهیه و تولید فیلم‌های کوتاهی در خارج از ایران بودم که طبیعتاً به خاطر وضعیت کرونا یا ماهیت‌شان را تغییر دادم و یا متوقف‌شان کرده‌ام. هم‌چنین تمامی سفرهای کاری‌ام لغو شده‌اند. البته خوشبختانه! در ابتدا وضعیت کمی برایم شوک‌آور بود ولی پس از مدت کوتاهی متوجه شدم که تمامی این سفرهای لغو‌شده و کارهای متوقف‌شده بهترین اتفاقی بوده که برایم می‌توانسته در این مقطع از زمان بیفتد چون وضعیت اجباری‌ای برایم به وجود آورد تا در فضایی بسته و دور از هیاهو فیلم‌نامه‌ اولین فیلم بلندم که مدت‌هاست به‌خاطر مشغله‌های دیگر به نتیجه‌ دلخواهم نمی‌رسید کار کنم. اغلب فیلمسازان چند فیلم‌نامه و طرح دارند، ولی سرمایه‌گذار ندارند و به دنبال آن هستند ولی وضعیت برای من کاملاً برعکس بود، به طوری که از مدت‌ها پیش هم سرمایه‌گذار برای فیلم داشتم و هم موقعیت ساخت آن‌ را، ولی فرصت و تمرکز لازم برای تکمیل فیلم‌نامه‌‌ مورد علاقه‌ام وجود نداشت که به لطف این قرنطینه‌ اجباری به وجود آمد. بسیاری از افراد برای داشتن تمرکز و نوشتن فیلم‌نامه به گوشه‌ای یا به نوعی به جزیره‌ای آرام و دور می‌روند تا در خلوت فیلم‌نامه‌شان را بنویسند ولی الان با وجود کرونا این جزیره به خانه‌‌های ما آمده و من هم از این جزیره در حال استفاده‌ بهینه هستم!

این روزها که نمی‌توانید پروژه های سینمایی‌تان را پیش برید، مشغول چه کارهایی هستید؟
موافق نیستم که نمی‌توانیم فعالیت سینمایی داشته باشیم. درست است که بخشی از فعالیت‌های جمعی متوقف شده‌اند، ولی برخی دیگر را به نظرم اتفاقاً با تمرکز بیشتری می‌توانیم انجام دهیم. کارهایی که پیش از این شتاب‌زده به آن‌ها می‌پرداختیم و یا در آخرین لحظه. در همین مدت کوتاه دیده‌ام که جشنواره‌هایی آنلاین به وجود آمده‌اند که یکی از شرایط آن‌ها ساخت فیلم در قرنطینه است. نمی‌خواهم روی اعتبار این جشنواره‌های نوپا ارزش‌گذاری کنم، ولی این ایده را به آدم می‌دهد که این روزها بهترین موقعیت است تا افراد، خلاقیت خود را به کار بیندازند و با کم‌ترین امکانات، با داشته‌های‌شان، فیلم‌های کوتاه و جذاب بسازند. اگر هم فیلم‌کوتاه‌ساز نیستند، روی فیلم‌نامه‌های‌ بلندشان کار کنند. مستندسازها پژوهش کنند. هر کس می‌تواند ثانیه به ‌ثانیه‌ فیلمش را دکوپاژ کند. در حال حاضر بسیاری از کتابخانه‌های جهان دسترسی آنلاین خود را به صورت رایگان و مجازی بازکرده‌اند. بسیاری دیگر نمایش‌های فیلم آنلاین گذاشته‌اند. مجموعه‌ا‌ی از اتفاق‌های مثبت در راستای دسترسی به دانش و فرهنگ که پیش از این – شاید هیچ‌وقت – به این وسعت رخ نداده بود. وقتش هست که از آن استفاده‌ بهینه کرد. همان‌طور که در بسیاری از اطرافیان خود شاید دیده باشیم، این وضعیت موجود باعث خودشناسی بیشتری شده و فرصت داده که تجربه‌های زیستی جدیدی داشته باشیم و یا وقت بیشتری برای کارهایی که پیش از این برای‌شان وقت نداشتیم بگذاریم. شخصاً به‌جز کتاب‌خواندن و فیلم دیدن و ورزش کردن و گل‌کاری و آشپزی‌های جدید و عجیب مانند نان باگت و کالباس و کرواسان پختن، وقت بسیاری برای زبان‌آموزی می‌گذارم. زبان‌هایی را که بلد بودم مرور می‌کنم و در اینترنت برنامه‌های آموزشی زبان نگاه می‌کنم. همیشه به اطرافیان گفته‌ام که از مهم‌ترین کلیدهای دست یک فیلمساز زبان دانستن است که بسیاری از درها را به روی او باز می‌کند، ولی اغلب افراد از نداشتن وقت می‌نالیدند (که من آن را کمی هم به تنبلی ربط می‌دهم). الان که همه به اجبار طبیعت در خانه هستند و خوشبختانه اینترنت‌ها هم سرعت مناسب دارند، بهترین فرصت است که از آن برای یادگیری زبان استفاده کنیم.