هنر و تجربه ترجمه مریم شاه‌پوری: در پانتئون زوج‌ها  کارگردان-بازیگری، مارتین اسکورسیزی و رابرت دنیرو به‌مراتب بیش از زوجی مثل ابل فرارا و ویلم دفو مورد توجه قرار گرفتند اما گستره تجربه‌های فرارا و دفو همین طور افزایش می‌یابد.

فرارا در شش فیلم بلندش با دفو، او را در قالب نقش‌های بلندپروازانه‌ای هدایت کرده است، از یک نیویورکی روان‌رنجور که با آخر دنیا در «۴:۴۴ آخرین روز روی زمین» / ۴:۴۴ – Last Day on Earth دست‌وپنجه نرم می‌کند تا فیلم‌ساز ایتالیایی پیر پائولو پازولینی در «پازولینی» / Pasolini. در طول سال گذشته، همکاری چرک‌ترین مؤلف نیویورکی و یکی از جسورترین بازیگران جریان اصلی‌اش شدت هم گرفته است.

در فیلم «توماسو» / Tomasso که سال گذشته در جشنواره کن درخشید و به‌تازگی در سینماهای مجازی سراسر ایالات متحده عرضه شده است، دفو نقش فیلم‌سازی به‌شدت درگیر اعتیاد را بازی می‌کند که با زندگی خانوادگی خود دست به گریبان است؛ و بخش اعظمی از فیلم در آپارتمان به‌هم‌ریخته و شلوغ خود فرارا فیلم‌برداری شده است. در دیگر همکاری این دو یعنی «سیبری» / Siberia که در جشنواره بین‌المللی فیلم برلین در ماه فوریه ۲۰۲۰ روی پرده رفت، دفو نقش مرد تنهایی را بازی کرده است که در چشم‌اندازی غریب سرگردان است و هم‌زمان با گذشته تاریکش مواجه می‌شود. هر دو فیلم منحصربه‌فردند و تلاشی غیرتجاری که به‌واسطه اشتراک مساعی در دو سوی دوربین ساخت‌شان ممکن شده است.

فرارا و دفو دوستان خوبی هستند و همسایه یکدیگر. آن‌ها در گفت‌وگوی مجازی تازه‌ای که با اریک کوهن در سایت «ایندی‌وایر» انجام داده‌اند از چگونگی شکل‌گیری رابطه کاریشان گفته‌اند. در حالی که فرارا پس از یازدهم سپتامبر از نیویورک گریخت و در روم ساکن شد، دفو پس از ازدواج با بازیگر و کارگردان ایتالیایی جادا کولاگرانده (که با او سر صحنه فیلم وس اندرسن «زندگی در آب با استیو زیسو» / The Life Aquatic with Steve Zissou دیدار کرد) در این شهر ساکن شد. این روزها فرارا و دفو چند بلوک با هم فاصله دارند و در تمام ماه‌های اخیر و فراگیری جهانی کرونا با هم در تماس بودند.

همکاری حرفه‌ای  این دو سینماگر از  ۲۲ سال پیش آغاز شد؛ زمانی که فرارا درام سایبرپانک «هتل جدید رز» / New Rose Hotel را در سال ۱۹۹۸ ساخت و دفو در مقابل یکی دیگر از بازیگران همیشگی فرارا یعنی کریستوفر واکن قرار گرفت. عجیب بود که تا آن زمان این دو سینماگر برجسته هم‌مسیر نشده بودند چون فرارا دو دهه بود که فیلم‌ساز پرکار نیویورک بود و دفو بازیگری نامزد جایزه اسکار بود که از گروه تئاتر ووستر در مرکز شهر می‌آمد.

فرارا می‌گوید: «همان لحظه‌ای که او را دیدم، فهمیدم که این همان کسی است که به دنبالش بودیم.» در سوی دیگر، دفو می‌گوید رابطه آن‌ها با ساخت درام  «قصه‌های گوگو» / Go Go Tales که اولین نمایش جهانی‌اش را در جشنواره کن تجربه کرد، جدی‌تر شد: «فرارا مرا از مراحل اولیه درگیر پروژه کرد.» اما رابطه این کارگردان و بازیگر ادامه یافت و دفو در کنار تمام پروژه‌های بزرگ و تجاری که بازی می‌کرد، در آثار فرارا هم ظاهر می‌شد تا در دو سوی مخالف صنعت سینما فعال باشد. او از این فرصت‌ها چنین با قدردانی یاد می‌کند: «او فرصتی به من می‌داد تا کارهایی کنم و نقش‌هایی را ایفا کنم که نمی‌توانستم در سایر فیلم‌ها آن‌ها را تجربه کنم. من شیفته او هستم چون خودکار و خودجوش است. او همیشه روی چیزی کار می‌کند و معطل نمی‌شود. آثار او شخصی‌اند اما در عین حال، او خوب می‌داند و احساس می‌کند که چه چیزی هیجان‌انگیز است. با وجود این، کارش هر بار چالش‌برانگیز و ژرف و جدی است».

همکاری دفو با فرارا در «توماسو» شامل بداهه‌پردازی‌هایی هم می‌شود از جمله پرسه‌زدن‌های دفو در خیابان‌ها، تعاملش با مردی بی‌خانمان و حضور در جلسه‌های ترک اعتیادی که بر اساس تجربه شخصی فرارا طراحی شده‌اند. دفو در ارتباط با این تجربه می‌گوید: «گاهی وقت‌ها او تکه‌هایی از یک صحنه را در ذهن دارد یا این‌که داستانی را برایم تعریف می‌کند و با هم می‌رویم و تصاویر را می‌گیریم. این شیوه واقعاً رها و سرگرم‌کننده‌ای برای ساختن یک فیلم است.» هر دوی آن‌ها هر فرضی در این خصوص را رد می‌کنند که فیلم بر اساس زندگی شخصی فرارا بنا شده است. از طرف دیگر، فرارا می‌خندد و می‌گوید: «وقتی یک کمدی واقعی کار کنیم او نقش مرا بازی خواهد کرد. آن وقت شما دری‌وری‌های بامزه و خنده‌داری خواهید دید».

فرارا با اصرار می‌گوید که همین روال را در طول تمام دهه‌های فعالیتش حفظ کرده است، حتی دوران چالش‌برانگیزی که در نظام استودیویی سپری کرد و شکست تجاری «ربایندگان جسم» / Body Snatchers محصول ۱۹۹۳ رقم خورد: «یک خروار پول داشتیم ولی همواره می‌کوشیدیم به آن لحظه‌های سینمایی مورد نظرمان برسیم». وقتی «سیبری» در جشنواره برلین روی پرده رفت، فرارا در حال فیلم‌برداری مستندی درباره این تجربه بود که در جدیدترین خبر به «ایندی‌وایر» می‌گوید که هنوز در شرایط فراگیری جهانی کرونا روی یک  پروژه غیرداستانی با عنوان جدید «زندگی ورزشی» / Sporting Life کار می‌کند. او در حالی که از امید به نمایش این فیلم در جشنواره ونیز پیش رو می‌گوید، به پروژه دیگری با دفو اشاره می‌کند: «تا این‌جا ویلم را داریم. او یک دوربین و یک تفنگ و اونیفورمی به تن دارد. فعلاً بیش از این اطلاعاتی ندارم».

دفو هم درباره این همکاری تازه از سوی خود می‌گوید مشتاق بازگشت به میدان است: «من با انرژی زیادی کار می‌کنم». او در این مدت کمدی‌های کلاسیک ایتالیایی و آثار ملویل را دیده و در کنارش چیزهایی هم درباره نرم‌افزار زوم آموخته است: «باید از کاری که می‌کردم دست می‌کشیدم. این جوری برای خانواده‌ام وقت پیدا کردم و به ارزیابی‌های جدیدی رسیدم؛ اما حالا آماده شروعی دوباره هستم. بازیگران باید بازی کنند. این کارشان است».

در این میان، فرارا می‌گوید امیدوارست هواپیمایی گیر بیاورد و برای اعتراض در روز چهارم ژوییه (چهاردهم تیر؛ روز استقلال ایالات متحده) خودش را به محوطه مقابل کاخ سفید برساند: «این یک فیلم نیست. رییس‌جمهور باید برود. من شاهد بودم که نیکسن سوار بالگرد شد و در یکی از بهترین روزهای تاریخ این کشور رفت؛ این اتفاق حالا دوباره باید تکرار شود».

  • ایندی‌وایر