هنروتجربه: فیلم سینمایی «حوا، مریم، عایشه» نخستین ساخته بلند سینمایی صحرا کریمی ۱۹ آذر ۱۳۹۸ اکران خود را در سینماهای هنروتجربه آغاز کرد و مورد استقبال تماشاگران هم قرار گرفت. نمایش این فیلم با تعطیلی فعالیت سینماها به دلیل شیوع ویروس کرونا متوقف شد.این فیلم اما با بازگشایی سینماها از یکشنبه هشتم تیرماه در چند سینما اکران خود را از سرگرفته‌است. به همین بهانه شما را به خواندن بخش‌هایی از گفت‌وگوی کریمی با ماهنامه هنروتجربه (دی ماه ۹۸ )دعوت می‌کنیم.ایلیا محمدی نیا در مقدمه این گفت‌وگو نوشته‌است:« فیلم تصویری واقعی و عریان از زندگی سه زن سنتی، مدرن و امروزی در جامعه امروز شهر کابل را به تصویر می‌کشد. تصویری کمتر دیده شده از زنان در افغانستان امروز که به‌حتم مخاطبان به‌راحتی با کاراکترهایش ارتباط برقرار خواهند کرد».

شما سال‌ها در ایران و سپس در اروپا زندگی کرده و به ادامه تحصیل پرداختید و طبعا آشنایی چندانی با ظرافت‌های زندگی زنان جوان افغان و درک معضلات و مسائل‌شان نداشتید. نگران نبودید برای نخستین فیلم بلندتان نتوانید از عهده داستانی چنین برآیید؟
هنوز هم کاملا آن‌طور که یک افغانستانی با افغانستان آشنایی دارد، مخصوصا با ظرافت‌های رفتاری و اجتماعی آن آشنا نیستم. شما در رفتار و روش و گفتار من خیلی به ندرت یک زن افغانستانی را می‌بینید. برای همین چهار سال فقط مشاهده‌گر بودم و در این چهار سال به شهرستان‌های زیادی در داخل افغانستان مسافرت کردم. به دوردست‌ترین روستاها رفتم و با زنان زیادی صحبت کردم. یکی از دلایل مهمی که بعد از اتمام درس‌هایم به افغانستان آمدم و تصمیم گرفتم اینجا زندگی کنم، این بود که آشنایی بهتر و بیشتر پیدا کنم، که این برگشت و ماندن خیلی کمک کرد.

***
چرا سوژه‌ای درباره زنان جامعه افغان را برای نخستین ساخته سینمایی‌تان انتخاب کردید؟
قبل از این فیلم‌های مستند هم ساخته‌ام. همه در مورد موضوع زنان بوده است. من به عنوان یک زن که ریشه در این خاک دارم، با خودم مسائلی را حمل می‌کنم که کاملا زنانه است. دنیای زنانه برای من دنیایی بس شگفت‌انگیز است و کشف این دنیا و جست‌وجو در این دنیا و روایت قصه‌ها و داستان‌های زنان در واقع علاقه فردی من بوده، حتی از دوران دانشجویی. قهرمان‌های من همیشه زنان مبارز بوده‌اند. فیلم‌هایی که می‌بینم و دیده‌ام، همیشه در مورد زنان بوده‌اند. پردازش من به مسائل زنان به خاطر جذابیت موضوعی نبوده و نیست. من عاشق دنیای زنانه و داستان‌هایش هستم. باورمندم که در افغاستان باید صدایی باشد تا این داستان‌ها را بگوید و من به عنوان یک فیلم‌ساز می‌توانم صدای رسایی باشم.

تا پیش از فیلم شما من هیچ‌گاه این‌قدر از نزدیک و ملموس با قشر زنان جوان افغان آشنا نشده بودم.آیا این کاراکترها ازدل قصه‌های واقعی شکل گرفتند، یا صرفا زاییده ذهن شما هستند؟
از دل قصه‌های خیلی خیلی واقعی. من پیشینه مستندسازی دارم. بنابراین واقعیت‌ها و داستان‌های واقعی بیشتر مرا جذب می‌کنند.

***‌‌
در اپیزود نخست یعنی حوا، ما با زن جوانی روبه‌رو هستیم که در دل یک خانواده سنتی بار تمامی زندگی را به دوش می‌کشد. از یک طرف باید از مادرشوهر بیمارش پرستاری کند و از طرف دیگر، علاوه بر شنیدن غرولندهای پدرشوهرش، باید مطیع اوامر او باشد و در عین حال میزبان مهمانان همسرش باشد، درحالی‌که روزهای سخت حاملگی را پشت سر می‌گذارد. این حجم از مصایب و سختی چقدر در جامعه زنان افغانستانی بروز دارد؟
فیلم من اپیزودیک نیست. داستان سه زن در همسایگی یکدیگر در یک شبانه‌روز در یک شهر است. داستان حوا هنوز واقعیت تلطیف شده است. واقعیت زندگی زنانی چون حوا به مراتب سخت‌تر از این است. زنانی بوده‌اند که از کار زیاد در دوران بارداری مرده‌اند. مرده‌اش به سادگی دفن شده است و ۴۰ روز بعد مرد زن دیگری گرفته است. به همین سادگی.

به نظر بخش اعظمی از زنان جامعه شهری افغان را همین گروه زنان تشکیل می‌دهند.
زن شهری افغانستان به مراتب با مشکلات بیشتری روبه‌روست. زن سنتی روستا هرچند مشکلات خاص خودش را دارد، اما حداقل خودمان را می‌توانیم با این توجیه فریب دهیم که روستایی است و در چهارچوب سنت‌ها و رسوم زندانی. اما زن شهری افغانستان امروز زن مرحله گذار تاریخی، فرهنگی و اجتماعی یک سرزمین است. دیدگاه و جهان‌بینی زن شهری امروز افغانستان نگاه‌های دگم و سنتی جامعه‌ای مردسالار را به چالش می‌کشد و در برابر بی‌عدالتی برمی‌خیزد و اعتراض می‌کند. قد علم می‌کند. سکوت نیست. صداست. صدایی رسا که خاموشی و فراموشی را دیگر برنمی‌تابد. داستان «حوا، مریم، عایشه» در واقع نشان دادن بخشی از دلایل اعتراض زنان به جامعه سنتی افغانستان است؛ این‌که چرا زن افغانستانی به دنبال راه حل است و با دنیای درون و بیرون خود کلنجار می‌رود تا بتواند از زندان سنت و تحجر و زن ستیزی این جامعه رهایی یابد، حتی به قیمت از دست دادن پاره تن خود.

چرا حوا در مقابل این همه ناملایمات منفعل است؟
این‌گونه تربیت شده است. این‌گونه به او مادرش آموزش داده است. این‌گونه جامعه، سنت، سیستم خانوادگی افغانستان که بیشتر مردمحور است، از او می‌خواهد چنین رفتاری داشته باشد. اما حوا در آخر در حد توان خود می‌خواهد از این انفعال رهایی یابد.

***
اگر حوا زنی سنتی بود که حقی در انتخاب همسر و زندگی آینده‌اش نداشت، مریم اما به عنوان زنی امروزی و تحصیل‌کرده که خود همسر آینده‌اش را انتخاب کرده، مشکلاتی کمتر از حوا ندارد، اما شکل و محتوای مشکلات متفاوت است. او چرا هم‌چون حوا قربانی است؟
هدف من از کنار هم گذاشتن این سه زن و بعد یک‌جا شدن‌شان در واقع تاکیدم بر این بود که فرق نمی‌کند زن سنتی باشی، یا مدرن، یا حتی دختر جوان همین سال‌های اخیر؛ مادامی که در یک جامعه سنتی و زن‌ستیز باشی، تعریف‌های چهارچوب شده زندگی سرنوشت‌ها به نوعی شباهتی عجیب دارند.

‎مریم در فیلم شما زنی متفاوت از دیگر زنان ‎فیلم، حوا و عایشه، است. او تحصیل‌کرده است و شغل و درآمد خوبی دارد. او تنها زن فیلم است که علیه سنت سخت جامعه پیرامونی طغیان می‌کند. ابتدا با ازدواج مرسوم خانوادگی مبارزه می‌کند و سپس در تقابل با فرید، همسر خیانتکارش، به‌رغم همه مشکلات زنان تنها و مطلقه به زندگی خود ادامه می‌دهد. آیا مریم نمونه زنی است که جامعه امروز و فردای افغانستان به آن نیاز دارد؟
اینجا مریم نیاز نیست، بلکه مریم واقعیت جامعه امروزی افغانستان است. زنانی که بین دنیای مدرن و سنتی و خاستگاه‌های خودشان و جامعه سنتی به نوعی سرگردان‌اند و مسیر متفاوت‌تری را درنهایت انتخاب می‌کنند. مسیر طغیان و مسیر مستقل بودن به هر قیمتی. مریم زن امروز افغانستان است که هنوز باید تاوان پس دهد تا خود را از هرچه اجبار و باید و نبایدهای جامعه سنتی نجات دهد.

در قصه مریم در سکانس پایانی با حرکت دوربین از روی صورت مریم که با لباس عروسی خوابیده، به طرف پنجره‌ای که نخستین شعاع‌های نور خورشید بر آن افتاده، بارقه‌هایی از امید را نشان دادید، درحالی‌که در قصه حوا و عایشه ما این حجم کمرنگ امید را هم نمی‌بینیم. چرا؟
آگاهی و روبه‌رو شدن با عریانی واقعیت، شجاعت قبول کردن اشتباهی که دیروزها مرتکب شده‌ایم، تن ندادن به اجبار؛ همه اینها نشانه‌های امید هستند. به نظر من سخت‌ترین تصمیم برای یک زن انتخاب بین خود و بین قربانی شدن برای دیگری است، و آن دیگری اگر فرزند و مادر شدن باشد. مریم راه سخت را انتخاب می‌کند، وقتی تا آخرین لحظه به همسرش نمی‌گوید که باردار است.

***
درباره فیلم بعدی‌تان و این‌که آیا باز هم به سراغ موضوعاتی پیرامون زنان افغانی خواهید رفت، بگویید.
همان‌طور که گفتم، موضوع زنان برای من موضوعی است که سال‌ها با خود حمل کرده‌ام و می‌کنم. فیلم بعدی‌ام، «زیبا»، کاملا زنانه است و به موضوع دیگری از دنیای زنان در افغانستان می‌پردازد. با صحبت‌های ابتدایی که شده است، به احتمال قوی دوباره خانم شهابی تهیه‌کنندگی فیلم را به عهده بگیرند، که برای من بسی جای افتخار است. چون «حوا، مریم، عایشه» بدون تلاش‌های خانم شهابی به اینجایی که رسیده است، نمی‌رسید.

‎حرف پایانی…
خوشحالم که «حوا، مریم، عایشه» در ایران اکران عمومی می‌شود. این بهترین اتفاقی بود که می‌توانست برای فیلم بیافتد. من در ایران به دنیا آمده‌ام و ایران زادگاه من است و من در ایران با سینما آشنا شدم. بنابراین خوشحالم که اولین فیلم بلند داستانی‌ام در زادگاهم به نمایش درمی‌آید.

عکس:یاسمن ظهورطلب