هنروتجربه-فرزانه ابراهیم‌زاده: «جایی برای فرشته‌ها نیست» به کارگردانی سام کلانتری مستندی متفاوت است درباره تلاش تیم ملی اسکیت هاکی دختران ایران برای رسیدن به بازی‌های جهانی و مطرح شدن در میان تیم‌های جهان. فیلمی که برخلاف کلیشه‌های مرسوم فیلم‌های قهرمانی بخصوص در مورد زنان ورزشکار، به جای شعار دادن و نشان دادن نقاط منفی، تلاش این تیم را برای حل مشکلات‌شان به نمایش می‌گذارد. این فیلم که توانست در جشنواره سینما حقیقت جوایز متعددی را به خود اختصاص دهد در یک کلام فیلمی است در ستایش امید. «جایی برای فرشته‌ها نیست» از اوایل تیرماه و بعد از تعطیلی چند ماهه سینماها در هنروتجربه اکران شده است. سام کلانتری کارگردان این فیلم که پیش از مستند «مانکن‌های قلعه‌حسن‌خان» را در گروه سینمایی هنروتجربه روی پرده داشت، می‌گوید تصمیم گروه تولید فیلم بود که در شرایطی که جامعه با ناامیدی حاصل از کرونا در جدال است، این فیلم را که پر از بارقه‌های امید است، به اکران برسانند.

«جایی برای فرشته‌ها نیست» فیلمی درباره امید است، اما هربار اکران شده، چه در جشنواره و چه اکنون،حال عمومی جامعه ما چندان رو‌به راه نبوده‌است؟
به من یادآوری می‌کنید که دفعه قبلی منظورتان کدام زمان است؟

منظورم  نمایش در جشنواره سینما حقیقت است….
متاسفانه شرایطی که در حال حاضر داریم و بیماری کویید ۱۹ که در جامعه وجود دارد و موضوعات مرتبط به آن در جامعه ناامیدی به وجود آورده است. یکی از دلایلی که با تهیه‌کننده‌‌های کار به این نتیجه رسیدیم که فیلم را اکران کنیم همین بود که امید رکن و پایه اساسی فیلم است. به همین دلیل همه ما احساس کردیم زمان خوبی برای اکران این فیلم هست و شاید این اکران بتواند هم به خود فیلم و هم به مخاطبانش کمک کند. اما نکته مهم این است که مردم ما بپذیرند به سینما بروند و بپذیرند که خیلی از کارهایی که می‌کنیم از سینما رفتن خطرناک‌تر است. امیدوارم که مردم بروند و فیلم را ببینند. فکر می‌کنم این اتفاق خوبی خواهد بود و مطمئن هستم بعد از تماشای فیلم ناراحت و دل‌نگران سینما را ترک نمی‌کنند و حس خوبی خواهند داشت.

پرداختن به موضوع ورزش زنان یکی از نقاط مثبت فیلم است اما در این فیلم برخلاف بیشتر فیلمهایی که با این موضوع ساخته شده، از شرایط خاص ورزش زنان شکایت کمتر میشود و به اصطلاح غر زده نمیشود و انگار فقط قرار نیست از موانعی که پیش روی ورزش زنان هست، بگویید. بیشتر حرف فیلم نشان دادن تلاشی است که این دختران با همه موانع، برای رسیدن به موفقیت میکنند و همین است که فیلم از امید میگوید. چطور به این نگاه رسیدید در حالی که شاید  اگر زاویه دیدتان طرح شکایت‌ها بود، اتفاقا مخاطب بیشتری هم میتوانست داشته‌باشد.
فکر می‌کنم این نگاهی که شما اشاره کردید به دیدگاه سازنده اثر در زندگی شخصی‌اش باز می‌گردد. یعنی به نگاهی که آن فرد زمانی که از خواب بیدار می‌شود و در طول روز زندگی می‌کند. از سوی دیگر سوال من برای ساخت این فیلم یا هر اثر دیگری از طیف دیگری است که اگر امید نداشته باشیم، چه داریم؟ هنوز به نسخه جایگزین این سوال نرسیدم؛ اگر رسیده باشم به آن فکر می‌کنم.  آن هم در شرایطی که این حجم سختی‌ها و اتفاقات تلخ و تاریک از زوایای مختلف به ما هجوم آورده اگر امیدمان را حفظ نکنیم و به همان نسبت تلاش‌مان را افزایش ندهیم باید چه کنیم؟ اگر کسی نسخه جایگزینی داشته باشد حتما به آن فکر می‌کنم. اما من خودم نسخه‌ دیگری ندارم و نمی‌دانم چه باید بکنم. این که شما ساکت بنشینید کنج خانه‌اتان و هر اتفاق دیگری که نشانی از منفعل بودن دارد را انجام دهید کاری پیش می‌رود؟ غر زدن به صورت‌های منفعلانه نتیجه‌ای دارد؟ اگر کسی نتیجه‌ای از این ماجرا گرفته است موقعی که این متن منتشر شد با من تماس بگیرد و بگوید تا شاید نظرم را عوض کنم.

نکته مهم این است که مردم ما بپذیرند به سینما بروند و بپذیرند که خیلی از کارهایی که می‌کنیم از سینما رفتن خطرناک‌تر است. امیدوارم که مردم بروند و فیلم را ببینند. فکر می‌کنم این اتفاق خوبی خواهد بود و مطمئن هستم بعد از تماشای فیلم ناراحت و دل‌نگران سینما را ترک نمی‌کنند و حس خوبی خواهند داشت.

آنچه گفتید موضوع مهمی است. این که ما دائم بنشینیم و بگوییم که این مشکلات وجود دارد و دنبال راه حل نرفتن کار بزرگی نیست. همه میدانیم مشکلات هست، همان طور که در فیلم هم با مشکلات تیم و تک تک بازیکنانش آشنا میشویم، اما اینافراد و دوربین فیلم، به جای دست روی دست گذاشتن میروند سراغ پیدا کردن راهی که این مشکل را کنار بزنند. ویژگی که در سینمای مستند و داستانی ما کمتر پیدا میشود و اغلب صفر یا صد ماجرا را میبینیم. البته با توجه به کارهای قبلی شما مثل «مانکنهای قلعه حسنخان» این نگاه شماست که فقط طرح مساله نمیکنید.
نمی‌دانم می‌شود این مرزبندی را انجام داد یا نه؟ شاید هم بشود چنین مرزبندی را هم داشت. اما می‌گوییم به هر حال هر فیلمی از نگاه فیلم‌ساز به دنیا متاثر است. این هم شاید از ناخودآگاه است. من این مدلی فکر می‌کنم. اما باز هم چیزی معلوم نیست شاید روزی این اتفاقات را رها کنم و همه چیز را رها کنم و بروم جایی به دور از هیاهو زندگی کنم و کمتر با کسی ارتباط داشته باشم. اما تا زمانی که در جامعه زندگی می‌کنید و خودتان را نسبت به افراد اطرافتان، حتی خانواده‌اتان، مسئول می‌دانید باید امیدوار باشید و تلاش کنید. روزی که امید قطع شد فکر می‌کنم که باید چه کنم. الان هنوز به این باور محکم چسبیدم که هر انسان باید براساس تلاشش امیدوار باشد.

چقدر فضای آن تیم و افراد از مربی گرفته تا دیگرانی که کنار شما و گروه بودند، در به وجود آوردن چنین فضایی کمک کرد. یعنی مسیر از ابتدا براساس پیش فرض ذهنی شما پیش رفت یا در طول فیلم‌برداری آن افراد هم موثر بودند در شکل‌گیری و ترویج این نگاه امیدوارانه؟
نمی‌دانم شاید واقعا شانس و اقبال من هم باشد که وقتی این چنین روحیه‌ای را داشته باشم به صورت ناخودآگاه به سمت افرادی می‌روم که آن‌ها هم خیلی دور از من فکر نمی‌کنند. آدمی مثل کاوه صدقی سرمربی این بچه‌ها از صبح که بلند می‌شود جز کوشش و تلاش و امید داشتن به آینده فکر دیگری ندارد. او  تلاش می‌کند زندگی خودش را به همین سمت و سو ببرد. اعضای تیم را هم وقتی دیدم همین طور بودند. به طور مثال کاپیتان تیم از صبح تلاش می‌کند تا بهتر بشود و همه بچه‌های تیم هم همین طور هستند.در مجموع فکر می‌کنم به واسطه روحیه‌ای که دارم جذب این آدم‌ها می‌شوم. شاید اگر از روز اول سرمربی این تیم یا مربی فرانسوی حال دیگری داشتند، من هم قصد ساخت این فیلم را نمی‌کردم.

انگار از ابتدا قرار هم نبوده که در فیلم قهرمانسازی کنید؛ اتفاقی که در اکثر این گونه فیلمها میافتد.در فیلم دیالوگی داریم که میگوید شما باید برای بردن بجنگید و قرار نیست فرشته باشید یا به روایتی جایی برای فرشته‌ها نیست. این یکی از نکاتی بود که شما به عنوان کارگردان دنبالش بودید و یا این تاثیری است که فیلم روی گروه گذاشته است. ما قرار نبود تیم قهرمانها را ببینیم؟
اول باید ببینیم که مفهوم قهرمان در ذهن ما چیست؟ شاید قهرمان در ذهن من صرفا تلاش کردن یک فرد باشد. مطمئن نیستم این جمله از کیست که می‌گوید پیروزی با برنده بودن برای یک فرد فاصله بین دو شکست است. این که بلند شوید روی پایتان بایستید و تلاش بکنید و باز شکست بخورید یعنی پیروزی. در ذهن من مفهوم قهرمان،متعلق به آدم‌هایی است که برای رسیدن به هدفی تلاش می‌کنند. اگر به آن هدف رسیدند یک جور پیروزی دارند. اما مسیری که در آن هستند، مسیر یک قهرمان است به نظر من قهرمان کسی است که هیچ وقت شکست نمی‌خورد.

شاید لفظ درستی را به کار نبردم، منظورم از قهرمانسازی، بیشتر اسطورهسازی است. در این فیلم ما با آدم‌ها با تمام وجوه خوب و بدشان مواجه هستیم، اگر خطایی میکنند یا مشکلی دارند آن هم دیده می‌شود. در حالی که در بیشتر فیلمهایی با محوریت موضوعاتی مثل ورزش، شخصیت‌ها اسطورهسازی میشوند.
مفهوم اسطوره در این شکلی که مطرح می‌کنید، به نظر من شوخی است و وجود خارجی ندارد. شما وقتی وارد خلوت افراد می‌شوید همه شبیه هم هستند. وقتی وارد خلوت آدم‌ها می‌شویم از قدرتمند‌ترین آن‌ها تا معمولی‌ترین آدم‌ها،به گونه‌ای دیگر هستند. یکی ممکن است از تاریکی بترسد و یکی دیگر از فلان چیز بدش بیاید… همه ما مثل هم هستیم با مجموعه‌ای از ترس‌ها و علاقه‌ها و احساس متفاوت. اسطوره در این شکل مفهومی ندارد.

فیلم شما جزو فیلمهایی است که بعد از تعطیلی چندماهه سینما به خاطر شیوع کرونا اکران شده است. از این شرایط اکران راضی هستید و فکر میکنید این زمان برای اکران فیلم مناسب بود؟
همان طور که ابتدای بحث گفتم زمانی که تصمیم گرفتیم فیلم را اکران کنیم به بعدش فکر نکردیم که آیا این تصمیم درست است یا غلط؟ تصمیم ما بود که به عنوان اولین فیلم مستند یا به روایتی اولین فیلم‌هایی که در گروه هنروتجربه اکران می‌شود، پیش‌قدم شویم. دو تا پخش کننده داشتیم که قبل از کرونا درباره اکران سراسری و اتفاقات جدی دیگر صحبت کرده بودند. اما بعد از کرونا، شکل اکران و پخش در سینما تغییر الگو داد به این نتیجه رسیدیم به دلایل متفاوتی الان وقت اکران در گروه هنروتجربه هست. فکر می‌کنم پای این انتخاب هم ایستادیم و اگر فیلم کم بفروشد ناراحت نیستیم و اگر زیاد هم فروخت هم زیاد خوشحال نمی‌شویم و فکر نمی‌کنیم اتفاق مهمی افتاده است. در هر حال شرایط، شرایط استانداردی نیست. اما با صحبت‌هایی که با آقای صانعی مقدم و گروه هنروتجربه داشتیم به این تنیجه رسیدیم که این فیلم در طول زمان دیده خواهد شد. از چند وقت دیگر هم اکران آنلاین آغاز می‌شود.

بازخوردها تا الان نسبت به فیلم چطور بوده‌است؟
نشنیدم کسی تا امروز به فیلم نقد عجیبی داشته باشد یا از فیلم بدش بیاید. حالا شاید شانسم بوده است و نمی‌خواهم فکر کنم که فیلم دارای شاخصه‌های منحصر به فردی بوده است. من با آدمی مواجه نشدم که نقد تندی انجام داده باشد یا از فیلم بدش بیاید و یا با آن ارتباط برقرار نکرده باشد. برای همین بازخوردها به‌شدت بازخوردهای مثبت و خوشحال‌کننده و راضی‌کننده بوده است.

درباره شیوه اکران در گروه سینمایی هنروتجربه هم میگویید؟
الان بحث رضایت‌مندی یا ناراضی بودن کم لطفی نسبت به همدیگر است.اگر بگویم از اکرانم در هنروتجربه راضی نیستم این کم لطفی است و این یعنی که مشکلاتی که گروه هنروتجربه در حال حاضر دارد را نمی‌دانم. بگویم راضی هستم؟ اما می‌دانم اکران‌هایی که الان با آن‌ها مواجه هستیم پر از اشکالات و نکات منفی است. اما آیا این فقط مربوط به هنروتجربه است؟ خیر! فکر می‌کنم اعلام رضایت و رضایت‌مندی درست نیست. در یک شرایط غیر استانداردی هستیم و همه باید به هم کمک کنیم که فیلم بهتر دیده شود. اگر شما می‌توانید کاری بکنید به من کمک کنید و یا برعکس تا این‌که این اتفاق به نتیجه برسد.

فیلم قبلی شما هم در گروه هنروتجربه اکران شد. روندی که این گروه سینمایی در پیش گرفته را چطور ارزیابی میکنید؟
احساس می‌کنم افرادی در این بدنه فعالیت می‌کنند که هم به کارشان عشق دارند و هم تلاش‌شان را می‌کنند و با تعداد سالن محدود و امکانات محدودی که هر روز هم محدودتر می‌شود، موفق هستند. نمی‌شود شق‌القمر هم کرد، شرایط همین است. وقتی شما می‌پذیرید که فیلم‌تان در گروه هنروتجربه اکران شود،به طور قطع  به این کاستی‌ها هم واقف هستید،پس به اندازه ظرفش انتظار داشته باشید.

احساس می‌کنم افرادی در این بدنه فعالیت می‌کنند که هم به کارشان عشق دارند و هم تلاش‌شان را می‌کنند و با تعداد سالن محدود و امکانات محدودی که هر روز هم محدودتر می‌شود، موفق هستند. نمی‌شود شق‌القمر هم کرد شرایط همین است. وقتی شما می‌پذیرید که فیلم‌تان در گروه هنروتجربه اکران شود،به طور قطع  به این کاستی‌ها هم واقف هستید،پس به اندازه ظرفش انتظار داشته باشید

برای بهتر شدن وضعیت گروه سینمایی هنروتجربه راهکاری هم دارید؟
الان ذهنیتی ندارم و بیشتر تمرکزم روی این موضوع است که بتوانیم اکران آنلاین‌مان را هرچه سریع‌تر انجام دهیم و در آینده هم به جای خوبی برسیم.

یکی از نقاط مثبتی که در اکران فیلم «جایی برای فرشته‌ها نیست» وجود دارد، بیلبوردهایی است که در سطح شهر به فیلم اختصاص داده شده است. برای دفعات معدودی است که یک فیلم مستند و مستقل توانسته این تعداد بیلبورد را در شهر داشته باشد.
این بازمی‌گردد به اتفاقات دیگری که رخ داده است. فیلم ما را شهردار تهران و شهردار منطقه ۱۲ دیدند و از آن خوش‌شان آمد و بدون هیچ رانت و کمک ترسناکی پرسیدند که چه کاری می‌توانیم برای فیلم انجام دهیم، من هم بیلبورد خواستم. در این حد یکسری پرتابل به ما دادند که اتفاق خوبی بود.

این تبلیغات هم حال و هوا و رنگ و بوی شهر را تغییر داده و تصویر زنان ورزشکار را به سطح شهر آورده است.
امیدوارم این جوری باشد.

اکران آنلاین از کی قرار است آغاز شود؟ به نظر میآید که به تعویق افتاد.
فکر می‌کنم از اول مرداد اکران آنلاین‌مان را شروع می‌کنیم. قرار بود دو هفته پیش اکران آغاز شود اما به دلایلی تصمیم گرفتیم که از اول مرداد آغاز کنیم.

اکران آنلاین را چطور پیشبینی میکنید؟ بیشتر فیلمها اکران آنلاین میشود اما کارگردانان گویا راضی به این اکران نیستند.
کسی که راضی نیست می‌تواند فیلمش را آنلاین اکران نکند. فکر می‌کنم اکران آنلاین اتفاق خوبی هست.

همزمانی دو اکران آنلاین و سالن را مثبت میبینید؟
این را دقیقا نمی‌توانم پیش‌بینی کنم؛ اما می‌توانم بگویم که اکران آنلاین ما درست روزی که یک ماه از اکران سالن گذشته شروع می‌شود و بعد از یک ماه مشخص می‌شود و ادامه‌اش می‌تواند اتفاق خوبی باشد و افرادی که دوست دارند اکران سالن را ببینند و باقی هم در خانه فیلم را ببینند.

شنیدم در حال آمادهسازی فیلمی با محوریت کرونا هستید.
تهیه‌کننده این مستند هستم، اما کاری که خودم کارگردانش باشم فعلا در مرحله پژوهش است.

عکس:یاسمن ظهورطلب