هنروتجربه مریم شاه‌پوری: «راه‌های ورودی» یکی از فیلم‌های مستقل تحسین‌شده سینمای ایالات متحده است و دومین فیلم بلند اندرو آن، فیلم‌ساز‌ کره‌ای‌ است؛ فیلمی که اولین نمایش جهانی‌اش را در جشنواره بین‌المللی فیلم برلین ۲۰۱۹ تجربه کرد ولی بیش از یک سال زمان برد تا در قالب ویدیوهای درخواستی از هفتم مه (هجدهم اردیبهشت) عرضه شود.

«راه‌های ورودی» که در جشنواره سیاتل هم روی پرده رفت و در جوایز فیلم مستقل اسپریت هم در رشته‌های بهترین فیلم‌نامه اول و بهترین بازیگر زن اصلی نامزد دریافت جایزه شد، امتیاز میانگین قابل توجه ۸۳ از صد را از نوزده منتقد در «متاکریتیک» گرفته است. به عنوان نمونه، منتقد قدیمی و برجسته «شیکاگو تریبیون»، مایکل فیلیپس، فیلم را چنین ستوده است: «نابخردانه است که ارزش فیلمی را با توانایی‌اش در گریاندن مخاطب سنجید، اما «راه‌های ورودی» در نهایت احساسات شخصیت‌هایش را به تجربه شما از تماشای داستان کوتاه یک فیلم ۸۳ دقیقه‌ای کوچک، بسیار آرام و خیلی مقتدر می‌افزاید.» یا جاستین چنگ که در بخشی از نقدش در «لس‌آنجلس تایمز» آورده است: «فیلم به ما نشان می‌دهد که چه‌طور آدم‌هایی کاملاً مخالف و دور از هم می‌توانند در شرایطی معمولی و با مشکلات متعدد، دور هم جمع شوند و به‌خوبی با هم جور شوند؛ و البته که به ما نشان می‌دهد این جور شدن و کمال هم چه‌قدر می‌تواند زودگذر باشد.»

جدیدترین فیلم اندرو آن داستان مادری تنها (هونگ چائو) را روایت می‌کند که باید پس از مرگ خواهرش، خانه شلوغ او را تروتمیز کند. در این میان، پسر خجالتی او کودی (لوکاس جِی) به‌واسطه دوستی با پیرمرد همسایه (با بازی برایان دِنِهی فقید در یکی از آخرین نقش‌های سینمایی‌اش) از لاک خود خارج می‌شود.

«راه‌های ورودی» آشکارا درباره هویت آسیایی-آمریکایی نیست، دست‌کم نه آن طور که اولین فیلم بلند کارگردان جوانش بود. فیلم  داستان دو غریبه که وارد محله‌ای می‌شوند و شرایط خارج از کنترل آن‌هاست را روایت می‌کند ،همراه با شخصیت‌های مختلفی که کمک‌شان می‌کنند یا مزاحم‌شان می‌شوند.«راه‌های ورودی» با ظرافت پروبال می‌گیرد و عمق پیدا می‌کند. در واقع به همین خاطر وقتی متوجه می‌شویم که این دو شخصیت در فیلم‌نامه اصلی آسیایی-آمریکایی نبودند (فیلم‌نامه را هانا باس و پل ترین نوشتند)، بسیار خوشایند است و حتی تحسین‌برانگیز. به هر حال این پیشنهاد کارگردان فیلم بود؛ و وقتی چراغ سبز تولید را از جیمز شامِس و جو پیرو تهیه‌کننده گرفت، حسابی شگفت‌زده شد.

اندرو آن در گفت‌وگوی تازه‌اش با جود دِرای از «ایندی‌وایر» چنین توضیح داده است: «من کاری کردم که اغلب در کارنامه فیلم‌سازی‌ام انجامش می‌دهم ولی هرگز جواب نگرفته بودم. از تهیه‌کنندگان پرسیدم: اگر آن‌ها را آسیایی کنیم چه می‌شود؟ و جیمز شاموس و جو پیرو اولین تهیه‌کنندگانی بودند که به این سؤالم پاسخ مثبت دادند. خیلی خوشایند بود و فکر می‌کنم نشانه‌ای از تغییر صنعتی است که متوجه شده مردم می‌خواهند داستان‌های رنگین‌پوستان را ببینند…»

آن می‌گوید اگر پیشنهادش پذیرفته نمی‌شد، احتمالاً فیلم را کارگردانی نمی‌کرد؛ اما جالب این‌که همین تغییر، لایه‌های جدیدی را به این داستان خاص افزود: «کتی و کودی پا به شهر کوچکی می‌گذارند که چندان پذیرای آن‌ها نیست؛ و تا حدی احساس می‌کنند بیگانه هستند. برای نمود بیرونی این موضوع بود که احساس کردم اگر این دو شخصیت آسیایی-آمریکایی باشند، همه چیز بهتر جواب می‌دهد» .او در ادامه صحبت‌هایش نویسندگان فیلم‌نامه را می‌ستاید؛ هانا باس و پل ترین که در تئاتر نیویورک شناخته‌شده و تحسین‌شده‌اند و این نخستین فیلم بلندشان شد. آن درباره‌شان می‌گوید: «آن‌ها دقیقاً تلاش کرده بودند شخصیت‌هایی بنویسند که مثل غریبه‌ها به نظر برسند؛ و به محض این‌که ما به این صورت خارجی رسیدیم (در این مورد، از نظر نژادی) همه چیز جفت‌وجور شد و لایه‌ای به داستان و فیلم افزوده شد. در غیر این صورت فکر نمی‌کنم «راه‌های ورودی» را می‌ساختم».

در هر صورت، برخی لحظه‌ها و دیالوگ‌های فیلم‌نامه با افزوده شدن این لایه‌ها معنای خاصی پیدا کردند که اگر این طور نمی‌شد به‌راحتی قابل حذف بودند. به عنوان مثال، وقتی همسایه فضول لیندا (کریستین اِبِرسول) با کتی و کودی برای اولین بار دیدار می‌کند، می‌گوید: «حدس زدم فامیل باشید». که منظورش نسبت کتی با خواهرش اپریل است. آن در این باره چنین توضیح می‌دهد: «وقتی نژاد شخصیت‌ها را تغییر دادیم، معنی متفاوتی ضمیمه این جمله و برداشت لیندا شد، چون حضور آن‌ها دلیل دیگری نمی‌توانست داشته باشد. این دیالوگ همین طوری در فیلم‌نامه اولیه نوشته شده بود و من فقط در زمان هدایت بازیگران کمی تأکید روی آن را بیش‌تر کردم. فوق‌العاده بود که ما لازم نبود چندان کاری روی فیلم‌نامه انجام دهیم و همه چیز خیلی خوب خلق شده و در هم تنیده شده بود. در واقع کار ما در زمان کارگردانی، فقط تأکید روی این لحظه‌ها بود تا واقعی احساس شوند و موثق.» اندرو آن در سایر موارد باید به جزییات دقت می‌کرد و روی ظرافت‌ها کار می‌کرد، مثل زمانی که لیندا می‌پرسد «اهل کجایید؟». او می‌گوید: «در جایی از فیلمنامه بحث این بود که لیندا بپرسد: واقعاً اهل کجایید؟ که در نهایت با آن مخالفت کردم چون می‌توانست دافعه‌برانگیز و حتی تحقیرآمیز باشد؛ و خب، من به دنبال چنین موقعیتی نبودم».

آن می‌گوید بجز تغییر نژادی دو تن از شخصیت‌های اصلی برای برجسته کردن غریبگی ، تغییرهای به‌مراتب ظریف‌تری هم اعمال شدند؛ مثلاً این‌که او در همکاری با طراح تولید فیلم شارلوت رویر (که درام تحسین‌َشده «مدلینِ مدلین» را در کارنامه دارد) به‌دقت روی این موضوع کار کردند که خانه یک آسیایی-آمریکایی علاقه‌مند به جمع‌آوری همه چیز، چه شکل‌وشمایلی باید داشته باشد. البته نباید از همکاری اندرو آن با فیلم‌بردارش کی جین کیم غافل شد که از نظر هنری و خلاقه رابطه خیلی خوبی با هم دارند.

  • ایندی‌وایر