هنروتجربه: فرزاد خوشدست کارگردان مستند «خط باریک قرمز» که در کارنامه‌اش کارگردانی مستند بلند«وقایع نگاری یک فیلم‌ساز ناتمام» و مستند سینمایی «زنی که نام ندارد» را هم دارد، در یادداشتی برای «هنروتجربه» از چگونگی ساخته شدن این مستند و مشاوره و توصیه زنده‌یاد عباس کیارستمی نوشته‌است. این مستند از امروز دوشنبه ششم مرداد در سینماهای هنروتجربه روی پرده می‌رود. 

«زمانی که در زندان زنان مشغول ساخت مستند«زنی که نام ندارد» شدم، روزمرگی و زندگی یکنواخت زندانیان بیشتر از آن‌ها مرا عذاب می‌داد. همه عمرم از روزمرگی فرار کردم، اما وقتی در کنار افرادی قرار گرفتم که در زندگی‌شان به آخر خط رسیده بودند مدام به این فکر می‌کردم که چطور می‌شود این افراد را به زندگی برگرداند و یا به نوعی پس از آزادی از تکرار جرم دورشان کرد.روز آخر در زندان زنان وقتی با آخرین سوژه‌ام خداحافظی می‌کردم، این زن (که اعدامی هم بود) به من گفت کاش بیشتر اینجا می‌ماندید چون تمام ایامی که در مقابل دوربین شما بودم حالم و روحیه‌ام خوب بود و کار شما مرا آرام می‌کرد.

وقتی در زمان تدوین این فیلم آقای عباس کیارستمی (استاد بنده) داشتند درباره چیدمان تدوین فیلم «زنی که نام ندارد» به من و تهیه کننده (دُری رضایی) مشاوره می‌دادند،این داستان را برایشان تعریف کردم ایشان هم گفتند درست‌ترین اتفاق برای تو که در این فضاها دوست داری فیلم بسازی این است که به جای این‌که از این زندانی‌ها به عنوان یک ابزار برای ساخت فیلمت استفاده کنی و آن‌ها رامقابل دوربین خودت بنشانی تا خودشان را عریان تعریف کنند، سعی کنی فیلمی بسازی که در جریان ساخت جهان آن‌ها را هم تغییر دهی تا روزهای حبس‌شان برای آن‌ها از تکرار و روزمرگی خارج شود.

و من رفتم و آزادانه به موضوعی دیگر برای ساخت فیلمی در یک زندان دیگر فکر کردم تا فیلمی بسازم که همزمان با تولید کار، جهان این مجرمین هم تغییر کند. همه حسرت‌ها و نشدن‌هایم در فیلم‌سازی و مستند سراغم آمده بود.

«خط باریک قرمز» از ابتدا بیش از چهار سال از عمر من را گرفت با همه دشواری‌های بی‌پایانی که برایم داشت و هنوز دارد. از پنج ماه فیلم‌برداری طاقت‌فرسا در یک زندان (کانون اصلاح و تربیت) از تحقیقات عجیب و بی‌انتهایم برای ساخت و ساز بنای مجدد انسانی این مجرمین تا انتخاب کاراکترهایی که به زندان پیوند خوردند تا زمان نمایش فیلم و فکر نجات یکی از این زندانی‌ها (که با توجه به تغییر جهانش)سایه قصاص هنوز روی گردن اوست و چند هفته است خواب از او گرفته و خواب از من از مادرش و همه کسانی که در ساخت این انسان و این فیلم نقش داشتند (مثل توماج عزیز). ساخت این فیلم، جهان و نگاه این مجرمین را تغییر داد، یعنی ما جهانی را تغییر دادیم، چرا حالا قرار است او  اعدام شود! یعنی قرار است این تغییر بزرگ دیده نشود و او نابود بشود؟

هیچ‌کس در زمان تولید این فیلم درک نمی‌کرد من و گروهم و همه افرادی که در مقابل دوربین بودند، ذره ذره روح خود را برای ایجاد جهان فیلمم گذاشتند، و ما در حال ساخت چه سندی بودیم. زندانی‌ها مقابل دوربین رشد می‌کردند و ما تحلیل می‌رفتیم. بسیار تحقیر شدم و حتی خیلی‌ها ما را مسخره کردند، تهدید شدیم و بارها کار را تعطیل کردند ولی خود بچه‌های زندانی بودند که همراه می‌شدند و از یک جایی به بعد آن‌ها به ما انگیزه می‌دادند. شاید انگیزه آ‌ن‌ها برای فرار از روزمرگی زندان بود یا شوق برای تغییر، هرکدام که بود من برنده این قصه بودم. مگر کیارستمی همین را نخواسته بود؟

جلوتر که رفتم کم‌کم تغییرات و قدرت زندانی‌ها همه را تحت تأثیر قرار داد و همان‌ها که تهدید و تعطیل کردند، تمام قد داشتند می‌ایستادند. ولی زود بود که برای معجزه هنر در یک فیلم مستند کمر خم کنند. و من دیدم،  هم در سکانس آخر و هم در اکران‌های خصوصی فیلم که برای این مجرمین… نه، این هنرمندانی که روزی مجرم بودند همه ایستادند، کف زدند و بوسه فرستادند. گفتنش سخت است اما این بچه‌ها بعد از این فیلم تلاش دارند دور باطل جرم، زندان، جرم، زندان… را قیچی کنند، اگر جهان آزاد بگذارد.

این برای «خط باریک قرمز» کم است؟».

مستند«خط باریک قرمز» به کارگردانی فرزاد خوشدست برای اولین بار در سیزدهمین جشنواره سینما حقیقت به نمایش درآمد توانست نظر تماشاگران و منتقدان را به خود جلب کند و جوایز متعددی از جمله بهترین فیلم هنروتجربه،بهترین فیلم با موضوع آسیب‌های اجتماعی، جایزه ویژه دبیر جشنواره در سیزدهمین جشنواره سینما حقیقت ،جایزه بهترین فیلم‌برداری و…به آن تعلق گرفت.

مستند«خط باریک قرمز» درباره یک گروه مجرم نوجوان است که در یک زندان با کمک چند مربی نمایش تصمیم می‌گیرند یک نمایش را روی صحنه ببرند و ناگفته‌های زندگی خود را از این طریق بیان کنند.کم کم تصمیم گرفته می‌شود که اگر این نمایش موفق بود، به این بهانه و برای اجرا یک روز از زندان خارج شوند، اما عده‌ای تصمیم به فرار دارند.