هنر و تجربه ترجمه مریم شاه‌پوری: اورن موورمن فعالیت‌هایش را به عنوان فیلم‌نامه‌نویس آغاز کرد و در خلق برخی از مهم‌ترین آثار سینمای مستقل مثل «پسر عیسی» / Jesus’ Son و «من آن‌جا نیستم» / I’m Not There به‌ترتیب محصول ۱۹۹۹ و ۲۰۰۷ نقش داشت. در ۲۰۰۹ اولین فیلم بلندش را در مقام کارگردان با عنوان «پیام‌آور» / The Messenger ساخت که درامی پیرامون جنگ عراق بود که بسیار مورد تحسین منتقدان قرار گرفت و در رشته‌های بهترین فیلم‌نامه اریژینال و بهترین بازیگر مرد مکمل (برای وودی هارلسن) نامزد دریافت جایزه اسکار شد. موورمن در مقام کارگردان سه فیلم دیگر هم ساخت و بجز نویسندگی، رفته‌رفته در تهیه‌کنندگی فعال‌تر شد و در خلق آثار تحسین‌شده‌ای چون «آموزش بد» / Bad Education، «قصه» / The Tale و «حیات وحش» / Wildlife نقشش را ایفا کرد. در این‌جا اوئن گلیبرمن، منتقد برجسته این سال‌های «ورایتی»، درباره آینده سینمای جهان با اورن موورمن صحبت کرده است:

ما در میان چشم‌اندازی کاملاً درهم‌شکسته و در حال تغییر از سینما قرار داریم. وقتی دوروبرت را نگاه می‌کنی و به آینده می‌نگری، چه می‌بینی؟

خب، اگر از این روزگار و شرایط چیزی یاد گرفته باشم این است که هیچ‌کس چیزی نمی‌داند و همه کارشناس‌اند! من هم یکی از همه. با شیوع جهانی کرونا که اتفاق افتاد، به نظرم سریع‌تر از آن‌چه فکر می‌کردیم به سوی تحولی اساسی پیش می‌رویم. برای من بسیار روشن است که سینمای مستقل، آن طور که می‌شناسیمش و شیفته‌اش هستیم، کارش تمام است.

تمام؟

به نظر من، بله. روال سرمایه‌گذاری مستقل، تلاش برای ساخت فیلم‌هایی که کسی روی‌شان سرمایه‌گذاری نمی‌کند، بردن آن‌ها به جشنواره‌ها و تلاش برای فروختن آن‌ها، از این به بعد با الگوی کاملاً متفاوتی اجرا می‌شود، اگر این فیلم‌ها ساخته شوند. خیلی از تهیه‌کننده‌هایی که تازگی با آن‌ها صحبت کردم، می‌خواهند پروژه‌هایی را دست بگیرند که پخش‌کننده‌های مجازی، استودیوها و هر کمپانی که قرارست سرپا بماند، دوست دارند تولید کنند. البته روال ناخوشایند جمع‌آوری ده‌دلار ده‌دلار بودجه برای ساخت فیلم‌های مستقل همچنان پابرجاست ولی مسأله این است که چنین فیلم‌هایی کجا دیده خواهند شد.

پس تغییری که تو می‌بینی در اصل مسأله نمایش و عرضه است؟

بله. بدون سالن‌های سینما در آینده‌ای قابل پیش‌بینی و با توجه به پیشرفت اوضاع پیش از شیوع کرونا، ما باید به الگوی متفاوتی برای نمایش و عرضه فیلم‌های مستقل برسیم. برای من خیلی دشوارست که ایده‌ای داشته باشم مگر این‌که نتفلیکس و آمازون راهی پیدا کنند و مثلاً ظرفیتی را به تولید فیلم مستقل اختصاص بدهند؛ اما فکر می‌کنم این وضعیت هم ما را وارد بحثی درباره سینما و کیفیت آثار می‌کند و این‌که چه جور فیلم‌هایی در این پایگاه‌های مجازی جایی نخواهند داشت.

بدون سالن‌های سینما در آینده‌ای قابل پیش‌بینی و با توجه به پیشرفت اوضاع پیش از شیوع کرونا، ما باید به الگوی متفاوتی برای نمایش و عرضه فیلم‌های مستقل برسیم. برای من خیلی دشوارست که ایده‌ای داشته باشم مگر این‌که نتفلیکس و آمازون راهی پیدا کنند

و این وضعیت چیزی است که تو پیش از این به عنوان تهیه‌کننده «آموزش بد» تجربه‌اش کرده‌ای. من سال گذشته جایی نوشتم که عرضه مستقیم چنین فیلم‌های باکیفیت و تحسین‌شده‌ای در پایگاه‌های نمایش مجازی مثل «اچ‌بی‌او» یک تغییر انقلابی است؛ و حالا این اتفاق افتاده است. همین طور نیست؟

بله، من هم چنین احساسی دارم. در واقع چند سال پیش، این وضعیت را با «قصه» هم تجربه کردم که آن را هم در مقام تهیه‌کننده به «اچ‌بی‌او» فروختم. احساسم این بود که این فیلم به خانه‌ای نیاز دارد که از چنین آثاری حمایت می‌کند؛ و «اچ‌بی‌او» این حمایت را فوق‌العاده و حتی شوک‌آور انجام داد؛ اما این کار هم دیگر به‌آسانی انجام نمی‌شود.

«آموزش بد» از آن دست فیلم‌هایی به نظر می‌رسد که در اکران می‌توانست سروصدایی به‌پا کند.

بله! ولی فکر می‌کنم یکی از مسائلی که حالا با آن مواجه هستیم، همین است که باید برخی از این امیدها و آرزوهای اکران را کنار بگذاریم. البته که هنوز ظرفیتی برای نمایش عمومی در سینماها هست و اصلاً به آن نیاز است؛ ولی به نظرم باید این سؤال را از خودمان بپرسیم: چرا اکران؟ به خاطر نوستالژی آن؟ کیفیت رمانتیکش؟ یا جنبه رؤیاآمیزش؟ من به‌شخصه می‌توانم بگویم رؤیای من بود؛ این‌که فیلم بسازم و در سینما نمایش داده شود. از سوی دیگر باید واقعیت را دنبال کرد و مطابق با آن پیش رفت؛ و به خاطر دشواری و ناخوشایندی تغییر در برابرش ایستادگی نکرد. در واقع بهترست از تغییرها استقبال کنیم و از فرصت‌هایی استفاده کنیم که به همراه می‌آورند.

پس از تأخیرهای چندباره در اکران اثر جدید کریستوفر نولان با عنوان «اعتقاد» / Tenet، به نظرت چه زمانی سینماهای ایالات متحده بازگشایی می‌شوند و برای آن چه اتفاقی باید بیفتد؟

گفتنش دشوار است ولی فکر می‌کنم دو جنبه دارد: علمی و روان‌شناختی. مردم چه زمانی احساس امنیت می‌کنند؟ البته می‌دانیم که خیلی‌ها همین الان هم فکر می‌کنند همه چیز امن و امان است و به همین دلیل هر روز بر تعداد مبتلایان افزوده می‌شود و آمار به شکل هراس‌انگیزی بالا می‌رود. به نظرم وقتی واکسن کشف شود خیلی چیزها دوباره محک می‌خورند؛ و باید دید مردم چه‌قدر متوجه نیازشان به جامعه و تعامل با یکدیگر می‌شوند. وقتی مردم دوباره احساس امنیت کردند خواهیم دید که سینماها هنوز می‌توانند به کارشان ادامه دهند یا نه. در این میان، حساب سینماهای زنجیره‌ای از سالن‌ها و مجموعه سالن‌ها کوچک‌تر جداست ولی تولیدهای عظیم استودیویی در نهایت شرایط خوبی را تجربه خواهند کرد.

فصل جوایز امسال چه‌گونه است؟

کم‌وبیش برقرار خواهد بود چون بخشی جدایی‌ناپذیر از صنعت سینماست. می‌بینیم که در این زمینه همه جور تلاشی صورت گرفته است و حتی جشنواره‌ای (کن) فقط اعلام کرد که «این‌ها فیلم‌هایی هستند که در جشنواره ما نمایش داده نخواهند شد!» انگار نظام ارزش‌گذاری هم دارد تغییر می‌کند و حالا به این شکل و در این حد کافی است! واقعاً نمی‌دانیم چه خواهد شد.

صنعت فیلم‌سازی آمریکا پنج سال دیگر چه‌طور خواهد بود؟

ژان‌لوک گدار سی سال پیش گفته بود که در آینده، فیلم‌ها در موزه‌ها به نمایش درمی‌آیند؛ و این‌که آثار سینمایی‌ای که ما دوست داریم و با آن‌ها بزرگ شدیم، به محصولی کاملاً خاص بدل می‌شوند.

انگار همه پذیرفته‌اند که برای دیدن فیلم‌های عظیم و باشکوه استودیویی باید سینما رفت؛ در صورتی که تا مدت‌ها همه سینما می‌رفتند تا یک درام فوق‌العاده ببینند و این تجربه فیلم دیدن در سینما بود که آن را خاص و باشکوه می‌کرد. چرا این عطش از بین رفته است؟

به نظرم به این دلیل که پخش‌های مجازی و محصولاتی که در خانه می‌توانید ببینید همه چیز را تغییر دادند؛ و فقط تجربه سینما رفتن هم نیست. شیوه روایت داستان‌ها را هم تغییر داده‌اند. اصلاً بازیگری، تدوین، نویسندگی، کارگردانی و کل رویکرد تولید را تغییر داده‌اند. به عنوان مثال، اغلب آثار تلویزیونی را نویسندگان خلق می‌کنند و پیش می‌برند؛ و این موضوع تأثیر خودش را بر عادت‌های فیلم‌بینی گذاشته است. نگاه و قدرت بصری یک کارگردان کم‌تر از توانایی یک نویسنده در پیشبرد پیرنگ اهمیت پیدا می‌کند و اگر صادق باشیم باید بپذیریم که دنبال کردن داستان و نگاه پیرنگی که در پس محصولات تلویزیونی قرار دارد، هم برای تولید و هم برای تماشا، راه ساده‌تری است.

  • ورایتی