هنروتجربه-رضا صائمی: مستند «خط باریک قرمز» درباره یک گروه مجرم نوجوان در زندان است که با کمک چند مربی تئاتر و بازیگر، تصمیم می‌گیرند نمایشی را روی صحنه ببرند تا اگر موفق بود به این بهانه و برای اجرا یک روز از زندان خارج شوند. فرزاد خوشدست پیش از نیز مستندی به اسم «زنی که نام ندارد» را در محیط زندان ساخته بود و به نظر می‌رسد این تجربه به شناخت او از فضای زندان و مناسبت‌ها و آدم‌هایش کمک کرد و در تولید مستند بعدی‌اش نقش موثری داشت. زندان یا کانون اصلاح و تربیت گرچه محیطی جذاب نیست اما مکانی جذاب برای مستندسازی است. از آن دست محیط‌ها و سوژه‌هایی که مستندسازان زیادی را سمت خود جلب کرده از جمله مهرداد اسکویی که یکی از بهترین مستندهایش «روزهای بی‌تقویم» را در یک دارالتادیب ویژه نوجوانان ساخته است. اتفاقا شباهت‌هایی می‌توان بین این دو مستند پیدا کرد از جمله نزدیک شدن به زندانیان و دنیای درونی آنها که در روزهای بی‌تقویم از طریق گفتگوی مستندساز با زندانیان صورت می‌گرفت و در اینجا از طریق مربیان نمایش با گروه تئاتر. در اینگونه آثار به جای نگاه مجرمانه و بازجویی، نگاه تحلیل‌گرانه و همدلانه جایگزین آن شده و نوعی گفتگوی روان درمان‌گرانه رخ می‌دهد. در «خط باریک قرمز» هر بار یکی از بازیگران مثل افشین هاشمی، هنگامه قاضیانی و فرهاد اصلانی که با آنها به گفتگو می‌نشستند یا تمرین تئاتر می‌کردند بخشی از جهان درونی و چالش‌های فردی آنها با خودشان، خانواده، دوستان و جامعه بازنمایی شده و در واقع تئاتر و بازی به بستری برای روانکاوی آنها بدل می‌شود. بستری که به آنها کمک می‌کند تا مواجهه روانشناختی با خودشان و کمپلکس‌های روانی خود پیدا کنند و در فرایند تمرین و آماده‌سازی برای اجرای تئاتر، تجربه درمان اتفاق بیفتد. در واقع مستند «خط باریک قرمز» روایتی است از تئاتر تراپی که از این حیث مستند را در ذیل ژانر سایکودرام قرار می‌دهد. توماج دانش‌بهزادی که مربی این تیم است ظاهرا در زمینه تئاتردرمانی تخصص دارد و خوشدست به همین دلیل از او به عنوان کاراکتر اصلی استفاده کرده است. در تیتراژ پایانی مستند هم درباره تئاترتراپی و سایکودرام توضیحاتی داده می‌شود با ذکر این خبر که تلاش‌های در دست انجام است تا اولین مدرسه تئاترتراپی در ایران راه‌اندازی شود. از ویژگی‌های مهم تئاتر درمانی از حیث روانشناختی، تبدیل مراجعه از یک فرد منفعل و پذیرنده به یک فرد فعال و کنشگر است. بازی کردن همان مولفه‌ای است که امکان کنش‌پذیری مراجع را محقق کرده و به او کمک می‌کند تا از لاک درونی خود بیرون آمده و فراتر از مکانیسم‌های دفاعی‌اش به عنوان واکنش‌های غریزی نسبت به یک موقعیت آزاردهنده، به خودآگاهی نسبت به ضعف‌های خود رسیده و این خودآگاهی که از طریق تجربه نمایشی و بازیگری حاصل شده به اراده معطوف به تغییر بدل شود. این فرایندی است که درطول مستند و تمرین‌های مستمر این گروه تئاتری رخ می‌دهد و گویی مخاطب با فرایند یک درمان بالینی در شمایل نمایشی روبرو می‌شود.

مستند «خط باریک قرمز» اگرچه در یک فضای تک لوکیشنی که همان زندان باشد روایت می‌شود اما از دو طریق تلاش شده این ویژگی، ملال‌انگیز مخاطب و ایستا نشود. یکی از طریق شیوه‌های فیلم‌برداری و استفاده از تکنیک‌های مختلف در بازنمایی فضا و بافت ساختمانی لوکیشن، همچنین دوربین روی دست در برخی از صحنه‌ها که تنوع بصری آن را بیشتر می‌کند و دیگری استفاده حداکثری از هر فضایی که در همین لوکیشن بسته وجود دارد و می‌تواند در تعدد و تنوع سکانس‌ها مورد استفاده قرار بگیرد. ضمن اینکه با یک طراحی صحنه برنامه‌ریزی شده مواجه هستیم که فارغ از اینکه بخشی از بافت مستند و ویژگی درون متنی آن است، کارکردهای برون متنی هم داشته و به زیبایی‌شناسی بصری مستند کمک کند.

در دوره‌‌ای تمرین هر یک از اعضاء جرمی را که مرتکب شده به شکل نمایشی اجراء می‌کند که موجب می‌شود او از طریق بازسازی صحنه جرم به بازنگری رفتار خود هم بپردازد. در این خوانش دراماتیک، اغلب آنها روحیه و اعتماد به نفس لازم برای بازسازی خود را پیدا کرده و با انگیزه و امید بیشتری به زندگی و آینده خود می‌نگرند. فارغ از شخصیت‌هایی که در این مستند با آنها و گیر و گره‌های رفتاری و اخلاقی‌شان مواجه می‌شویم که امکانی برای آسیب‌شناسی روانی و اجتماعی نوجوانان بزهکار فراهم کرده، خود تئاتر تراپی به عنوان یکی از شاخه‌های مهم هنردرمانی در کانون توجه مستند قرار گرفته و برجسته می‌شود تا اهمیت و ضرورت و کارکردهای آن با یک مصداق عینی که شاهد تماشایش بودیم به واسطه این مستند تبیین و تبلیغ شود. در واقع «خط باریک قرمز» دو مولفه مهم دارد. یکی روایت آسیب‌شناسی نوجوانان بزهکار و مواجهه روانشناختی با آنها و پیچیدگی‌های رفتاری‌شان و دیگری اثبات ضرورت و کارکردهای تئاتردرمانی و توجه جدی‌تر به سایکودرام.

منبع:ماهنامه ۲۴