هنروتجربه- فاطمه رستمی: مسعود امینی‌تیرانی؛ مدیر فیلم‌برداری فیلم کوتاه «جونده» کار با گروه های جوان و فیلم‌های کوتاه و تجربی را جذاب‌تر از فیلم‌های حرفه‌ای می‌داند و معتقد است در این نوع آثار بستر خلاقیت گسترده‌تر است. همزمان با اکران فیلم کوتاه «جونده» در هنر و تجربه، با امینی تیرانی که قرار است به زودی فیلم بلندی را به کارگردانی خودش را جلوی دوربین ببرد، گفت‌وگویی داشتیم که می‌خوانید.

از چگونگی همکاری با نوید صولتی و فیلم‌برداری فیلم کوتاه «جونده» بگویید.
نوید صولتی را به عنوان یکی از فیلم‌سازان فیلم کوتاه از قبل می‌شناختم و در انجمن صنفی هم یکدیگر را دیده بودیم و از همان‌جا با هم ارتباط برقرار کردیم. او فیلم‌نامه «جونده» را به من پیشنهاد داد. با هم صحبت‌هایی داشتیم و از ایده‌هایش خوشم آمد و فکر کردم می‌توانیم در این فرصت در فیلم «جونده» باهم همکاری کنیم.

از فیلم‌برداری فیلم کوتاه «جونده» به عنوان یکی از نقاط قوت آن یاد می‌شود. نگاه خودتان به جایگاه فیلم‌برداری در این کار چگونه است؟
شاید این انتخاب‌های کارگردان است که باعث قوت بخش‌های مختلف یک کار می‌شود و این نکته از درایت و هوشمندی یک کارگردان می‌آید. «جونده» گروه سازنده خوبی داشت و من هم سعی کردم هرچقدر می‌دانم در این کار استفاده کنم. برای من مهم است که بدانم فرمی که فیلم‌ساز در ذهنش دارد چیست و چه جهانی را می‌خواهد به تصویر بکشد. نوید صولتی می‌دانست که دقیقا چه می‌خواهد و من به عنوان فیلم‌بردار کار باید به چه سمتی پیش بروم. من هم پیشنهاداتی را داشتم که ارائه می‌دادم و گروه هم همدلانه سعی می‌کرد هرچیزی که در راستای کمک به فیلم باشد را انجام دهد.

راستش من بیشتر به تجربه‌های جدید تمایل دارم و اگر دو پروژه باشد که یکی حرفه‌ای‌تر باشد و دیگری فیلمی جذاب و تجربی، حتی اگر کار اول کارگردان باشد، بازهم دلم می‌خواهد با آن گروه تجربی کار کنم. اولین نکته‌ای که من به آن فکر می‌کنم این است که یک فیلم چقدر امکان خلاقیت دارد و دستم به عنوان فیلم‌بردار تا چه اندازه باز است

فیلم‌های کوتاه و تجربی اصولا گروه جوانی دارند و سعی می‌کنند به خلاقانه‌ترین شکل عمل کنند. برای شما به عنوان فیلم‌بردار همکاری با این گروه‌ها یا گروه‌های حرفه‌ای چه تفاوت‌هایی دارد؟
راستش من بیشتر به تجربه های جدید تمایل دارم و اگر دو پروژه باشد که یکی حرفه‌ای‌تر باشد و دیگری فیلمی جذاب و تجربی، حتی اگر کار اول کارگردان باشد، بازهم دلم می‌خواهد با آن گروه تجربی کار کنم. اولین نکته‌ای که من به آن فکر می‌کنم این است که یک فیلم چقدر امکان خلاقیت دارد و دستم به عنوان فیلم‌بردار تا چه اندازه باز است. درمورد فیلم «جونده» هم همین نکته وجود داشت و به این فکر نمی‌کردم که من سوابق حرفه‌ای بیشتری دارم یا گروه جوان هستند و… دوست دارم هربار که پشت دوربین می‌روم تجربه‌گرایانه باشد و با هیجان کار می‌کنم.

فیلم‌های کوتاه و تجربی اصولا آثاری هستند که با بودجه های سنگینی ساخته نمی‌شوند. آیا این سعی بر ارزان تمام شدن فیلم‌های تجربه گرا، روی کار شما هم اثر می‌گذارد؟
بله من هم می‌دانم این فیلم‌ها با چه میزان بودجه‌ای ساخته می‌شوند و می‌خواهند با همان میزان توانایی که در اختیار دارند، کار تازه و خلاقانه‌ای انجام دهند. اصولا  از چنین گروه‌هایی امکان و ابزار خیلی عجیبی نمی‌خواهم و شاید داشتن توقعی که از یک گروهی حرفه‌ای داریم، در این کارهای کوتاه و تجربی درست نباشد. در این نوع فیلم‌ها باید دید با همان امکانات چه کارهایی می‌توان انجام داد. فیلم «جونده» را با دوربین DSLR گرفتیم و تجربه جذابی هم شد. حتی کارگردان  از ابتدا این هوشمندی را داشت و گفت که می‌خواهد با همین دوربین کارش را بسازد و از ما هم پرسید که آیا می‌توان با چنین ابزاری کار کرد یا نه و ما هم همه تلاش‌مان را کردیم و با همان دوربین کار ساخته‌شد.

در روزهای آینده برای ساخت فیلم جدیدم به اسم «سه روز سه قتل» آماده می‌شوم که باز هم اثری تجربی است و چیزی شبیه به «بیداری برای سه روز» خواهد بود که سال ۹۲ آن را ساختم و از اولین فیلم‌هایی بود که در گروه هنروتجربه اکران شد

برای شما کار با این دوربین و دوربین‌های دیگری چه تفاوت‌هایی داشت؟
واقعیتش را بگویم خیلی تفاوتی برایم ندارد و اتفاقا اگر کسی که می‌خواهد با من کار کند در مرحله اول کار از ابزار و… بپرسد ناراحت می‌شوم و دوست دارم در آغاز کار کمی درمورد شکل فیلم و این‌که قرار است چه چیزی ببینیم و چه حسی را القا کنیم حرف بزنیم و بعد سراغ موضوع انتخاب دوربین و سایر ابزارها برویم. در فیلم کوتاه «جونده» ابزار برای ما کاری انجام نداد، بلکه این ما بودیم که با ابزارمان کار می‌کردیم. لوکیشن این فیلم از نکات اساسی کار ما بود و وقتی کار در چنین فضایی ضبط شود، به راحتی می‌توان تصاویر خوبی پیدا کرد و من به عنوان فیلم‌بردار در قبرستان قطارها که لوکیشن ما بود، واقعا به وجد می آمدم و حس می‌کردم چقدر امکان حرکت، نورپردازی و قاب بندی هست. ما حتی با چراغ‌های کوچک و شعله آتش و… نور می‌دادیم، ولی همین نکات هم از جذابیت‌های کار بود که از هر امکانی در دسترس بود بهره بردیم.

این روزها خودتان مشغول ساخت فیلم تازه‌ای به عنوان کارگردان هستید؟
بله. در روزهای آینده برای ساخت فیلم جدیدم به اسم «سه روز سه قتل» آماده می‌شوم که باز هم اثری تجربی است و چیزی شبیه به «بیداری برای سه روز» خواهد بود که سال ۹۲ آن را ساختم و از اولین فیلم‌هایی بود که در گروه هنروتجربه اکران شد. فعلا مشغول آماده‌سازی گروه هستیم. فیلم‌نامه این فیلم را خودم نوشته‌ام و کارگردانی آن هم برعهده دارم. این فیلم یک اثر داستانی بلند است.