هنروتجربه: فرزاد خوشدست، کارگردان مستند «خط باریک قرمز» که در هنروتجربه اکران شده، از شاگردان اکبر عالمی است و درباره ابعاد شخصیتی و هنری او در یادداشتی در روزنامه اعتماد امروز، ۲۳ مهرماه از این هنرمند شناخته شده و مستندساز یاد کرده است.

او در این یادداشت نوشته است: «یک‌بار بعد از فوت عباس کیارستمی که اکبر عالمی را دیدم وقتی فهمید خیلی غمگین هستم به من خیلی راحت این حرف را زد: «آدم‌های بزرگ هرگز نمی‌میرند.» چند روز قبل که شجریان فوت کرد یاد اکبر عالمی افتادم که با آن فن بیان بی‌نظیر این جمله ساده را چنان محکم به من گفت که هر بار با رفتن یک مرد بزرگ یاد او می‌کردم، حالا استاد من خودش هم رفت. خیلی از بزرگان در سینما شاگرد کلاس‌های اکبر عالمی بودند. هر بار که در کلاس درس‌های فنی حاضر می‌شد یک ساعت قبل از شروع درس یک کتاب یا یک فیلم را با عشق و یک انرژی عجیب به دانشجویانش معرفی می‌کرد».

خوشدست در ادامه این متن آورده استت:«برایش مهم بود که اگر تکنیک می‌آموزی آن را برای گفتن چه حرف و ایده‌ای به کار می‌گیری. بسیاری از کتاب‌های مهم دهه هفتاد را او به بهترین شکل به ما معرفی کرد و من هم بلافاصله خواننده آن کتاب‌ها می‌‌شدم. همان دوره ناصر تقوایی و دکتر رفیعی و دکتر سمندریان و گلشیری و دولت‌آبادی و ضابطی جهرمی و محمدعلی نجفی و پرویز بهرام و خیلی‌های دیگر هم معلم ما بودند. عالمی همیشه برای اساتید دیگرمان هم یک همدم بود و عاشقانه دوستش داشتند. تعریف می‌کرد یک‌بار در اوایل دهه هفتاد برای کمک به تولید کار یک فیلم‌ساز مطرح به اتاق یک مدیر سینمایی رفت و ابتدا تلفن آن مدیر را قطع کرده بود و وقتی آن مدیر مبهوت به رفتار او نگاه می‌کرد به چشمان او خیره می‌شود و می‌گوید: «می‌خواهم درباره یک آرتیست بزرگ با تو حرف بزنم و تو نباید پلک بزنی تا حرف من تمام شود که من دست خالی از اتاق تو خارج نشوم.» خیلی‌ها عالمی را فقط با کتاب‌هایی مثل تمهیدات سینمایی و مدیریت و بروز کردن مهم‌ترین لابراتوارهای ایران و چند برنامه مهم سینمایی و طراحی تیتراژ مجموعه سربداران و… می‌شناختند اما اکبر عالمی بسیار فراتر از اینها بود».

کارگردان «خط باریک قرمز» در پایان درباره خصوصیات دیگر عالمی نوشت:«مردی با دانش که معمار کلمات تاثیرگذار بود و این در چند خط نوشته من نمی‌گنجد. قدرت نافذ کلام استاد عالمی فقط از شناخت و درک معانی و تحصیلات و زبان‌شناسی او نبود. او خودش یک آرتیست بود، یک هنرمند که همیشه دانشجو بود و همیشه در علمِ هنر به‌روز و در خلاقیت مانند یک شاعر بود. یک‌بار به من گفت؛ خوشدست اگر ۵۰ شب دیگر اجازه می‌دادند که برنامه آن روی سکه را پیش ببرم، فرهنگ فیلم دیدن مردم رو عوض می‌کردم. او هم حسرت زیاد داشت و باید از حسرت‌هایش دیگران بنویسند. هر چند که «آدم‌های بزرگ هرگز نمی‌میرند.»