هنروتجربه: شب گذشته دوم آبان‌ماه در صفحه اینستاگرام هنروتجربه، سحرعصرآزاد؛ منتقدسینمایی با فرزاد خوشدست که فیلم «خط باریک قرمز» به کارگردانی او در هنروتجربه اکران می‌شود،گفت‌وگویی آنلاین داشتند.

به گزارش سایت هنروتجربه، سحر عصرآزاد در ابتدا درباره این مستند توضیح داد: «مستند «خط باریک قرمز» را سال پیش در جشنواره حقیقت دیدم و امسال هم که به جشنواره حقیقت نزدیک می‌شویم و یک سال از آن می‌گذرد، این مستند هم‌چنان در صدر خبرها قرار دارد و با اکران در هنروتجربه، بازتاب‌های زیادی در جشنواره‌های مختلف سینمایی داشته است. کارشناسان و منتقدان در مورد فیلم اظهار نظر می‌کنند،برای یک فیلم مستند اتفاق ویژه‌ای محسوب می‌شود و این‌که فیلم مستند چقدر می‌تواند مهم و تاثیرگذار باشد و این فیلم یکی از مصادیق این تاثیرگذاری است. صحبت را از اینجا آغاز کنیم که که چطور شد شما به موضوع مهم سایکودرام و هنردرمانی پرداختید و با این‌که این موضوع سابقه زیادی در کشور ما دارد اما تاکنون فیلمی در این باره ساخته نشده است».

فرزاد خوشدست با اشاره به این‌که در حال حاضر نسخه جدید با اضافه کردن دو سه سکانس در گروه هنروتجربه بر روی پرده است و این نسخه پیش از این در هیچ جشنواره‌ای نمایش داده نشده، گفت: «یکی از سکانس‌های مهمی که در نسخه جدید اضافه شده، آزاد شدن یکی از بچه‌هایی (میلاد) بود که در حبس به سر می‎برده و در معرض اعدام بود و این موضوع مهمی است که این روزها بحث‌برانگیز شده است و در مورد آن صحبت می‌شود. اما در مورد پرسش شما که چه شد به سراغ این موضوع رفتم باید بگویم قبل از «خط باریک قرمز» فیلمی را در زندان زنان ساختم و با زنی گفت‌وگو می‌کردم. روزهای آخر که در زندان بودم و با این خانم کار می‌کردم به من گفت: «کاش کارت تمام نشود و بازهم اینجا باشی؛ وقتی جلوی دوربین شما هستم و درگیر این کار، شب که می‌خواهم به داخل بند بروم، قرص اعصاب نمی‌خورم و آرام هستم». این صحبت او ذهنم را مشغول کرد و وقتی این مسئله را با مشاور روان‌شناسی‌ام مطرح کردم گفت این نوعی سایکو است که با حضور دوربین تو آرام می‌شود. ایده‌ای به ذهنم رسید و با عباس کیارستمی که مشاورم بودند و فیلم را مدیون ایشان هستم مطرح کردم، گفت: «خیلی جالب است و فکر می‌کنم که دوربین اینجا می‌تواند معجزه کند و برو و این مسیر را که دوست داری ادامه بده». این‌گونه بود که سال ۹۴ ایده «خط باریک قرمز» به ذهنم رسید و این صحبت‌ها، پیش درآمدی برای ساخت این فیلم شد. متاسفانه کیارستمی نبود که این فیلم را ببیند».

سحر عصر آزاد:مستندی ساخته شده است که بر روی سرنوشت بچه‌هایی که در فیلم بودند تاثیر گذاشته و دنیای آن‌ها را تغییر مثبت داده است. مخاطب به صورت عینی با بحث سایکودرام مواجه می‌شود و با تاثیر مستقیم آن را روی زندگی آدم‌ها و نوجوانان بزهکار رو به رو می‌شود و اهمیت این موضوع از جایزه گرفتن و حضور این فیلم در جشنواره‌های مختلف بیشتر و موثرتر است

در ادامه عصرآزاد با اشاره به این‌که مرتضی پورصمدی با توجه به این‌که سال‌ها تجربه دارد و مدیرفیلم‌برداری فوق‌العاده‌ای هستند و در کار با جوانان انعطاف‌پذیر هستند و کارهای متمایز و متفاوتی دارند، از خوشدست پرسید: «نحوه تعامل و کار با او چگونه بود و چطور شد به سراغ او رفتید؟».

خوشدست در پاسخ توضیح داد :«این موضوع را جایی نگفته‌ام که در ابتدا قرار بود فیلم‌بردار این کار دوست و استادم ساعد نیک‌زاد باشد. زمانی که مجوز فیلم صادر شد با ایشان تماس گرفتم و قرار بود به خارج از کشور بروند و نتوانستم با او کار کنم. او به من پیشنهاد داد که با پورصمدی کار کنم. در جلسه‌ای که با مرتضی پورصمدی تصمیم به همکاری گرفتیم و حضور او در این کار موهبت و معجزه بود و با توماج دانش‌بهزادی هم عقیده‌ام که اگر پورصمدی نبود این کار به سرانجام نمی‌رسید و خوشحالم سال پیش، جایزه فیلم‌برداری را از جشنواره حقیقت دریافت کردند».

در ادامه کارگردان «زنی که نام ندارد» درباره مشکلات تولید این مستند بیان کرد: «سه بار فیلم‌برداری به دلیل مشکلات کار در زندان و سخت‌گیری‌ها به تعویق افتاد. نوجوانانی که در این فیلم بازی می‌کردند تشنه آموزش و آموختن بودند و می‌خواستند گروه ما هر روز در آن فضا حضور داشته باشند که روحیه و سرسختی آنان منجر به ادامه کار شد. از ابتدا قرار نبود صورت بچه‌ها با این گریم باشد و نمی‌توانستیم صورت آن‌ها را نشان دهیم و شش ماه به این فکر کردیم که چه کار می‌توانیم بکنیم و در نهایت به این ماسک‌ها رسیدیم که هزینه آن هم بسیار زیاد بود. البته وجود ماسک کمک کرد تا برون‌ریزی و ناگفته‌های بچه‌ها راحت‌تر انجام شود و جلوی دوربین راحت بازی خود را انجام بدهند. با تمام وجود کار کردیم و با همه سختی‌ها این فیلم ساخته شد».

خوشدست در بخش دیگری از صحبت‌های خود درباره تهیه‌کنندگی نگار اسکندفر و همکاری با او گفت: «حدود ده سال است که نگار اسکندرفر تهیه‌کننده کار را از نزدیک می‎شناسم و همسرم دری رضایی دو، سه دوره کلاس‌های کیارستمی را در موسسه کارنامه می‌رفتند و کتابی با عنوان «نوعی نگاه» با موضوع درس‌های کیارستمی محصول همان دوره است و ایشان هم با اسکندرفر آشنایی داشتند. در طول کار، دو سه جلسه‌ای از ایشان مشاوره می‌گرفتم. فیلم‌برداری که تمام شد (به دلیل این‌که کسانی که متعهد بودند کمک مالی بکنند و نکردند) به سراغ اسکندرفر رفتم و خواستم قسمتی از راش‌های کار را ببینند و اگر می‌توانند شخصی را معرفی بکنند تا کار به پایان برسد. بعد از دیدن راش‌ها (باید در نظر داشته باشیم تحصیلات اسکندرفر روان‌شناسی است و موضوع فیلم هم مورد علاقه ایشان است) خودشان خواستند کمک مالی کنند و به عنوان شخص حقیقی وارد شدند و ما وارد مرحله تدوین فیلم شدیم».

فرزاد خوشدست:مسئولیت مسئولینی  که فیلم را دیدند سنگین است و باید در زمینه تاسیس مدرسه سایکودرام کاری کنند. این فیلم نبوغ هنر را نشان می‌دهد و این‌که هنر چه تاثیری می‌تواند داشته باشد. با هنر و هنرمند واقعی می‌توانیم بخشی از ناهنجاری‌ها را کم کنیم

سحر عصرآزاد در ادامه درباره این مستند توضیح داد: «برای من همیشه مستند جایگاه ویژه‌ای داشته و ممنون هستم از شما که با ساخت این فیلم؛ با صحبت از هنردرمانی و نقش آن دریچه‌‌ تازه‌ای را برای ما باز کردید. و خوشحال هستم که از جایگاه و تریبون هنروتجربه در مورد این مستند صحبت می‌کنیم؛ امکانی که هنروتجربه با نمایش فیلم کوتاه و مستندهای دغدغه‌مند فراهم کرده ارزش بالایی دارد. مستندی ساخته شده است که بر روی سرنوشت بچه‌هایی که در فیلم بودند تاثیر گذاشته و دنیای آن‌ها را تغییر مثبت داده است. مخاطب به صورت عینی با بحث سایکودرام مواجه می‌شود و با تاثیر مستقیم آن را روی زندگی آدم‌ها و نوجوانان بزهکار رو به رو می‌شود و اهمیت این موضوع از جایزه گرفتن و حضور این فیلم در جشنواره‌های مختلف بیشتر و موثرتر است. یکی از موضوعاتی که می‌دانم دغدغه شما هم بوده و من هم هر بار پیگیر این موضوع هستم و از شما درباره آن می‌پرسم؛ تاسیس مدرسه سایکودرام است. تاسیس مدرسه سایکودرام مهم‌ترین اتفاقی است که می‌تواند از دل ساخت «خط باریک قرمز» بیرون بیاید و امیدوارم این امید به واقعیت بپیوندد».

خوشدست در همین زمینه عنوان کرد: «معین که قبل از این  به عنوان مجرم شناخته می‌شد؛ بعد از این فیلم  تبدیل به نویسنده شده و حالا نمایش‌نامه می‌نویسد و کسان دیگری هم همین طور زندگی‌شان تغییر کرده است. خیلی دوندگی کردم و از مدیران می‌خواستم این فیلم را ببینند و می‌خواهم در تاریخ بماند که خوشدست فیلمی درباره نوجوانان کانون اصلاح و تربیت ساخت و توانست با ساخت آن زندگی آن‌ها را عوض کند و از مدیران خواستم فیلم را ببینند و بگویند که  ما نیاز به مدرسه سایکودرام داریم. کار آزمایشگاهی ما نتیجه داد و فردا در وجدان خودم به تاریخ بدهکار نیستم؛ هم فیلمی در این ارتباط ساختم و هم مسئولین را به دیدن فیلم آوردم. نکته بعد این‌که شخصی در وزارت کشور در جلسه‌ای که درباره تاسیس مدرسه سایکودرام گذاشته بودند گفت: «آقایان زمانی که فیلم «دایره مینا» به کارگردانی داریوش مهرجویی ساخته شد؛ زمینه تاسیس سازمان انتقال خون را فراهم کرد. امروز خوشدست از نیازی در این فیلم حرف می‌زند که بیشتر به آن احتیاج است زیرا بحث روحی و روانی جامعه در گرو آن است».به نظر من مسئولیت مسئولینی  که فیلم را دیدند سنگین است و باید در زمینه تاسیس مدرسه سایکودرام کاری کنند. این فیلم نبوغ هنر را نشان می‌دهد و این‌که هنر چه تاثیری می‌تواند داشته باشد. با هنر و هنرمند واقعی می‌توانیم بخشی از ناهنجاری‌ها را کم کنیم».

کارگردان مستند «وقایع نگاری یک فیلم‌ساز ناتمام» در انتها بیان کرد: «هنروتجربه امروز در علاقه‌مند کردن جوانان به فیلم‌های تاثیرگذار نقش مهم وغیرقابل انکاری داشته است. سینمای کلیشه‌ای ما (با تمام احترام ما به آن فیلم‌ها و نقشی که در اقتصاد سینما دارند) این نقش را نمی‌تواند ایفا کند و این جای خالی بر عهده هنروتجربه است و خوشبختانه در هر شرایطی و با وجود کارشکنی‌ها و مصائب؛ کار خود را به درستی انجام می‌دهد».