هنروتجربه ترجمه مریم شاه‌پوری: سِسک گای سال ۲۰۰۰ با اولین فیلم بلندی که به‌تنهایی کارگردانی کرد با عنوان «نیکو و دنی» / Nico and Dani جایزه ویژه فیلم‌ساز جوان جشنواره کن را برنده شد؛ ولی در ادامه کم‌تر چنین در کانون توجه قرار گرفت تا این‌که با «ترومن» حسابی تحسین شد و جوایز مختلفی هم کسب کرد از جشنواره سن سباستین تا جوایز گویا و… داستان «ترومن» درباره دو مرد و سگی به نام ترومن است که پس از مدت‌ها به‌واسطه حال بد یکی از آن‌ها، با هم دیدار می‌کنند و چند روزی را کنار هم می‌گذرانند. این گپ کوتاه را آیدا آماسونو مارتین در جریان جشنواره سن سباستین با سسک گی زده است.

«ترومن» امروز ۲۳ آبان  از ساعت ۱۶:۴۵ تا ۱۸:۳۰ در سایت هاشور پخش می‌شود

سکونت شخصیت توماس در کانادا با هدف افزایش بار دراماتیک در نظر گرفته شد؟

همین طور است، می‌خواستم فاصله احساسی موجود میان دو شخصیت اصلی را برجسته کنم چون این واقعیت که کسی برای دیدن دوستی نیمی از کره زمین را طی کند به معنی اتفاقی مهم است. همین داستان را راه می‌اندازد و نشان می‌دهد که اتفاقی در شرف وقوع است. می‌خواستم از یک فاصله فیزیکی بگویم و همین طور از نمونه‌ای احساسی. اگر توماس جایی نزدیک‌تر زندگی می‌کرد، تماشاگر به این دریافت می‌رسید که آن‌ها می‌توانستند همدیگر را ببینند؛ اما این جوری همه چیز تشدید می‌شود و زمانی که او دوباره دوستش را ترک می‌کند، می‌داند که دیگر هرگز همدیگر را نخواهند دید.

یکی از دشوارترین مسایل در پرداختن به مقوله مرگ، اجتناب از افتادن در دام «احساسات‌گرایی» است که شما موفق بوده‌اید.

احساس کردم باید توازنی میان صحنه‌ها و فصل‌ها وجود داشته باشد. فیلم باید همه جور عنصر و احساسی را در بر می‌گرفت، از حضور پسر تا عشق‌ورزی و فصل‌های تیره‌وتار. من همیشه تلاش می‌کنم با احساسی بسیار نزدیک به واقعیت و حقیقت بنویسم. هرگز با هدف سازگاری با قواعد سینمایی ننوشتم، حتی با این‌که موقع یافتن سرمایه برایم مشکل‌ساز شده است! ما فیلم‌نامه‌ها را بر اساس فرمول‌ها و قراردادهایی نمی‌نویسیم که هالیوودی ها در داستان‌گویی آمریکایی از آن بهره می‌برند؛ فرمول‌هایی که تماشاگران مثل کف دست‌شان آن‌ها را می‌شناسند. این طوری همه چیز خیلی قابل پیش‌بینی است و برای همین سعی می‌کنم از این فرمول‌ها فاصله بگیرم.

خاویر کامارا در نشست مطبوعاتی به فضا و جو فوق‌العاده‌ای اشاره کرد که میان گروه بازیگران و عوامل شکل گرفته بود. فیلم‌برداری اثری که مرگ در آن چنین حضور سنگینی دارد، دشوار است؟
این‌ها ربطی به هم ندارند. مسأله اول به این برمی‌گردد که ما آدم‌ها چه‌طور با هم ارتباط می‌گیریم تا محیطی کاری بسازیم و موضوع دیگر این است که فیلمی مثل «دزدان دریایی کاراییب» ساخته می‌شود. هر کسی سر جای خودش قرار می‌گیرد و کارش را انجام می‌دهد، چه فیلم‌بردار و چه بازیگر و… این وسط بازیگر است که ابزارهای لازم برای تغییر ذهنیت و روحیه را برای خلق شخصیتی تازه در اختیار دارد. اصلاً برای همین فیلم‌سازی کار دشواری است! کارم در مهار خاویر کامارا خوب بود چون به محض این‌که کات داده می‌شد، به‌سرعت از شخصیت داستانی خود خارج می‌شد و شوخی می‌کرد و لطیفه می‌گفت.

برای انتخاب بازیگران چه روالی دارید؟ از ابتدا این بازیگران را در نظر داشتید؟

از همان ابتدا به این دو (خاویر کامارا و ریکاردو دارین) فکر کردم و خیلی خوش‌شانس بودم که همکاری در این پروژه را پذیرفتند. آن‌ها دو بازیگر واقعاً عالی‌اند.

  • سینه‌یورپا