هنروتجربه-سعیدحضرتی:پنجمین کارگاه‌ فیلم‌سازی چهارمین دوره هفته فیلم اروپایی با حضور نیما عباسپور کارگردان ایرانی و لویی اوبر کارگردان فرانسوی با موضوع فیلم «۹.۵۸» و فیلم کوتاه هنری برگزار شد.

به گزارش سایت هنروتجربه، ابتدا مجری و مترجم برنامه علی غیاثوند پس از سلام و خیرمقدم به بینندگان و مهمانان برنامه توضیحاتی مختصر راجع به نشست و داستان فیلم ارائه داد.

اهمیت تفاوت نسل‌ها

نیما عباسپور ضمن سلام به اوبر و بینندگان آنلاین برنامه در سخنانی کوتاه گفت: « با توجه به اینکه در ایران فیلم‌سازان کوتاه را کمتر می‌شناسیم و بیشتر فیلم‌های آنها را دیده‌ایم؛ از لویی اوبر می‌خواهم برای بینندگان خودشان را معرفی کنند».

اوبر توضیح داد: «لویی اوبر هستم کارگردان فیلم کوتاه «۹.۵۸» ،برای برنامه‌های تلویزیونی و سریال‌ها و فیلم‌های بلند، فیلم‌نامه نوشته‌ام و  فیلمنامه فیلم‌های که کارگردانی می‌کنم را هم خودم می‌نویسم».

لویی اوبر در ادامه درباره نحوه شکل‌گیری ایده و ساخت «۹.۵۸» توضیح داد:«قبل‌تر، فیلم کوتاهی دیگری با شخصیت‌های زیادی ساخته بودم و برای «۹.۵۸» می‌خواستم تجربه دیگری داشته باشم و ایده جدیدی را مطرح کنم که داستانی ورزشی به ذهنم رسید. این ایده درباره نوجوانی که می‌خواهد شروع به دویدن کند و در این مسیر حتی با پدر خودش هم رقابت و مبارزه‌ای داشته باشد را در ذهنم داشتم. مضمون اصلی فیلم در رابطه با اراده است و ارتباط بین افراد (والدین و پدر و پسر) و آنچه که از این ارتباط شکل می‌گیرد و به دست می‎آید».

عباسپور گفت:«در کنار اشاره شما به اراده که مضمون اصلی فیلم از نگاه شماست، به نظر می‌رسد تفاوت نسل‌ها هم برای شما مهم بوده است. در دیگر فیلم‎های امروز هم که به صورت آنلاین دیدیم «ترانه احمد» هم همین مضمون تفاوت نسل‌ها را در خود داشت. آیا تفاوت نسل‌ها هم مد نظر شما بود؟»

اوبر در ارتباط با این موضوع عنوان کرد: «برای من بسیار مهم بوده که در ارتباط با تفاوت نسل‌ها بنویسم . این فیلم درباره نوجوانان است و قصدم این بود که به آنها بگویم برای هر چیزی که می‌خواهند به دست بیاورند بجنگند و تحقق رویاها در قبال همین خواستن و جنگیدن برای آن است. دوره نوجوانی دوره مهمی است و می‌تواند زمان سختی باشد و می‌خواستم فیلمی در این باره بسازم و به آنها انگیزه بدهم».

عباسپور در ادامه گفت: «هم چنین به نظرم برای شما مهم بوده اگر نوجوانی قرار است به رویاهایش بپردازد، همچنان به حمایت و تکیه‌کردن به نسل قبل از خودش هم نیازمند است و نسل قدیم هم دغدغه و نگرانی نسل جدید را دارد . دو صحنه‌ در فیلم هست که برای من خیلی جذاب بود. یکی صحنه‌ای که ( در همین ارتباطی که صحبت کردم) پسر با پدر در راه برگشت از مدرسه در ماشین دعوا می‌کنند و پسر پیاده می‌شود و شروع به دویدن می‌کند و ماشین پدر او را تعقیب می‌کند و در پلان می‌بینیم که انگار با وجود مشاجره، پدر همچنان حامی اوست. و در اواخر فیلم هم پلانی شبیه به همین داریم که پدر کفش‌های پسر را پاره می‌کند و موجب قهر پسر می‌شود و پسر از خانه بیرون می‌رود و شروع به دویدن می‌کند و اینبار ماشین پشت او نیست (حامی ندارد) و اتفاقا پسر زمین می‌خورد».

اوبر در جواب گفت: «با نظر شما کاملا موافقم و این دو صحنه، صحنه‌هایی کلیدی فیلم هستند. در صحنه اول و در ماشین که نزاعی رخ می‌دهد سعی داشتم نشان بدهم که پدر به پسر خود افتخار می‌کند. اما در صحنه دوم یعنی پاره کردن کفش‌ها توسط پدر، در اصل پدر نگران آینده پسر خود است. تعمدا مادر را دراین صحنه‌ها نمی‌بینیم و نمی‌دانیم کجاست و چرایی آن را متوجه نیستیم و در حقیقت این مسئله‌ای پدر و پسری است ،آنها پدر و پسری هستند که به هم نیاز دارند. در فرانسه سیاه‌پوستان زیادی وجود دارند و شرایط برای آنها سخت است. پدر سیاه‌پوست سعی می‌کند زندگی توام با شادی را بسازد و واهمه دارد که پسر از این شرایط ساخته شده خارج شود. رنگ‌پوست برایم بسیار مهم بود و به نوعی ممکن است رویکرد سیاسی هم به فیلم بدهد».

تصور پایان داستان با مخاطب است

عباسپور در همین ارتباط ادامه داد: «ندیدن مادر نکته مهمی بود که اشاره داشتید. اگر فیلم‌ساز بد و متوسطی این فیلم را می‌ساخت حتما مادر را نشان می‌داد و علت غیبت او را هم توضیح می‌داد در صورتی که نیازی به آن نیست. «۹.۵۸» ایجاز یک فیلم کوتاه را به درستی دارد. پایان فیلم هم با آنکه قابل حدس است که پدر می‌آید، پایان خوبی است اما شما با انتخاب اینکه نتیجه مسابقه را نشان ندهید (همانند نشاند ندادن مادر) پایان قابل حدس را تغییر می‌دهید و شکل ارزشمندی به آن بخشیده‌اید. در این مورد پایان فیلم که به نظرم پایان خیلی خوبی است هم توضیح بدهید.»

اوبر در این باره گفت : «فیلم در رابطه با مسابقه نیست و نتیجه آن هم اهمیتی ندارد و می‌توانید هر چیزی را که دوست داشتید در ذهنتان متصور شوید. پدر به مسابقه می‌آید و پسر با آمدن پدر خود انگار مسابقه را برده است و فیلم به پایان می‌رسد .نیازی به پایان دیگری نیست و مخاطب پایان را می‌تواند در ذهن خود تصور کند».

کارگردان «رویا چرا گم شده» با اشاره به تاثیر نکات ساده در یک فیلم  ادامه داد: «اتفاقا می‌خواهم بگویم همین تصمیمات ساده و کوچک می‌تواند فیلمی را تبدیل به اثری شاخص کند. برای فیلم خوب ساختن، نیازی به کارهای عجیب و غربی نیست و همانطور که گفتید اگر فیلم ادامه پیدا می‌کرد آن وقت فیلم خوبی نبود و با همین پایان تبدیل به فیلم خوبی شده است. این پایان با سر رسیدن پدر باز هم ما را به آن دو صحنه که صحبتش شد، ارجاع می‌دهد. همانند صحنه اول که وقتی پدر همراه پسر هست و او زمین نمی‌خورد، می‌توانیم حدس بزنیم که پسر برنده می‌شود و در صورت نبود او پسر زمین می‌خورد».

اوبر با اشاره به درستی برداشت عباسپور، اضافه کرد: «البته ساخت فیلم ساده، پیچیده هم هست. قصدم این بود که تا آنجایی که می‌شود فیلم ساده‌ و روانی بسازم. شاید دلیل آنکه راجع به مادر صحبتی نمی‌شود جز یک صحنه، همین سادگی فیلم و نشان دادن عشق پدر و پسر برایم اهمیت داشت.»

اوبر درباره اینکه آیا قرار است در آینده همچنان فیلم کوتاه بساز یا خیر توضیح داد: «چند پروژه در دست دارم ،البته متمرکز بر فیلم بلند هستم و امیدوارم فیلم‌های بعدی را هم ببینید. به هر حال راه سخت و طولانی در پیش دارم، اگر نوشتن داستان ساده باشد، جذب سرمایه‌گذار کار سختی خواهد بود».

در ادامه عباسپور از ساخت فیلم کوتاه در فرانسه پرسید: «اتفاقا در همین ارتباط تولید فیلم کوتاه در فرانسه قصد داشتم بپرسم. ساخت فیلم کوتاه چه مراحلی را برای ساخت باید طی کند و چقدر زمان‌بر است.به شوخی هم گفتم در ایران فیلم بسازید چون فکر می‌کنم در اینجا ساخت فیلم کوتاه آسان‌تر است و برای ساخت فیلم، کمتر از یک سال انتظار می‌کشید و حداقل در این سال‌ها ساده‌تر شده و بین ۷۰۰ تا ۱۰۰۰ فیلم کوتاه در سال ساخته می‌شود».

اوبر در جواب عنوان کرد: «بستگی به شرایط مختلفی دارد و امروزه ساخت فیلم در هر کشوری آسان شده است اما تولید فیلم حرفه‌ای نیاز به پول دارد. اولین فیلم من دوسال و نیم طول کشید و «۹.۵۸» شش ماه برای ساخت  زمان برد.در فرانسه اولین قدم نگارش فیلم‌نامه و ارسال آن برای تهیه‌کننده است. تامین سرمایه‌، پروسه‌ای زمان‌بر است و هزینه تولید بسیاری از فیلم‎های کوتاه توسط شبکه‌های تلویزیونی تامین می‌شود. cnc هم یکی از مراکز تامین مالی برای فیلم‌های خاصی است. تولید فیلم ساده هم سختی‌های خاص خودش را دارد. به دلیل مسائل مالی «۹.۵۸» را بازنویسی کردم تا بتوانم به نحوی در سه روز فیلم‌برداری را تمام کنم. در مرحله آخر همانند کشورهای دیگر پس از ساخت، فیلم را به جشنواره‎های مختلفی ارسال می‌کنیم و امیدوار هستیم فیلم را انتخاب کنند».

فرانسه اکران فیلم کوتاه ندارد

نیما عباسپور در بخش دیگری از صحبت‌های خود گفت: «شش سالی است که به واسطه گروه هنروتجربه اکران فیلم کوتاه را در ایران داریم و حدود ۴۰ فیلم کوتاه در سال اکران می‌شود و البته اکران گسترده‌ای نیست اما در هفته در پنج یا شش سینما چند سانس دارند و مسقل و بدون اینکه پیش و پس از فیلم بلندی باشند، در پک پنج، شش تایی فیلم کوتاه اکران می‌شوند. در فرانسه امکان اکران فیلم کوتاه وجود دارد یا فقط به نمایش در تلویزیون و حضور در جشنواره‌ها خلاصه می‌شود؟ متاسفانه در ایران شبکه‌های تلویزیونی ما توجهی به فیلم کوتاه ندارد و انتقادی که همیشه وارد است و به وظیفه خود عمل نمی‌کنند. خوشبختانه پلتفرم‌های ویدیویی در این سال‌ها این کمبود را جبران می‌کنند».

اوبر توضیح داد: «باید بگویم خیر، متاسفانه نمایش سینمایی برای فیلم‌های کوتاه در فرانسه وجود ندارد. تنها راه نمایش، همان شبکه‌های تلویزیونی و حضور فستیوالی فیلم‌های کوتاه است».

عباسپور گفت: «ممنون از شما که تصوری که سالیانی است داریم و آن اینکه فیلم‌های کوتاه در اروپا اکران می‌شوند و ما از آنها عقب هستیم را تصحیح کردید ،نکته مهمی برای ما بود».او ادامه داد: «در ایران سی‌ان‌سی را می‌شناسیم و در مورد آن خوانده‌ایم و یونی ‌فرانس (مرکز توزیع و پخش فیلم کوتاه) را هم می‌شناسیم. اما در ابتدای فیلم «۹.۵۸» جدا از این دو، مراکز دیگری هم آمده که فیلم را ساپورت می‌کنند. در این زمینه توضیح بدهید.»

اوبر بیان کرد: «یکی از مراکزی که لوگوی آن در ابتدای فیلم وجود دارد، به این صورت حمایت می‌کند که وقتی مرحله انتخاب عوامل و بازیگرها و کستینگ را پشت سر بگذارید، پروژه را برای آنها می‌فرستید و بخشی از هزینه‌ها را عهده‌دار می‌شوند. یا مرکز دیگری که هزینه‌های پروموشن را پرداخت می‌کند».

اوبر در جواب این سوال که کویید-۱۹ تاثیری در ساخت فیلم کوتاه در فرانسه گذاشته یا خیر توضیح داد: «دو دوره قرنطینه داشتیم که دوره اول باید کاملا در خانه می‌ماندیم و در مرحله دوم که در آن به‌سر می‌بریم با آنکه نمی‌دانم چرا، امکان فیلم‌برداری وجود دارد و برای فیلم‌سازان امکانی خوبی برای ادامه دادن است.»

در انتها اوبر در جواب سوال عباسور مبنی بر اینکه مسئله‌ای که برای ما مهم است و می‌خواهم بپرسم،و آن اینکه آیا مثلا سی‌ان‌سی یا مراکز تامین مالی در فرانسه، از فیلم‌های غیرفرانسوی و مثلا فیلم‌هایی از ایران را هم حمایت می‌کنند یا خیر و پخش و توزیع فیلم‌های ایرانی را هم قبول می‌کنند. اظهار داشت: «حمایت این مراکز برای فیلم‌های کوتاه امکان‌پذیر نیست. اما برای فیلم‌های بلندی که تهیه‎کننده فرانسوی داشته باشند و پروسه تولید مشترک، این امکان وجود دارد».