هنروتجربه-سعید حضرتی:ناصر پویش می‌گوید پیش از تاریخ هزاران سال سرنوشت جهان به دست زن‌ها بود که ما شاهد تمدن‌های بزرگی مثل شهر سوخته هستیم. اصولا زایش و خلق کردن از خصوصیات زنانگی است. فیلم مستند داستانی «شهر سوخته» به کارگردانی ناصر پویش از روز شنبه ۲۵ مرداد در سینماهای هنروتجربه اکران شده است. این فیلم درباره منطقه شهر سوخته زابل است. شهری که یکی از بلندترین تمدن‌های دوران سپیده دم تاریخ را داشته‌است. کاوش‌هایی که در چندین دهه اخیر در این شهر صورت گرفته بسیاری از یافته‌های باستان‌شناسان و تاریخ‌نویسان را دگرگون کرده است و این فیلم تلاش دارد تا بخشی از این یافته‌ها را به تصویر بکشد.

مستند «شهر سوخته» در کنار اطلاعاتی که راجع به شهر سوخته به بیننده منتقل می‌کند از نظر روایت منحصربه‌فرد است. بیننده در دل حوادث و خشکسالی و.. می‌رود و فراز و نشیب زندگی آن دوره را لمس می‌کند. ایده صداگذاری روی سکانس‌های زندگی مردم آن دوره از کجا آمد؟
حقیقت این که من از قبل فیلم‌نامه نسبتا کاملی هم برای بخش‌های مستند و بخصوص برای بخش‌های داستانی که در واقع بازسازی زندگی مردم شهر سوخته در ۵۰۰۰ سال پیش بود را داشتم. اما دو ماه قبل از سفر برای تولید آن را کنار گذاشتم. و آنچه می‌بینید پلان‌ها و سکانس‌هایی است که در لحظه و در خود صحنه و یا شب قبل شکل گرفتند. کودکان که رابط بین دنیای امروز و گذشته‌اند یکهو آمدند و به فیلم اضافه شدند. و همانطور که می‌بینیم فیلم هم با آن‌ها شروع می‌شود. یکی از کارگرانی که مشغول به کاوش شهر سوخته است متوجه صدایی می‌شود اما می‌ترسد و رد می‌شود.  بعد بچه‌ها از دل خرابه‌های شهر سوخته بیرون می‌آیند تا خط روایی فیلم را جلو ببرند. در کنار آن‌ها چند خط روایی کمرنگ هم داریم که موازی هم پیش می‌روند. شاید بخاطر همین است که برخی از بینندگان در دقایق شروعی فیلم احساس سردرگمی دارند اما به نظرم به مرور این مشکل رفع می‌شود.

تحقیق و پژوهش سالیان متمادی برای این مستند در فیلم مشهود است. گوشزد کردن و یادآوری آرمان‌شهر گمشده این روزها در این فیلم مقصود نهایی فیلم‌ساز است؟
قطعا یکی از عناصر مهمی که در فیلم به جستجوی آن بودم ترسیم آرمان‌شهری است که معتقدم انسان زمانی به آن دست یافته است اما بعدها بخاطر لشگر‌کشی‌ها و مالکیت و خودمحوری از مسیر اصلی خارج شده است. زمانی انسان در این کره خاکی همه چیز داشت اما وقتی آرزوهایش را به جای رویاهایش برای ادامه انتخاب کرد کم کم همه چیز را از دست داد. به همین خاطر تاکید دارم که این فیلم اصلا باستان‌شناسانه نیست و به‌روز است. ما از کنار اسکلت‌ها ویرانی‌ها می‌گذریم. چیزهایی را که می‌بینیم و چیزهایی که نمی‌بینیم. اما دوربین ولع بی‎‌پایانی دارد برای گذشتن از لایه‌های بیرونی. بخاطر همین نگاهش دائم از پشت خاک و تپه‌هاست. گویی نگاهی از آن پایین ما را به سمت خود می‌کشد و در نهایت جذب پایین می‌شویم. درست زمانی که باستان‌شناسان بار و بندیلشان را می‌بندند و می‌روند. البته بچه‌ها زودتر از بقیه به این این موضوع اشراف دارند.

رومن گاری در جایی اشاره می‌کند که اگر سرنوشت تاریخ به دست زنان بود یقینا بسیاری از جنگ‌ها و دشمنی‌ها رخ نمی‌داد. شما هم به همین وجوه مثبت و نقش اساسی زنان در مستند و جهان زن محور بودن شهرسوخته اشاره داشته‌اید و اینکه می‌تواند الگویی برای آیندگان باشد. بزرگترین جنبه زندگی ساکنان شهرسوخته از نگاه شما چیست؟ و آیا روایت مستندگونه فیلم پاسخگوی به تصویر در آوردن دغدغه‌های شما بوده است؟
پیش از تاریخ هزاران سال سرنوشت جهان به دست زن‌ها بود که ما شاهد تمدن‌های بزرگی مثل شهر سوخته هستیم. اصولا زایش و خلق کردن از خصوصیات زنانگی است. البته بعد از ورود انسان به تاریخ، برخی زن‌ها مردانه بزرگ شدند و از ویژگی‌های زنانگی عاری شدند تا جایی که در ادبیات حماسی ما یک حسن به حساب می‌آمد: زنان مرد صفت. چون ادبیات مردانه بود و همه چیز را می‌خواست با قلدری و جنگ و سلاح حل کند. اما من در اداره جامعه به زن‌ها بیشتر باور دارم. شما امروزه در کنار و گوشه جهان شاهد چنین اتفاق مبارکی هستید. اما اگر بخواهم بزرگترین جنبه زندگی مردمان شهر سوخته را عنوان کنم به نظرم صلح‌طلبی و نبود هیچ سلاح جنگی در کنار تولید آثار هنری است که به نظرم اتوپیای انسان امروزی چیزی جز این نمی‌تواند باشد. واقعیتی  که ۵۰۰۰ سال پیش در بخشی از ایران انسان بدان دست یافته بود. اما در باره سوال پایانی شما باید بگویم شاید اگر بخش داستانی کار پررنگ تر شده بود بیشتر و بیشتر به آنچه مدنظرم بود می رسیدم.

مصاحبه همزمان با دست اندرکاران ایرانی و غیرایرانی باستان‌شناس در محوطه شهرسوخته به چه دلیل بود؟ می‌دانیم هماهنگی‌ها کاری زمان بر و پرزحمت است.
از اول هم دوست داشتم که این گفت‌وگوها همه در محوطه شهر سوخته اتفاق بیفتد و همانطور که می‌دانید هماهنگی کار واقعا زمانبر بود. اما در جاهایی لازم بود که ما برای طرح برخی از موضوعات از نظر کارشناسان خارجی استفاده کنیم تا بیننده فکر نکند که این موضوعات را نشستیم و از روی خودشیفتگی ایرانی برای خودمان بافتیم و ساختیم.

جایی گفته‌اید در صورت پرداخت به این مستند تاریخ نگاری‌ها و نوشته‌ها متحول خواهد شد. در این مورد توضیح بدهید.‌
خیلی خوشحالم که این سوال را مطرح کردید. در آن جا من گفتم در شهر سوخته اتفاقاتی افتاده است که اگر به آن‌ها خوب پرداخته شود تاریخ نگاری‌ها متحول خواهد شد. اما چون گفت‌وگو تلفنی انجام گرفت خبرنگار محترم فکر کرده که من در باره فیلم «شهر سوخته» می‌گویم.

مستند «شهرسوخته» به صورت مستقل و با هزینه شخصی ساخته شده و می‌تواند الگویی از کار تمام عیار در برابر فیلم‌سازان باشد. بازسازی فضا و هزینه‌ها و همراهی نکردن ارگان‌های مختلف هر فیلم‌سازی را از ادامه کار منصرف می‌کند. این تلاش پرزحمت حاصل چه دغدغه و نیرویی است.
ما در این کشور زندگی و کار می‌کنیم اما همچنان گویی طفل ناخواسته‌ایم. سال‌هاست که به این بی‌مهری‌ها عادت کرده‌ایم. جریان حاشیه‌نشینی که می‌خواهد به متن حکم براند اما کاری است عبث. سال‌هاست که نادیده انگاشته می‌شویم. بودجه‌ها مال نورچشمی‌هاست و نزدیک سی سال است که مرتب این جمله را شنیده‌ام: بودجه نداریم . بعد یکهو بودجه‌ها سر از سفره‌های رنگین در می‌آورد . ولی یکبار به یکی از مدیران گفتم اگر می‌خواهید با این بی‌اعتنایی ما را از کار کردن منصرف کنید سخت در اشتباهید ما کار می‌کنیم اگر حتا بودجه ندهید، حتا نادیده‌مان بگیرید. هر چند این راه سختی‌ها و دشواری‌ها و افسردگی‌های خودش را دارد اما راهی است که خودمان انتخاب کردیم. حال ممکن است  هر پنج سال یک فیلم بسازیم اما همچنان ادامه می‌دهیم.

پاسارگاد، تخت سلیمان و… آیا در ادامه فیلم‌سازی به این مکان‌ها هم می‌پردازید؟ از کارهای جدیدی که در دست دارید بگویید.
جیرفت و تخت سلیمان. این دو شگفتی‌های عجیب و غریبی دارند که خیلی تمایل دارم در این دو مکان کار کنم. بخصوص تخت سلیمان که انگار وارد جهان هزار و یک‌شبی و اساطیر  شده‌اید. باورهای عجیبی که شاید به ما نشان دهند که ریشه بسیاری از کج باوری‌ها و تعصبات و خودمحوری‌ها در کدام پیچ تاریخ است. اما دو فیلم سینمایی آماده کار هم دارم. یکی از آن‌ها در تبریز اتفاق می افتد که حدود ۱۱ سال پیش نوشته‌ام و طبق معمول دوندگی‌های زیادی داشته‌ام که هنوز موفق به جذب سرمایه‌گذار نشده‌ام. و دیگری یک کار اپیزودیک است که قرار بود سال ۹۷ آن را بسازم که یک شب خواب‌نما شدم و فردا سر از شهر سوخته درآوردم تا پایانی باشد برای سیزده سال انتظار. برای ساخت این دو فیلم هم حتما زمان هست توجه کنید که «شهر سوخته» را بعد ۱۳ سال کار کردم… بخش بزرگی از زمان فعالیت‌های من به انتظار گذشته است.

برچسب‌ها: