هنروتجربه-فاطمه رستمی: وحید نیکخواه آزاد تهیه‌کننده،نویسنده و کارگردان سینمای ایران، کامبوزیا پرتوی را سینماگری که در حوزه‌های مختلف تخصص داشت و اهل پژوهش قلمداد کرد.

وحید نیکخواه آزاد درمورد تاثیرات مرحوم کامبوزیا پرتوی درحوزه سینما؛ چه فیلم‌های هنری و چه آثار کودک و نوجوان به سایت هنروتجربه عنوان کرد: «کامبوزیا پرتوی هم فیلم‌نامه‌نویس بود هم کارگردان و اگر بخواهم درمورد وجه فیلم‌نامه‌نویسی او بگویم؛ همه می‌دانیم که او بهترین فیلم‌نامه‌نویس ایران بود. بی‌دلیل نیست که وقتی مجید مجیدی می‌خواهد فیلم عظیمی پیرامون کودکی پیامبر اسلام (ص) بساد، سراغ پرتوی می‌رود. همین‌طور افراد دیگری مثل رسول صدرعاملی برای فیلم‌نامه فیلم موفق «من ترانه ۱۵ سال دارم» با پرتوی همکاری می‌کند. این نشان می‌دهد کارگردانان وقتی می‌خواستند کار متفاوتی به لحاظ فیلم‌نامه داشته باشند، می‌دانستند کامبوزیا پرتوی از پسش برمی آید. در حوزه سینمای کودک هم او خط شکن بود و راه جدیدی را در سینمای ایران پیش روی ما باز کرد».

نیکخواه آزاد در ادامه با تاکید بر توانایی مرحوم پرتوی در نگارش فیلم‌نامه اظهار کرد:«بارزترین ویژگی پرتوی این بود که تنها در زمینه فیلم هنری  تخصص نداشت بلکه وقتی فیلم پرمخاطب برای عموم هم می‌ساخت، دقیقا می‌دانست باید چه کند و عموما موفق می‌شد. این ویژگی‌ها منحصر به فرد است و کمتر در بین فیلم‌نامه‌نویسان یا کارگردانان شاهدش هستیم که در هردو زمینه نوشتن و ساخت فیلم موفق باشند که مرحوم پرتوی اینگونه بود. بر این اساس بود که کاگردانان شاخص سینمای هنری و تجربی هم حتی برای نوشتن فیلم‌نامه‌هایشان از پرتوی کمک می‌گرفتند ».

این تهیه کننده در ادامه درمورد سوابق همکاری خود با کامبوزیا پرتوی بیان کرد: «غیر از تجربه های تلویزیونی زیادی که با پرتوی داشتم، برای فیلم «ماهی» که اولین تجربه او بود و بعد فیلم سینمایی «گلنار» همکاری کردیم. بعدها در «ننه لالا و فرزندانش» هم با یکدیگر کار کردیم. «گلنار» از فیلم‌های شاخص پرمخاطب بود و دو فیلم دیگر یعنی «ننه لالا و فرزندانش» و «ماهی» با اینکه کمتر دیده شدند، اما توفیق جشنواره ای زیادی داشتند».

نیکخواه آزاد با اشاره به ویژگی پژوهش‌گر بودن پرتوی، خاطرنشان کرد: «مشخصه ای که پرتوی در فیلم‌نامه‌نویسی داشت این بود که  غیر از بهره‌گیری از تجربیات زندگی خودش که بسیار بود، برای نوشتن فیلمنامه واقعا پژوهش می‌کرد. خاطرم هست سریالی به اسم «آقای ابجد» را برای تلویزیون می‌ساخت که به دلیل تغییر مدیریت‌ها هرگز ساخته نشد، وقتی به خانه اش رفتم دیدم انبوهی از کتاب‌ها را کنار دستش گذاشته و مشغول مطالعه است و چون کاری تاریخی بود و به چندین دوره می‌پرداخت، کامبوزیا مفصل تحقیق می‌کرد، ضمن اینکه از تجربیات شخصی‌اش در کار بهره می‌برد».

 پرتوی در فیلم‌نامه‌نویسی غیر از بهره‌گیری از تجربیات زندگی خودش که بسیار بود، برای نوشتن فیلم‌نامه واقعا پژوهش می‌کرد

این سینماگر افزود: «پرتوی یک دوره ای مینی‌سریالی شش قسمتی برای ما نوشت به اسم «خانه در انتظار» که مرحوم منوچهر عسگری نسب آن را کارگردانی کرد. این سریال داستان پسری جنگ زده بود که از زنجان راه می افتاد و به جست‌وجوی پدر می‌پرداخت. یک‌بار پرتوی گفت من با اتوبوس مسیر تهران تا جنوب را سفر می‌کنم تا ببینم قرار است در چه فضایی متن را بنویسم. وقتی برگشت از سختی راه گفت به این دلیل که پسر کوچکش کاوه را که آن زمان حدودا شش ساله بود و همراه خودش برده بود. وقتی از او دلیل این کار را پرسیدم که چرا از تهران تا جنوب با پسرش آن هم با وسیله نقلیه عمومی سفر کرده است، گفت: به این دلیل چنین کاری کردم که بتوانم سختی این راه را در فیلم‌نامه منعکس کنم و اگر تنها به این سفر می آمدم شاید سخت برایم نبود پس پسر کوچکم را همراه خودم بردم تا کمی مسیر برایم دشوار شود و درک بهتری داشته باشم! او وقتی فیلم‌نامه می‌نوشت کار برایش جدی بود و به پژوهش کردن اهمیت زیادی می داد».

نیکخواه آزاد گفت: «امیدوارم روزی فیلم «ماهی» به کارگردانی کامبوزیا پرتوی دیده شود به این دلیل که واقعا اثر قدرتمندی است، اما فیلم‌های دیگری که کارگردانی کرده است هم آثار ماندگاری شدند؛ فیلمی مثل «بازی بزرگان» یا «کامیون» که هردو به نحوی به ماجرای جنگ می‌پردازند کارگردانی خیلی خوبی دارند. هرچند به نظرم توفیقی که کامبوزیا در فیلم‌نامه‌نویسی داشت بیشتر از کارگردانی بود. او چهره شاخصی در این زمینه بود. پرتوی از نظر دریافت سیمرغ بهترین فیلم‌نامه در ایران رکورددار است و چهار سیمرغ در این زمینه دارد. این نشان می‌دهد که او در این کار تا چه اندازه با فاصله زیاد نسبت به دیگران قرار گرفته بود».

وحید نیکخواه آزاد در خاتمه عنوان کرد:« با اینکه بیماری و سکته به تحرک و حرف زدن پرتوی آسیب زد، اما همه امیدوار بودیم به مرور این مسائل را کنار بگذارد و دوباره همان کامبوزیا پرتوی سابق شود که ما می شناختیم، اما علاوه بر بیماری قبلی این بار کرونا بود که این گوهر یگانه را از ما گرفت».