هنروتجربه ترجمه مریم شاه‌پوری: ستون مهمان نشریه «ورایتی» به بهانه صدوبیست و پنجمین سالگرد اولین نمایش تجاری در سینما، به تیئری فرمو، رییس موسسه لومیر و دبیر جشنواره فیلم کن اختصاص یافت تا در تجلیل از میراث و انعطاف‌پذیری سینما در طول تاریخ بنویسد. حالا که اغلب سینماهای سراسر جهان به دلیل فراگیری جهانی ویروس کووید-۱۹ تعطیل شده‌اند، فرمو در مقاله‌اش برای «ورایتی» به این موضوع پرداخته است که ما نمی‌توانیم تسلیم شویم و تجربه جمعی سینمارفتن را فراموش کنیم. بخش‌هایی از این مقاله را می‌خوانید.

«آنتوان لومیر در تابستان ۱۸۹۴ در پاریس، دستگاه کینِتوسکوپ تامس ادیسن (که با انداختن سکه‌ای اجازه می‌داد تصویر کوچکی برای یک فرد به حرکت درآید) را کشف کرد و گفت: «ما باید نوار فیلم را از این جعبه درآوریم و آن را روی پرده‌ای بزرگ برای تماشاگران نمایش دهیم. پسرانم راهش را پیدا خواهند کرد». و البته که لویی و آگوست موفق شدند و ماشین‌شان را «سینماتوگراف» نامیدند که به یونانی یعنی «نوشتن حرکت». آنتوان لومیر در ۲۸ دسامبر ۱۸۹۵ پس از کلی آزمون و خطا، از اختراع جدیدش رونمایی کرد و تماشاگران را به سالنی در زیرزمین گرند کافه واقع در بولوار کاپوسین دعوت کرد. شب اول فقط ۳۳ نفر آمدند ولی روزهای بعد، صدها نفر جذب نمایش اولین فیلم‌های پنجاه‌ثانیه‌ای شدند که ده‌تای‌شان پشت‌سرهم نمایش داده می‌شدند. اولین فیلم «در حال خروج از کارخانه لومیر» / Leaving the Lumière Factory بود که در خیابانی فیلم‌برداری شد که امروز «خیابان اولین فیلم» خوانده می‌شود.

این حقیقت ندارد که آنتوان لومیر گفته بود «این هنر آینده‌ای ندارد». اثبات آن پسرش لویی است که ۱۵۰۰ فیلم را کارگردانی و تهیه کرد (که همه فوق‌العاده‌اند اما این موضوع دیگری است). به هر حال، دو روز پیش بیست و هشت دسامبر (هشتم دی) بود و صدوبیست و پنجمین سالروز «اولین نمایش عمومی تجاری تاریخ سینما». البته این جشن با غم و اندوه همراه شد چون برای اولین بار سینما در خطر است. آن‌چه جنگ‌های جهانی نتوانستند انجام دهند، این ویروس موذیانه انجام داده است؛ اما به جای مقاله دیگری در باب مرگ سینما، با واژگان از شیوه‌های متعددی می‌گوییم و سپاسگزاری می‌کنیم که هنر هفتم به تمدن کمک کرد. خیلی‌ها هستند که طبل سینما را نواختند: کوئنتین تارانتینو، کریستوفر نولان، دنی ویلنو و مارتین اسکورسیزی. در حالی که بی‌صبرانه منتظر سال ۲۰۲۱ هستیم تا دوباره دور هم جمع شویم.

سینما پیش از این هم از آزمون‌های سختی جان سالم به‌در برده است؛ و اغلب مرده و دوباره به حیات بازگشته است چون عموم مردم در اشتیاق تجربه‌های جمعی به‌سر می‌برند. سالن‌های سینما که خانه‌های ما، کلیساهای ما و مراسم ما هستند، در غیاب‌شان هرگز حی و حاضرتر از حال نبوده‌اند. کی دوباره همدیگر را خواهیم دید؟ خیلی زود. باید این اتفاق بیفتد! ما می‌خواهیم به سالن سینمایی برگردیم که دکمه «توقف» ندارد. ما می‌خواهیم روی پرده نقره‌ای به تماشای فیلمی بنشینیم که هیچ چیز درباره‌اش نمی‌دانیم؛ و کنار کسی بنشینیم که او را نمی‌شناسیم؛ و تجربه‌ای را از سر بگذرانیم که سینما همواره وعده‌اش را به ما داده است و هرگز از دست نخواهد رفت».

  • ورایتی