هنروتجربه-فاطمه رستمی: مستند «ایساتیس» به کارگردانی علیرضا دهقان، پیوستگی و رابطه انسان و طبیعت را به نمایش می‌گذارد که قدمتی به اندازه تاریخ بشر دارد و نکاتی را درمورد عدم تعادل در این تعامل یادآوری می‌کند. این مستند از جمله آثار حاضر در جشنواره فیلم فجر سی‌ونهم است و کارگردانش در گفت‌وگویی با ما از این تجربه سینمایی‌اش گفته است.

علیرضا دهقان کارگردان فیلم مستند «ایساتیس» درمورد موضوع این مستند به سایت هنروتجربه گفت: «مستند «ایساتیس» روایتی از چهار عنصر اصلی حیات؛ آب، باد، خاک و آتش، داستان دست‌های مردمانی است که از خاک کیمیا ساختند و از نیستی به هستی رسیدند، داستانی کهن از منزلت حقیقی آب؛ از اندیشه‌های نو در رانش آب. داستان پر فراز و نشیب شهری که قرن‌هاست چون عقیق بر دل خاک خشک و خالی کویر می‌درخشد، داستان گفت‌وگوی مهربان ادیان و عطر ایمان».

او افزود: «در جهانی که حاکمیت رسانه ها بیداد می‌کند و گرد نسیان روی سنت‌های زیسته ما پاشیده شده و ما این سنت‌های کهن را از یاد برده‌ایم، به نظرم در این زمان داستان‌ها و فیلم‌هایی که نشانی از خانه پدری را به یاد ما بیاورد، اهمیت زیادی دارد؛ این‌که ببینیم قدیم‌تر با آسمان و زمین و پیرامون خود چقدر دوست تر بوده‌ایم و قناعت را با واقعیت آمیخته می‌کردیم و با محیط زیست مهربان‌تر بودیم. در واقع در «ایساتیس» روایت رنگارنگی دینی نیاکان ما و صلح‌شان را نسبت به طبیعت می‌بینیم و نشان می‌دهیم اگر انسان با پیرامون خود مهربان نباشد حتی در قدیمی‌ترین شهر خشتی جهان که ایساتیس یا همان یزد است، محکوم به فناست. درست است که یزد هنوز پابرجاست، اما همین شهری که مردم با خون دل در پهنای کویر ساخته‌اند، اگر هم‌چنان مشکل بحران آب، خاک، محیط زیست و عدم تعامل با طبیعت در آن ادامه داشته باشد و ما هم هم‌چنان با کویر همراهی نداشته باشیم و بی‌رویه صنایع را آنجا گسترش دهیم، این شهر هم نابود می‌شود مثل بسیاری از شهرهای دنیا که در تاریخ مدفون شدند و تنها اسمی از آن‌ها باقی مانده است».

این مستندساز در ادامه درمورد بحران آب و ردپای موضوع بحران‌ها در آثار قبلی‌اش عنوان کرد: «در فیلم‌ قبلی‌ام «بی‌گدار» که درمورد بحران آب در ایران بود یا «اوسیا» که درمورد بحران طولانی‌ترین قنات دنیا ،که درحال مرگ بود، مستقیم به بحران آب پرداخته‌ام، اما در «ایساتیس» گستره متفاوتی است و یکی از روایت‌های ما آب است، اما دیگر بحران آب تنها مسئله فیلم «ایساتیس» نیست بلکه رابطه انسان با طبیعت بیشتر مد نظر است».

او در ادامه درمورد تاثیر ساختن چنین مستندهایی در سینمای ایران بیان کرد: «من نمی‌گویم این آثار در حل مشکل و تنش آبی ایران تاثیر بسیاری داشته، زمانی که مستند «اوسیا» را می‌ساختم قنات «زارچ» که طولانی‌ترین قنات دنیاست درحال نابودی کامل بود، اما حالا بیش از نیمی از این قنات از فاضلاب بیمارستانی پاکسازی شده است یا بحث سدسازی‌هایی که بی رویه پیش می‌رفت البته بحث ساخته شدن این آثار یک چیز است و ارائه و عرضه آن داستان دیگری دارد».

فکر می‌کنم هنروتجربه که تنها بستر نمایش آثار مستند در سینماهاست، بتواند بسته‌هایی مثل آنچه برای فیلم کوتاه در نظر گرفته است برای مستندها در نظر بگیرد و هربار به صورت موضوع محور مستندها را پخش کند. با این کار شاید ارگان‌های مرتبط با موضوع مستند هم با هنروتجربه برای اکران این آثار تعاملی برقرار کنند و افراد مرتبط بیشتری مستند را ببینند

دهقان تاکید کرد: «ما این مستندها را می‌سازیم، اما پخش گسترده‌ای که تلویزیون می‌تواند انجام دهد یا عرضه سینمایی و اینترنتی اهمیت زیادی دارد تا مردم چنین بحران‌هایی را بهتر درک کنند. ساخت مستندهای بحران هم پرهزینه است و هم زمان زیادی را می‌طلبد، اما حتی جشنواره‌ها هم خیلی روی خوشی به این آثار نشان نمی‌دهند و بیشتر جلب مستندهای قصه محور می‌شوند. من تا به حال دومرتبه درخواست پخش مستندهای بحران آب را به تلویزیون داده‌ام و می‌گویند چون بحران را مطرح کرده‌ای شاید باعث تنش یا نگرانی شود و هر دوبار جلو پخش آن گرفته شد. این درحالی است که اصلا کار مستند بحران همین است. فکر می‌کنم هنروتجربه که تنها بستر نمایش آثار مستند در سینماهاست، بتواند بسته‌هایی مثل آنچه برای فیلم کوتاه در نظر گرفته است برای مستندها در نظر بگیرد و هربار به صورت موضوع محور مستندها را پخش کند. با این کار شاید ارگان‌های مرتبط با موضوع مستند هم با هنروتجربه برای اکران این آثار تعاملی برقرار کنند و افراد مرتبط بیشتری مستند را ببینند».

در ادامه کارگردان «ایساتیس» درمورد تاثیرات جشنواره‌ها بر سینمای مستند و جایگاه این آثار در جشنواره ها گفت: «ما حتی در جشنواره‌های تخصصی فیلم‌های مستند در کشور مثل «سینماحقیقت» بازهم خیلی محدود به گونه‌های متفاوت سینمای مستند نگاه می‌کنیم و در این سال‌ها شرایطی پیش آمده که انگار فقط یک جور مستند را مورد توجه قرار می‌دهیم و در داوری هم بسیاری از گونه‌های سینمای مستند مورد توجه قرار نمی‌گیرند. اما در مورد جشنواره فیلم فجر ما چه بخواهیم چه نخواهیم جشنواره فیلم فجر ویترین سینمای ایران است. مگر می‌شود در این ویترین که تقویم سالانه سینمای ماست فقط یک محصول باشد؟ وقتی می‌گوییم جشنواره ملی فیلم فجر یعنی همه گونه‌های سینما در آن باید وجود داشته باشد. برخی از دوستان می‌گویند چون مستندها و فیلم‌های کوتاه در جشنواره فیلم فجر در حاشیه هستند اصلا وجودشان در این جشنواره لزوم چندانی ندارد! ما چون نمی‌خواهیم خودمان را اصلاح کنیم صورت مسئله را پاک می‌کنیم در حالی که باید سازمان سینمایی و شورای سیاستگذاری برای یک بار هم که شده آیین‌نامه‌ای دقیق مدون کنند و مثل همه جشنواره‌های بزرگ دنیا به این نتیجه برسیم که فیلم‌های مستند و داستانی و انیمیشن فرقی با هم ندارند و این فرم آثار است که با هم تفاوت دارد وگرنه همه نماینده و تولیدات سینمای ما هستند و مهم حضور فیلم‌های خوب سال در فجر است فارغ از هر سبک و گونه و مرزبندی».


دهقان یادآور شد: «در دنیا آنقدر حضور مستندها در جشنواره‌ها مهم است که جایزه اصلی برخی فستیوال‌های درجه یک به این فیلم‌ها هم تعلق می‌گیرد. اما چرا در بخش سودای سیمرغ جشنواره فیلم فجر کشورمان مستندها حضور ندارند؟ شاید یک مستندی آنقدر قوی باشد که از نظر فنی با آثار داستانی رقابت کند. متوجه نمی‌شوم چرا اینقدر تقسیم بندی می‌کنیم؟ ژان لوک گدار که استاد مسلم سینماست می‌گویند بهترین مستندها، مستندهایی هستند که رگه‌های داستانی داشته باشند و بهترین فیلم‌هایی داستانی هم آن‌هایی هستند که رگه‌های مستند داشته باشند، به طور مثال در مستند «ایساتیس» ستار اورکی در موسیقی یا مهدی آزادی در فیلم‌برداری ،آرش قاسمی در صداگذاری، اشکان طلوعیان در صدابرداری، بهمن کیارستمی و پویا پارسا مقام در تدوین و بقیه عوامل فنی، در واقع به جز من همه در این کار حرفه ای و از بهترین‌های رشته خود هستند، چرا نباید زحمات‌شان در بخش‌های فنی فجر و در بخش اصلی یا همان سودای سیمرغ دیده و ارزیابی شود؟!».

باید سازمان سینمایی و شورای سیاستگذاری برای یک بار هم که شده آیین‌نامه‌ای دقیق مدون کنند و مثل همه جشنواره‌های بزرگ دنیا به این نتیجه برسیم که فیلم‌های مستند و داستانی و انیمیشن فرقی با هم ندارند و این فرم آثار است که با هم تفاوت دارد

این سینماگر در ادامه عنوان کرد: «ما اجازه اکران گسترده اینترنتی فیلم‌مان در جشنواره «سینماحقیقت» را ندادیم و فقط در خانه جشنواره به صورت محدود نمایش داشتیم، به این دلیل که سامانه‌های نمایش آنلاین ما خیلی امن نیست و برای نمایش اول یک فیلم ریسک بزرگی هست. همه امید ما برای نمایش بر روی پرده سینما در جشنواره فیلم فجر بود که مستندها امسال نمایشی ندارند. امیدوارم روزی این نگاه شهروند درجه دو بودن در جشنواره فجر که سال‌هاست به وجود آمده از بین برود. رشد و تعالی سینمای ما در گرو تولیدات خوب سینمایی است و این اتفاق می‌تواند شامل تمامی آثار تولیدی در سینمای ایران باشد».

علیرضا دهقان در پایان درمورد اهمیت جایزه جشنواره فیلم فجر گفت: «جایزه جشنواره فیلم فجر به دلیل ویترین بودن و مهم بودنش به دیده شدن فیلم کمک می‌کند، شاید جایزه «سینماحقیقت» برای آثار مستند جایزه‌ای تخصصی‌تر باشد، اما به هرحال فجر در ایران یک جشنواره مهم است و دیده شدن فیلم در این رویدادسینمایی اهمیت زیادی برای تولیدکنندگان سینمای ایران دارد و اگر فیلم‌ها در چنین رویدادهای مهمی دیده نشوند کجا می‌خواهند دیده شوند؟».