هنر و تجربه مریم شاه‌پوری: «ارویگ و ساحره» یک فیلم فانتزی انیمیشن ژاپنی است به کارگردانی گورو میازاکی؛ فیلمی که اولین محصول استودیوی جیبلی است که با فناوری‌ها و تصاویر رایانه‌ای خلق شده است. داستان از رمانی به همین نام نوشته دایانا وین جونز اقتباس شده است. «ارویگ و ساحره» که سی‌ام دسامبر (دهم دی) از تلویزیون عمومی ژاپن «ان‌اچ‌کی»/ NHK General TV پخش شده، از ۲۹ آوریل ۲۰۲۱ (نهم اردیبهشت ۱۴۰۰) هم قرارست روی پرده سینماها برود. آن‌چه می‌خوانید مقاله بیل دِسوویتس است که در «ایندی‌وایر» منتشر شده و نگاهی گذرا به فرایند ساخت این تجربه تازه استودیوی جیبلی دارد و حرف‌هایی از کارگردانش را نقل کرده است.

***

خوب یا بد، استودیوی جیبلی بالأخره پذیرای تصاویر رایانه‌ای شد تا گورو میازاکی، پسر هایائو میازاکی افسانه‌ای، فانتزی سحرآمیزی با عنوان «ارویگ و ساحره»/ Earwig and the Witch را بسازد.
این اقدام بی‌تردید گامی بحث‌انگیز بوده است چون استودیوی جیبلی با میراث آثار دوبعدی‌اش و طرح‌های دستی مشهور بوده است؛ اما گورو میازاکی این حرکت را ضروری می‌دانست، هم برای استقلال هنری خود و هم به منظور بقای جیبلی در روزگار رکودی که تجربه می‌کند.
میازاکی جوان می‌گوید: «برای استودیوی جیبلی و برای ما مهم است که دائم دست به کارهای جدید بزنیم و تجربه‌های نو داشته باشیم، چه خوب پیش بروند و چه نتیجه ندهند. بسنده کردن به میراث و دستاوردهای گذشته کافی نیست چون ممکن است فقط به کپی‌برداری و تکرار نسخه‌ای نامرغوب از گذشته برسد. به همین خاطر می‌خواستم اولین فیلم رایانه‌ای این استودیو را کار کنم. من انیماتورهای فوق‌العاده بااستعداد زیادی را خارج از استودیوی جیبلی دیدم که کارهای معرکه‌ای انجام دادند ولی به دلیل شرایط به‌شدت تحت فشارند و کارشان رونق ندارد. از این رو، تصاویر رایانه‌ای برای ما راه خوبی بود و این فیلم را بدون فشار زیاد ساختیم».

در اصل پدرش و توشیو سوزوکی (تهیه‌کننده) بودند که به سراغ میازاکی جوان رفتند تا پیشنهاد اقتباس از کتاب کودکان دایانا وین را مطرح کنند. حدود یک دهه از فیلم قبلی او با عنوان «بر فراز تپه شقایق»/ From Up on Poppy Hill می‌گذشت ولی گورو میازاکی به‌سرعت جذب داستان ساده یتیمی کم‌سن‌وسال به نام ارویگ شد که با ساحره‌ای خودخواه (بِلا یاگا) و دیوی شیفته موسیقی به نام مندرِک زندگی می‌کند. ارویگ یک قهرمان مؤنث نامعمول و استثنایی برای استودیوی جیبلی بود: او بی‌باک و رک بود. به‌علاوه، شوخ‌طبعی انگلیسی سیاهی داشت که گورو از آن خوشش آمد و برای تأکید بر آن از موسیقی راک ساتوشی تاکِبِی (آهنگ‌ساز) بهره برد که حس‌وحال انگلیسی و دهه ۱۹۷۰ را دارد.

گورو میازاکی درباره شخصیت اصلی «ارویگ و ساحره» چنین توضیح می‌دهد: «موضوع شگفت‌انگیز درباره او این است که با وجود این‌که بچه است می‌تواند بزرگ‌ترها را به انجام کارهایی سوق دهد که می‌خواهد. در حال عادی، وقتی یتیمی از سوی یک ساحره بسیار خودخواه به فرزندخواندگی پذیرفته می‌شود، رفتار بدی با او می‌شود و به همین خاطر او دائم گریه می‌کند و می‌خواهد فرار کند؛ اما ارویگ چنین نیست و می‌کوشد از بدگمانی او بهره ببرد و به این وسیله ساحره را کنترل کند. فکر می‌کردم این می‌تواند الهام‌بخش بچه‌ها در زندگی واقعی‌شان باشد و این طوری بتوانند روی پای خودشان بایستند و با مشکلات روبه‌رو شوند».

میازاکی روی ایده خودش در خصوص ساخت «ارویگ و ساحره» با رایانه ایستاد تا این‌که مدیریت استودیو با نظرش موافقت کرد. البته او پیش از این با مجموعه تلویزیونی «رانیا دختر سارق»/ Ronja, the Robber’s Daughter تا حدودی تصاویر رایانه‌ای را در ساخت انیمیشن تجربه کرده بود؛ مجموعه‌ای که جیبلی هم در تولید آن سهم داشت؛ اما میازاکی در این پروژه، امکان‌های جالبی برای استفاده کامل از تصاویر رایانه‌ای با داستانی شخصیت‌محور و واقع‌گرایی/ رئالیسمی چشمگیرتر دید. از این رو، جیبلی خط تولید تازه‌ای را بنا گذاشت و همکاری با گروهی کوچک از انیماتورهای جوان و مشتاق آغاز شد.

با وجود این، میازاکی پدر در همان ابتدای کار یک نقد جدی به شخصیت اصلی داشت؛ و شخصیت ارویگ را نمی‌فهمید که بیش‌تر زمان فیلم مثل یک سیندرلای چاپلوس رفتار می‌کند تا زمانی که به قدرت جادویی‌اش در متقاعدکردن دیگران پی می‌برد و به‌کل تغییر می‌کند. گورو میازاکی می‌گوید: «گفتم متوجه این موضوع هستم و فکر می‌کنم می‌توانم این شخصیت را متقاعدکننده از کار درآورم؛ و پس از آن، پدر به‌هیچ‌وجه درگیر پروژه نبود». برای میازاکی پسر، ارویگ روحیه مستقلی دارد و آزاد است که انتخاب‌های خودش را داشته باشد و نظرش را تغییر بدهد. گورو می‌افزاید: «فکر می‌کنم احتمالاً بهتر است که در این روزگار، نسل‌های جوان‌تر بتوانند بزرگسالان را در کنترل خود داشته باشند».

میازاکی جوان در خصوص چالش‌های به‌کارگیری تصاویر رایانه‌ای بدون این‌که کاملاً از سبک جیبلی دور شوند، در ابتدای کارشان هم توضیح می‌دهد و می‌گوید که با چه دشواری‌هایی روبه‌رو بودند. ارویگ تا حدی مثل یک شخصیت انیمه‌ای به چشم می‌آمد، اما ساحره و دیو به‌مراتب کاریکاتوری‌تر بودند: «واقعاً می‌خواستم زیبایی‌شناسی کارتون و انیمیشن‌های دستی استودیوی جیبلی را حفظ کنم؛ پس تلاش کردم به تعادل و توازنی برسم. در خلق این اشکال همیشه کیفیتی از بی‌قوارگی و نوعی ازریخت‌افتادگی هست و باید باشد، پس تلاش کردیم حسابی آن را به سمت انیمیشن‌های توقف/حرکت (استاپ-موشن) ببریم».

این موضوع نتیجه دیدار اعضای کمپانی لایکا (یک استودیوی انیمیشن توقف/حرکت) با عروسک‌هایی از «کوبو و دو تار»/ Kubo and the Two Strings از جیبلی بود. استودیوی جیبلی حسابی با تبدیل و برگردان نقاشی‌ها به الگوهای سه‌بعدی دچار مشکل شده بود، به‌خصوص در مورد موهای فراوان و پرپشت شخصیت‌ها. میازاکی چنین توضیح می‌دهد: «مانده بودیم که باید چه کنیم که دیدیم لایکا چه‌طور از نظر بصری روی عروسک‌هایش بسیار کار می‌کند؛ و شیوه آن‌ها الهام‌بخش ما شد».

در این میان، شیوع جهانی ویروس کرونا هم باعث شد که این فیلم انیمیشن خیلی بیش‌تر محصولی از این دوره و زمانه شود. میازاکی در این باره چنین توضیح می‌دهد و صحبت‌هایش را به پایان می‌رساند: «این‌جا در ژاپن به دلیل فراگیری کووید-۱۹ همه چیز حسابی تغییر کرده است. ما آدم‌های زیادی را می‌بینیم که خیلی ناراحت هستند و می‌گویند: چرا نمی‌توانیم مثل سابق زندگی کنیم؟ از این رو، داستان «ارویگ و ساحره» خیلی بیش‌تر با این روزگار همخوانی دارد و مناسب آن است چون درباره کنار آمدن با شرایطی است که شما به‌اجبار در آن قرار می‌گیرید؛ و این احتمالاً موضوعی است که بزرگ‌ترها بیش‌تر از بچه‌ها نیازمند درک و تأمل پیرامون آن هستند».

  • ایندی‌وایر