هنروتجربه: ماهان خمامی‌پور کارگردان مستند کوتاه «شبیه‌سازی آقای زرد» که در قالب «سه اپیزود از حلب» در هنر تجربه در حال اکران است، به ارایه توضیحاتی درباره این اثر پرداخت.

به گزارش سایت هنروتجربه، ماهان خمامی‌پور کارگردان اپیزود «شبیه‌سازی آقای زرد» که در قالب «سه اپیزود از حلب» در هنروتجربه در حال اکران است، در گفت‌وگو با خبرگزاری مهر درباره این اثر گفت: «مستند «شبیه‌سازی آقای زرد» مستندی ۱۷ دقیقه‌ای درباره عشق در میان خرابه‌هاست. درواقع فیلم درباره پیرمردی است که از سر تا پا زردپوش می‌شود به طوری که حتی دیوارهای خانه، عصا و گوشی او هم به رنگ زرد هستند. «شبیه‌سازی آقای زرد» به کند و کاو درباره این موضوع می‌پردازد که چرا این پیرمرد همیشه از رنگ زرد استفاده می‌کند و زرد می‌پوشد؟».

او با اشاره به ارتباط این فیلم با شهر حلب بیان کرد: «داستان این فیلم در هر کجای دنیا می‌توانست رخ بدهد، این فیلم یک روایت عاشقانه دارد و ربطی به سیاست  ندارد. «شبیه سازی آقای زرد» یک فیلم عاشقانه در میان جنگ است و اینکه در قالب «سه اپیزود از حلب» روی پرده رفته صرفاً به دلیل یکسان بودن لوکیشن‌ها بوده است ولی به لحاظ فرم، روایت و داستان با ۲ فیلم دیگر این پکیج ارتباط چندانی ندارد».

خمامی‌پور با بیان اینکه «شبیه‌سازی آقای زرد» در حلب فیلمبرداری شده است، توضیح داد: «اینکه پیرمردی از نوک سر تا نوک پا وسط خرابه‌های حلب لباس زرد می‌پوشد و به شدت شیک می‌چرخد اصلاً چیز نرمالی نیست. یعنی یک بیکران ویرانه‌ای را تصور کنید که یک فرد به شدت تر و تمیز در آن قدم می‌زند، این یک تصویر تعجب‌برانگیز است. رمزآلودی این پیرمرد از آنجایی شروع می‌شود که او هیچ حرفی نمی‌زند. سوال اصلی فیلم هم این است که او چرا مدام زرد می‌پوشد؟ من این فیلم را به زبان انگلیسی ساختم چون به نظرم مخاطب من در ایران نبود حتی در ایران «شبیه سازی آقای زرد» را به دو، سه جشنواره فرستادیم در حالی که حدود ۴۰ جشنواره خارجی رفت و جایزه گرفت. از اول هم هدف‌گذاری من در ساخت این فیلم برای خارج از ایران بود».

این کارگردان اظهار کرد: «من پیش از اینکه به سوریه بروم شروع به تحقیق در ایران کردم در این روند با سوری‌هایی که به دانشگاه هنر تهران آمده بودند و درس می‌خواندند ارتباط گرفتم، از آنها کمک خواستم که به من سوژه معرفی کنند یک روز آنها به من ویدئویی نشان دادند و این شروع ماجرا بود».

وی ادامه داد: «حلب ۲ وجه دارد؛ وجهی که در آن زندگی جریان دارد، وجه دیگر هم این است که بخش کلاسیک شهر ویران شده است و توپ و تانک هم در آن وجود دارد اما شهر از گذشته به شدت توریستی بوده و مردم سعی کرده‌اند از آن وجه غافل و دور نشوند. من فیلمساز هستم و برایم فرقی ندارد که چه چیزی بسازم یعنی به آن تقسیم بندی معمول در سینما چندان کار ندارم و فیلم خودم را می‌سازم که «شبیه سازی آقای زرد» از این قاعده مستثنی نیست. عنوان شبیه سازی در این فیلم به نگاه ژان بودریار اشاره دارد. او مقاله‌ای درباره جنگ خلیج فارس دارد که به این موضوع می‌پردازد که رسانه‌ها چگونه با شبیه سازی یک اتفاق، جان ماجرا از آن می‌گیرند و دروغ‌های خود را به ماجرا تزریق می‌کنند».