هنروتجربه: فیلم سینمایی «سوم آذرشهر» به کارگردانی کامبیز صفاری از ۲۶ اسفند اکران خود را در سینماهای هنروتجربه آغاز می‌کند.

فیلم سینمایی «سوم آذرشهر»قرار بود نیمه اسفند سال ۹۸ اکران شود که تعطیلی سینماها به دلیل شیوع ویروس کرونا این اکران را یک سال به تاخیر انداخت تا درنهایت اکران آخر سال ۹۹ و نوروز ۱۴۰۰ سهم این فیلم سینمایی شود.

تهیه‌کنندگی «سوم آذر شهر» را محسن امیریوسفی برعهده دارد و در این فیلم بازیگرانی چون آروشا بیگی، آتیلا پسیانی، بهناز جعفری، صدف عسگری، خسرو پسیانی ایفای نقش می‌کنند.

در خلاصه داستان فیلم سینمایی «سوم آذرشهر» که بر اساس یک اتفاق واقعی نوشته شده، آمده است: «دختر مهاجری همسر ایرانی خود را در تصادف اتومبیلی در کشور آلمان از دست داده است. او برای مدیریت میراث خود از همسرش به کشورش (ایران) باز می‌گردد، اما درک این‌که شوهر او فرزند دیگری از همسر سابقش داشته و او از این ماجرا بی‌اطلاع بوده است، اوضاعش را پیچیده‌تر می‌کند».

کامبیز صفاری در یادداشتی درباره مضمون فیلم می‌نویسد:«مشکلات ناشی از پدیده مهاجرت در زندگی مدرن امروزی، با گذشت زمان و برگشت مهاجران ابعاد تازه و متفاوتی به خود می‌گیرد. این مسائل می‌تواند یکی از عوامل مهم برخوردها تند و یا نادرست ما بین نزدیکان یک یا چند خانواده باشد.درک درست از مشکلات و پیدا کردن راه حل‌هایی که در نهایت منتج به تفاهمی منطقی در جهت منافع طرفین شود، نیازمند نگاهی متفاوت از موضوع است که در خیلی از موارد شکل نمی‌گیرد.

مدیوم فیلم و تصویر به‌دلیل این‌که، امکان بازسازی و نمایان کردن جزییات در زوایای پنهان یک ماجرا را دارد، می‌تواند یکی از بهترین و به روزترین روش‌ها در تحلیل مشکلات اجتماعی باشد و در این فیلم سعی شده است که شخصیت‌ها به دور از هر گونه خوشونت و یا  تندی در مواجه با شرایط پیچیده بتوانند با صحبت و تعامل مسایل خود را حل کنند.

«سوم آذرشهر» نشانی ساختمانی است که یکی از واحدهای آن موروث دختر مهاجری به‌نام روژا است که شوهرش برای او بجا گذاشته است، اما وقتی او برای فروش آن آپارتمان بعد از ده سال به ایران برمی‌گردد متوجه می‌شود که بنا به دلایلی که در قصه متوجه می‌شویم سهم کاملی از این ارث ندارد.

او که به‌تازگی در آلمان در اثر تصادف اتومبیل شوهرش را از دست داده است و خانواده خودش هم در ایران نیست، خود را در میان خانواده همسر از دست داده‌اش، غریبه، تنها و ناخوشایند می‌بیند و در نهایت او با مواجه دوباره با مرگ و مجموعه اتفاقاتی که برایش  طی سه روز در آن ساختمان می افتد، تصمیمی متفاوت از جریان حاکم بر قصه می‌گیرد».