هنروتجربه: فیلم‌های داستانی در حال اکران در سینماهای هنروتجربه  از ژانر وحشت تا اجتماعی، جاده‌ای و ورزشی را در برمی‌گیرند. در این گزارش مروری بر آثار داستانی و نظرات کارگردانان این فیلم‌ها داشته‌ایم.

«منگی»؛ تلاش برای تجربه پلان-سکانس از تئاتر تا سینما
فیلم سینمایی «منگی» به کارگردانی رسول کاهانی و تهیه کنندگی عباس اکبری از جمله آثار داستانی روی پرده در سینماهای هنروتجربه است.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: «پریسا به همراه برادرش راهی شمال می‌شود تا جهیزیه‌اش را به تهران برگرداند، اما هنگام ورود به خانه با تصویر دیگری روبه رو می‌شوند».

کاهانی در گفت‌وگویی با سایت هنروتجربه درمورد موضوعات مربوط به روابط و ارتباطات انسانی در «منگی» و فرم روایی آن، توضیح داده‌است: «من در «منگی» به دنبال راحت‌تر صحبت کردن با مخاطب بودم. بخش زیادی از این موضوعات مطرح شده در فیلم، دغدغه شخصی من است و به نظرم رفتن به سمت چنین سوژه‌هایی در ناخودآگاهم وجود دارد. این مباحث درونم شکل می‌گیرد و مهم می‌شود و هرچقدر پیش رفتم این احساس را داشتم که باید بیشتر روی آن تمرکز کنم و وارد موضوعات دیگر نشوم. شیوه روایی پلان-سکانس شبیه به کارهای تئاتری است که ما در دو، سه سال اخیر انجام داده‌ایم. می‌خواستم این فرم را در سینما هم استفاده کنم. گذشت زمان، جامپ‌کات، فلاش‌بک، فلاش فوروارد و … را در لحظه و در تئاتر تجربه کرده‌ام. از تمریناتم در تئاتر به این نتیجه رسیدم که می‌شود در سینما هم این کار‌ها را انجام داد. در فیلم من البته اهمیت فرم پلان-سکانس کمتر است و جنس فیلم‌برداری و حرکت دوربین و روایت قصه برایم مهم‌تر بود».

«بزرگراه»؛ روایتی از چالش‌های زنان ورزشکار
«بزرگراه» ساخته فرناز امینی روایت‌گر داستان زنی ورزشکار است که در آستانه مسابقات جهانی تصمیم به اقدامی عجیب می‌گیرد و در این مسیر با دو نفر همراه می‌شود و ما شاهد روایت زندگی آدم‌ها و حوادث مختلف می‌شویم.در این فیلم بازیگرانی چون شبنم قلی‌خانی،مجید واشقانی و مه‌لقا باقری ایفای نقش می‌کنند.

امینی درمورد حال و هوای فیلم «بزرگراه» و قصه آن عنوان کرده است: «من از ابتدای فعالیتم در سینما فیلم‌هایی با ژانر اجتماعی و ورزشی ساختم و «بزرگراه» هم تلفیقی از چند مورد است از جمله ورزش و زن البته اصلا نگاه فمنیستی ندارم، اما مشکلات زنان در ورزش را مطرح کرده‌ام».

او هم‌چنین در بخش دیگری از صحبت‌هایش تاکید کرده‌است:«… ژانر ورزشی خیلی حرف برای گفتن دارد و معضلات زیادی در این حوزه احساس می‌شود. بنابراین برای برقراری ارتباط بهتر مخاطب با این نوع فیلم‌ها فکر کردم که اگر کاراکتر ورزشی در فیلم‌هایم هست شخصیتی را هم طراحی کنیم که از دل جامعه باشد و دغدغه‌هایش را در فیلم ببینیم. ورزش حیطه مورد علاقه من است و روی آن تعصب دارم. فکر می‌کنم فیلم‌های ورزشی که وجوه اجتماعی داشته باشد هم مخاطبان علاقه‌مند به ورزش را به خود جذب می‌کند هم می‌تواند مخاطب عادی را به سمت فیلم بیاورد».

«نُه»؛ تجربه یک ساب‌ژانر معمایی
فیلم سینمایی «نه» به کارگردانی شاهین رشیدی و تهیه‌کنندگی شاهین باباپور و شاهین رشیدی در ژانر وحشت یکی از  فیلم‌های داستانی در حال اکران گروه هنروتجربه است که به لحاظ بهره‌گیری از جذابیت‌های ژانر وحشت، پرداخت و قصه‌گویی درگیرکننده آن و ریتم مناسب توانسته مخاطب را راضی نگه‌دارد.

داستان این فیلم درباره عکاس جوان و مرموزی است که سالانه هشت جوان را انتخاب کرده و به منطقه‌ای دورافتاده می‌برد تا آیین سالانه‌اش را به جا بیاورد. شخصیت‌های قصه اما از سرنوشت هولناکی که انتظارشان را می‌کشد، بی‌خبر هستند.

کارگردان این فیلم در گفت‌وگویی با اشاره به این‌که فیلم «نُه» یک ساب ژانر است، توضیح داده است: «در فیلم «نُه» چند زیر ژانر دیده می‌شود که گونه معمایی، حادثه‌ای، رازآلود یا اسلشر (ژانر وحشت با خشونت) را می‌توان جزو زیر ژانرهای این فیلم دانست. ما در فیلم «نُه» سعی کردیم نگاه سینمایی داشته باشیم و درعین حال اتفاق تاریخی‌ای که رخ نداده را با فیلم برای مخاطب بسازیم؛ یعنی ماجرای حضور نازی‌ها در ایران در جریان جنگ جهانی دوم که در واقعیت چنین اتفاقی رخ نداده است. شاید در پس پرده و جای دیگری در دنیا این اتفاق افتاده باشد که مخفیانه دانشمندان نیروهای نازی بخواهند اقدامی عجیب انجام دهند و ممکن است به ثمر رسیده باشد یا نباشد و نیاز است درباره آن در تاریخ جست‌وجو کنیم».

«پارمیدا»؛ شش شاهد در جست‌وجوی قاتل
«پارمیدا» به کارگردانی آرش سنجابی و تهیه‌کنندگی سعید اردهالی یک فیلم داستانی پر بازیگر است که روایت‌های شش شاهد از مرگ دختری جوان را در یک فضای ثابت ارائه می‌کند؛ روایتی که هربار از دیدگاه افراد مختلف ابعاد تازه‌ای پیدا می‌کند و مخاطب تا پایان داستان در تلاش است تا بفهمد کدام یک از این شاهدان صادقانه‌ترین روایت از این قتل را ارائه می‌دهند.

کارگردان «پارمیدا» درمورد تجربیات تئاتری خود و استفاده از آن در فیلمش بیان کرده است: «دغدغه من در سه چیز مشترک است که از تئاتر به «پارمیدا» این اشتراکات وجود دارد؛ نخست برای من سبک رئالیسم جادویی مهم است که در این اثر و تئاترهایم از آن بهره می‌برم. مسئله مهم دیگر اعتراف به عدم قطعیت است. ما در کشور و شرایطی زندگی می‌کنیم و خاستگاه و موقعیت جغرافیایی داریم که اعتراف در آن کم دیده می‌شود. من به همین دلیل سراغ این سوژه رفتم و دوست داشتم در آثارم اعتراف و عدم قطعیت وجود داشته باشد. سومین فضا برای من رسیدن به دکوپاژ صوتی بود که در تئاتر هم دنبالش بودم. این اشتراکات در تئاترهایم و فیلم «پارمیدا» وجود داشته و امیدوارم هم‌چنان در کارهای دیگرم استمرار داشته باشد».

 

 بحران زندگی یک زن در «تو مشغول مردنت بودی»
فیلم بلند «تو مشغول مردنت بودی» اولین فیلم بلند داستانی مجتبا اسپنانی است که در هنروتجربه روی پرده است. «تو مشغول مردنت بودی» روایت‌گر بحرانی در زندگی یک زن است: «سیمین برای دیدن خواهر کوچکترش شیرین ، به دیدن او می‌آید، ولی با بحران زندگی او مواجه می‌شود. سیمین تلاش می‌کند مشکل او را حل کند».

کارگردان این فیلم درمورد موضوع «تو مشغول مردنت بودی» عنوان کرده‌است: سال ۱۳۹۴ فیلم ساخته شد و سال گذشته دوباره فیلم‌برداری مجددی کردم. به این علت که از آن فیلم اولیه چهار سال گذشته بود و نگاه من در آن زمان متفاوت بود و راهکار و برون رفتی برای مشکل شیرین به مخاطب نمی‌دادم. بعد از گذشت چهار سال به این نتیجه رسیدم که باید فیلم را با چشم‌انداز و پنجره‌ای امیدآفرین و زندگی‌ساز به پایان برسانم  و تنها مشکل را عنوان نکنم و را‌هکاری هم ارائه بدهم. به عنوان مثال اگر کسی به عنوان منتقد اجتماعی از زاویه دید خودش به مسائل اجتماعی و فیلم نگاه کند؛ فیلم ساز بتواند مدعی باشد که فیلم راهکاری را هم نشان داده است».

«آن شب»؛ افشای رازها در هتل نرماندی
فیلم سینمایی «آن شب» ساخته کوروش آهاری به تهیه کنندگی محمد درمنش با بازی شهاب حسینی اولین بار در جشنواره فیلم فجر به نمایش درآمد.این فلیم سال گذشته و با توجه به محدودیت‌های ناشی از شیوع ویروس کرونا به صورت درایوین سینما در امریکا اکران شد.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: زوج جوانی به همراه دختر یک ساله‌شان خود را محبوس در هتلی قدیمی می‌یابند. علیرغم تلاش‌شان برای اقامتی دلپذیر درار در جشنواره فی این هتل عجیب و وهم‌آور، نیرویی خارجی آن دو را وادار به ابراز راز‌های درونی‌شان که از یکدیگر پنهان نگه داشته‌اند می‌کند.

شهاب حسینی در گفت‌وگویی پیرامون چرایی پذیرش این نقش توضیح داده‌است:«آنچه مرا به یک فیلم در مقام بازیگر یا کارگردان می‌کشاند، نگاه کردن به آن از زاویه دید تماشاگران است. وقتی یک فیلم می‌بینم، جدا از لذت بردن از آن دوست دارم حرف خوب بزند، درس بدهد یا به زندگی اشاره کند. نکته این فیلم و حرف آن این است که هر کاری ما در گذشته می‌کنیم، حتی اگر بکوشیم فراموش کنیم سرانجام جایی ما را گیر می‌اندازند. سایه آن‌ها با ما می‌ماند و تبدیل به کابوس می‌شود. بسیاری از کابوس‌های امروز ما هم پیامد کارها و رویدادهایی در گذشته ماست. از این رو، در مقام تماشاگر واقعا موضوع فیلم را دوست داشتم و همین‌طور کار کردن با تهیه‌کننده و کوروش آهاری و البته این واقعیت که «شب» تولید مشترک ایران و آمریکاست».

کورش آهاری هم درباره فیلم‌برداری در هتل نرماندی و تاثرات آن بر قصه عنوان کرده‌است:« همه چیز از لابی و اتاق‌ها و راهروها واقعا در هتل بود و درباره آن هم یک چیزهایی شنیده بودیم. می‌گفتند چند اتفاق اینجا رخ داده اما اینکه واقعیت داشته یا نه، نمی‌توانم چیزی بگویم. نکته جالب برای ما درباره هتل این بود که فضای هتل نرماندی نشانه‌ای از دنیایی است که امروز در آن زندگی می‌کنیم. ما همان‌گونه که وارد این دنیا می‌شویم، پا به هتل می‌گذاریم اما نکته کلیدی، شیوه بیرون رفتن ما از دنیا یا هتل است. در فیلمنامه اصلی لوکیشن یک خانه بود و آنها شب از مهمانی دوست‌شان به خانه برمی‌گشتند. ما هم می‌خواستیم به داستان عمق بیشتر بدهیم و به همین دلیل این زن و مرد جوان را به یک هتل بردیم».

تقابل جهان ذهن و عین در «مکالمات»
فیلم سینمایی «مکالمات» این روزها در گروه سینمایی هنروتجربه اکران می‌شود. رضا رزم کارگردان و نفیسه سادات تهیه کننده این فیلم هستند.

در خلاصه داستان این فیلم آمده است: «بیژن که تنها زندگی می‌کند و مجرد است دانش آموخته فیزیک است و به تدریس مشغول است و مدتی است که می‌خواهد دلیل اصلی این‌که چرا از نگاه دیگران انسان موفقی نیست را در خودش پیدا کند».

رضا رزم کارگردان فیلم سینمایی «مکالمات» درباره فضا و مضمون این فیلم سینمایی گفت: «همه چیز در همان سکانس ابتدایی فیلم بیان شده است، تقابل بین جهان بیرون و درون؛ جهان ذهن و عین، تقابل جهان بیرون از خانه یا سرپناه و جهان ناامن جامعه. این تقابل در ابتدا، با ناآگاهی و زندگی دوستی شروع می‌شود. از جهان کودکانه و نگاه پذیرنده ذهن شناسنده جهان، اما زمانی که فرد، آگاهی را به عنوان یک عنصر تعیین‌کننده در زندگی انتخاب می‌کند، تاکید می‌کنم، انتخاب می‌کند، تازه در ابتدای بحران قرار می‌گیرد، این بحران از درون شروع می‌شود و کم‌کم به بیرون منتشر می‌شود و در همین راستا تقابل‌ها پررنگ‌تر می‌شود و سلیقه عوض می‌شود».

روایت «پیرمردها نمی‌میرند» از جای خالی مرگ
«پیرمردها نمی‌میرند» به کارگردانی رضا جمالی روایت‌گر قصه روستای بکر و خوش آب و هوایی است که ۴۵ سال است کسی در آنجا نمی‌میرد. پیرمردان روستا در تلاشند که مرگ را به این روستا بازگردانند. تهیه کنندگی این فیلم را که در هنروتجربه روی پرده است سلمان عباسی، رضا جمالی برعهده دارند.

فیلم سینمایی«پیرمردها نمی‌میرند» بر اساس فیلم کوتاهی با همین نام ساخته شده است.رضا جمالی در یادداشتی درباره فیلم خود توضیح داده‌است:«فیلم حال و هوای نا امیدانه‌ای ندارد. شخصیت‌های فیلم مدام از مرگ حرف می‌زنند و در نا امیدی به سر می‌برند ولی با این حال در کنار هم از زندگی‌شان نیز لذت می‌برند. شخصیت‌های این فیلم با وجود داشتن درونی سرکش و عصیان‌گر با تمام زر و زیور و تعلقات دنیوی مبارزه می‌کنند و حاضرند که عزیزترین سرمایه‌شان که جان‌شان است، را از دست بدهند ولی روح آن‌ها در آرامش باشد. علی رغم رفتارهای نامناسبی که از آن‌ها سر می‌زند اما دوباره چرخه روزگار آن‌ها را به ذات اصلی انسان که برای زیستن خلق شده می‌چرخاند تا فکر مرگ را از ذهن‌شان دور کنند».

سوم آذرشهر ابعاد تازه مشکلات مهاجرت
«سوم آذرشهر» نخستین فیلم سینمایی  کامبیز صفاری است و از آثار اکران نوروزی  هنروتجربه است. صفاری که تجربه‌هایی در زمینه تدوین و سینمای مستند دارد،در این فیلم به مشکلات ناشی از پدیده مهاجرت در زندگی مدرن امروزی پرداخته‌است.او قصه‌ای از یک زن جوان مهاجررا روایت می‌کند که همسر ایرانی خود را در تصادف اتومبیلی در کشور آلمان از دست داده است. او برای مدیریت میراث خود از همسرش به کشورش (ایران) باز می‌گردد، اما درک این‌که شوهر او فرزند دیگری از همسر سابقش داشته و او از این ماجرا بی‌اطلاع بوده است، اوضاعش را پیچیده‌تر می‌کند.در این فیلم بازیگرانی چون آتیلا پسیانی، بهناز جعفری، صدف عسگری، خسرو پسیانی ایفای نقش می کنند.

صفاری در گفت‌وگویی درباره مضمون فیلم خود چنین توضیح داده‌است: «آپارتمان «سوم آذرشهر» در فیلم برای من مصداق جامعه کوچکی از امروز ماست که در آن کاراکترها و آدم‌های مختلف با رویکردهای متفاوت در کنار هم زندگی می‌کنند. اختلاف نظر‌هایی که بین دو یا سه نسل متفاوت از کاراکترهای زن در فیلم مطرح می‌شود، یا اتفاقاتی که تاثیر آن بر تمام اهالی ساختمان نمود پیدا می‌کند، خود زیرمتنی برای این فیلم هستند».