هنروتجربه: شاهین رشیدی کارگردان فیلم سینمایی «the nine/ نُه» که در ژانر وحشت ساخته شده، می‌گوید: «به دلیل علاقه به کتاب‌های روانشناسی و مطالعه زیاد درباره بیماری‌های روانی و کسب تجربه در این فضا تصمیم گرفتم نخستین فیلم سینمای ام را در این ژانر بسازم».

شاهین رشیدی درمورد شکل گیری ایده ساخت فیلم سینمایی «نُه» که این روزها در سینماهای هنروتجربه در حال اکران است، در گفت‌و‌گو با روزنامه هنرمند گفت: «در واقع ایده اصلی داستان به صورت کلاژهایی در ذهن من اتفاق افتاد و جالب است که در واقعیت نیز برای آن فکت‌هایی پیدا شد که من را برای نوشتن آن مشتاق‌تر کرد. برای مثال روزی برای اسکی با دوستی به زردبند رفته بودم در آنجا به صورت اتفاقی کافه‌ای را دیدم که دکوراسیون خاصی داشت، وقتی درباره کافه پرسیدم، گفتند؛ روستایی در این اطراف وجود دارد که ساکنانش در جنگ جهانی دوم، آلمانی‌هایی بودند که به خاطر معادن زغال سنگ و… روستا را اداره می‌کرده اند و تا بیست سال پیش هم آلمانی‌ها در آنجا زندگی می‌کردند و این کافه نیز متعلق به آن‌ها بوده، فکت دوم هم مربوط به خانه‌ای در تهرانپارس بود که متعلق به همسر سفیر ژاپن در دوره پهلوی بوده و این خانم روزی ناپدید می‌شــود. خانه ای عجیب که هرکسی را درخود راه نمی‌داد و در دل خود داستان‌های ترسناکی داشته است. دوست من که سرپرست آن خانه بود در آنجا چند دفترچه پیدا کرد که در واقع دفتر خاطرات خانم صاحبخانه بود. در جایی از این دفتر نوشته بود : «چند روز است که از خواب بیدار می‌شوم و یک دختربچه ۶ ساله را می‌بینم که به من لبخند می‌زند و من هیچ کاری از دستم بر نمی‌آید». نمونه‌های این چنینی و تحقیقاتی که درباره آلمان نازی، هیتلر و اتفاقات تاریخی هولوکاست و… انجام دادم باعث شد این داستان را بنویسم. در داستان فیلم، ۹ قتل اتفاق می‌افتد که سعی کردم آن را به جامعه جهانی، جنگ و تاثیر آن بر زندگی روزمره آدم‌ها ربط بدهم. اعداد نقش مهمی در فیلم دارند و در سراسر داستان به واسطه‌ی این اعداد به مخاطب کدهایی داده می‌شود که امکان دارد مخاطب با یک‌بار تماشا کردن فیلم نتواند جزئیات آن را به خوبی متوجه بشود. به عبارت دیگر این فیلم بسیار پویا است و دارای جزئیاتی که هرکدام پیامی را به مخاطب منتقل می‌کنند مثل متن‌هایی که روی پیام‌های تلفنی در فیلم می بینیم و به عنوان مثال به مخاطب می‌گوید: «دنیا یک کاخ سوگواریست، چیز بدتری هم خواهد آمد… جهنم برای بشریت. در واقع مانیفستی که من به عنوان نویسنده و کارگردان اثر ارایه می‌کنم که در همین نکات ظریف نهفته است».

این فیلم‌ساز در بخشی از این گفت‌وگو درباره ریسک نخستین تجربه فیلم بلند آن هم درژانر وحشت عنوان کرد: «برای پاسخ به این سوال باید کمی درباره تجربیات گذشته ام برایتان بگویم؛ زمانی که وارد دانشگاه شدم جدا از موسیقی فعالیت درحوزه عکاسی و جلوه‌های ویژه را نیز شروع کردم و این مسئله برایم فضای جدیدی را ایجاد کرد که منجر به ایده‌های نو شد. سال اول دانشگاه اولین فیلم کوتاهم به نام «الکلی» را ساختم این فیلم فضایی سایکو داشت که با ژانر وحشت نیز تلفیق شده بود. فیلم «الکلی» موفق به کسب یازده جایزه از جشنواره‌های مختلف شد. پس از آن فیلم دیگری به نام «دنیا تمام می‌شود» را ساختم که آن نیز از هشت جشنواره مختلف جایزه گرفت. ساخت این فیلم هم داستان جالبی دارد، در واقع قرار بود این فیلم برای نمایش در شبکه نمایش خانگی آماده شود و داستان آن خیلی شبیه به اتفاقات امروز جامعه بود. روایتی فانتزی که در آن مردم به خاطر افزایش میزان آلاینده‌ها بدون ماسک قادر به زندگی نیستند و این موضوع نظم جهانی را به هم می زند و باعث ایجاد حکومت‌های قلمرویی می‌شود که بسته به امکاناتی که دارند با هم معامله می‌کنند. به هر حال با توجه به کمبود امکانات و پیدا نشدن یک سرمایه گذار برای ساخت فیلم تیزری که برای معرفی کار و ارائه به دفترهای سینمایی ساختیم تبدیل به یک فیلم چند دقیقه‌ای شد که در جشنواره های مختلف موفقیت‌هایی کسب کرد پس از آن به دلیل علاقه به کتاب‌های روان‌شناسی و مطالعه زیاد درباره بیماری‌های روانی و کسب تجربه در این فضا تصمیم گرفتم نخستین فیلم سینمای ام را در این ژانر بسازم. اینکه ساختن فیلم در این ژانر به دلایلی در سینمای ایران می‌تواند ریسک بالایی داشته باشد با شما موافقم و خیلی از دوستانم نیز به من توصیه کردند سراغ این ژانر نروم اما من فانتزی های خاص خود را دارم که به نظرم می‌تواند در این ژانر و حتی ژانرهای تلفیقی شکوفاتر شود».

او هم‌چنین در پاسخ به سوالی در مورد قابلیت ادبیات ایران برای اقتباس سینمایی و رفتن به سمت ژانر وحشت توضیح داد: «یکی از مهم ترین نکته هایی که در ساخت فیلم ترسناک باید به آن توجه کرد رویکرد به ریشه های اتفاقات وحشت آفرین است. اگر سینمای آمریکا، اروپا و آسیای شرقی توانست در ژانر وحشت موفق عمل کند به این دلیل بوده است که همواره به این نکته توجه داشته که ریشه‌های ترس را در باورهای ذهنی و عینی فرهنگ مردم خود جست‌وجو کند و با توجه به این موضوع بوده که موفق به خلق وحشتی باورپذیر در این ژانر از سینما شده اند، تماشاگر ایرانی هم مانند دیگر مخاطبان از این ژانر اسقبال می‌کند در صورتی که ما بتوانیم با توجه به فرهنگ بومی و عامه، افسانه ها و باورهای مردم خودمان که نسل به نسل و سینه به سینه بین ما گشته فیلم بسازیم به اعتقاد من شاهنامه، منطق الطیر و … می‌تواند یکی از منابع غنی برای اقتباس در این ژانر باشد حتی در ادبیات معاصر آثار نویسندگانی چون ساعدی و درویشیان را نیز می‌توان بازنگری کرد. همچنین قصه های بومی که در جنوب و شمال کشور وجود دارند هم می‌توانند منابع غنی برای اقتباس باشند و نویسندگان و کارگردانان می‌توانند با دستمایه قرار دادن آنها موفق به خلق آثاری هماهنگ با ذائقه مردم ایران بشوند».

برچسب‌ها: