هنروتجربه-فاطمه رستمی: فیلم سینمایی «بی‌گاه» به کارگردانی پویا اشتهاردی و تهیه‌کنندگی محمد سجادیان در حالی در هنروتجربه اکران شد که کرونا و تعطیلی پی در پی سینماها اجازه نداد تا روند طبیعی اکران این فیلم مثل خیلی از آثار دیگر طی شود. هرچند «بی‌گاه» در اکران دچار بحران کرونا شد، اما موفقیت‌های بین‌المللی و جوایز سینمایی متعددی را به دست آورده است. «بی‌گاه» که حالا در صفحه هنروتجربه در «هاشور» آنلاین در حال اکران است، روایت سربازی بلوچ است که به علت کشیدن سیگار، روز عروسی خواهرش لغو مرخصی شده؛ «بی‌گاه» داستانی غیرخطی است که داستان هامین را از کودکی تا به امروز روایت می‌کند. هامین به زبان بلوچی به معنای گرمای خرما پزان تابستان است. با کارگردان این فیلم درباره شرایط سینمای مستقل در این روزها و تاثیرات کرونا بر فعالیت‌های سینمایی گفت‌وگو داشته‌ایم.

پویا اشتهاردی در ابتدای صحبت‌هایش درمورد اکران آنلاین فیلم سینمایی «بی‌گاه» و تفاوت آن با تجربه اکران فیزیکی فیلمش در هنروتجربه گفت: «در یک سال و چندماه گذشته به دلیل تداوم همه‌گیری کرونا سینماها مدام باز و بسته می‌شوند و خیلی از مخاطبان برای تماشای «بی‌گاه» و سایر فیلم‌ها به سینماها نمی روند و همین اتفاق ضربه بزرگی به آثار سینمایی زده است. اکران آنلاین هم برای من در واقع آخرین گزینه بود به این دلیل که به نظرم فیلم خراب می‌شود و به نفعش نیست. به خصوص فیلمی که برای پرده سینما ساخته شده است».

او در مورد چگونگی آسیب اکران آنلاین توضیح داد: «فیلم‌هایی که برای پرده سینما ساخته می‌شوند با فیلمی که قرار است در مانیتور یا تلویزیون دیده شود متفاوت اساسی دارد. حتی کمپوزیسیون فیلم سینمایی با تلویزیونی یکی نیست و در تلویزیون بیشتر قاب‌ها مدیوم شات است، اما من فکر می‌کنم سرجمع در «بی‌گاه» پنج درصد مدیوم شات داشته باشیم و بیشتر اکستریم لانگ شات، کلوزآپ یا فول شات است. حتی رنگ و نور فیلم در سینما یا تلویزیون متفاوت است و از دکوپاژ تا مراحل پس از تولید این تفاوت‌ها مشاهده می‌شود. صداگذاری فیلم سینمایی برای دالبی انجام شده و همه این موارد مربوط به فیلم سینمایی وقتی به تلویزیون می آید نمی‌تواند تجربه دیدن فیلم بر پرده را در تلویزیون ایجاد کند. حتی فیلم‌های هالیوودی که هزینه بالایی هم دارند تا جایی که می‌دانم روند مراحل پس از تولیدشان مثل صداگذاری و تصحیح رنگ و …. برای نمایش روی پرده با تلویزیون متفاوت است. البته در ایران خیلی فرهنگ چنین تفکیکی بین اثر تلویزیونی و سینمایی جا نیفتاده است».

اشتهاردی عنوان کرد: «اکران آنلاین البته خوبی‌های زیادی دارد، اما دو مشکل اساسی وجود دارد؛ یکی از آن مشکلات که به آن اشاره می‌کنم، مسئله کپی رایت در ایران است. همه به راحتی و مجانی فیلم‌های هالیوودی را دانلود می‌کنند، فیلمی که چند میلیون دلار برایش هزینه شده است. ما فیلم‌سازان ایرانی باید با بودجه اندک مثل ما که با ۲۰۰ میلیون «بی‌گاه» را ساختیم، کار کنیم و از سوی دیگر می‌خواهیم با فیلم‌های هالیوودی که مجانی در کشور قابل دیدن است، رقابت کنیم. چه کسی آن فیلم‌ها را رها می‌کند و به تماشای فیلم‌های خودمان می‌نشیند در حالی که می‌تواند فیلم هالیوودی را مجانی ببیند؟! این مجانی فیلم دیدن برای ایرانی‌ها عادت شده است. این مسئله تقصیر جامعه نیست و مقصر نبود قانون است. من با خیلی از افراد که حرف می‌زنم و می‌گویم فلان فیلم را دیدی؟ می‌گویند نه صبر می‌کنم چند روز دیگر لینک مجانی فیلم در فضای مجازی منتشر می‌شود! این مشکل تنها در سینمای ایران نیست بلکه در حوزه کتاب هم چنین مشکلی هست و همه اول تلاش می‌کنند نسخه پی دی اف مجانی یک کتاب را در اینترنت پیدا کنند! این اقدامات ضربه سنگینی به فرهنگ و هنر کشور می‌زند».

کارگردان «بی‌گاه» در ادامه درمورد ویژگی‌هایی که این فیلم برای جذاب مخاطب در اکران آنلاین دارد، توضیح داد: «این فیلم در IMDB امتیاز بالای هشت دارد. در مورد «بی‌گاه» کلا دو نقد منفی شنیدم که بعدا فهمیدم اصلا آن دو منتقد فیلم را ندیده‌اند و فقط تریلر آن را در اینترنت تماشا کرده‌اند. فکر می‌کنم این فیلم ویژگی‌هایی دارد که برای هر مخاطبی جذابیت‌هایی در پی خواهد داشت».

خیلی از هموطنان بلوچ به خصوص بعد از اکران آنلاین که امکان دستیابی آن‌ها به فیلم را ایجاد کرد، با این‌که اصلا یکدیگر را نمی‌شناسیم، برایم تبلیغات زیادی کردند و حتی در اینستاگرام با هم حرف زدیم و خیلی بازخوردهای خوبی را به من منتقل کردند. این مراوده مثبت حاصل امکانی بود که اکران آنلاین برای ما فراهم کرد

او درمورد بازخورد مخاطبان بلوچ که این فیلم در سرزمین آن‌ها روایت می‌شود، بیان کرد: «خیلی از هموطنان بلوچ به خصوص بعد از اکران آنلاین که امکان دستیابی آن‌ها به فیلم را ایجاد کرد، با این‌که اصلا یکدیگر را نمی‌شناسیم، برایم تبلیغات زیادی کردند و حتی در اینستاگرام با هم حرف زدیم و خیلی بازخوردهای خوبی را به من منتقل کردند. این مراوده مثبت حاصل امکانی بود که اکران آنلاین برای ما فراهم کرد».

در ادامه این فیلم‌ساز در پاسخ به این سوال که چه نوع حمایتی امروز می‌تواند برای سینمای مستقل کشور تاثیرگذار و کارساز باشد، عنوان کرد: «من یک تئوری در مورد سینما دارم که هیچ ربطی هم به کرونا و شرایط فعلی هم ندارد. به نظرم هر مشکلی که ما در سینمای‌مان داریم به دلیل حمایت‌های دولت است. امیدواریم این اتفاق بیافتد که دولت بگوید هیچ‌کاری به سینما ندارد. تنها هنری از ایران که در سده‌های اخیر حرفی برای گفتن در دنیا داشته، سینما بوده است».

او در پاسخ به این سوال که حدف دولت از سینما از نگاه او باید از بعد حمایتی باشد یا نظارتی، عنوان کرد: «فاجعه‌ای که برای سینمای مستقل ما رخ داده، ورود بودجه‌های دولتی است. امروز با بودجه ۲۰ میلیاردی فیلم می‌سازند! آثار سینمای بدنه ما که با حمایت مستقیم یا غیرمستقیم دولت ساخته می‌شود، در فروش درواقع فقط پولی که صرف ساخت‌شان شده است را برمی‌گردانند و عملا سودی نمی‌کنند. بودجه‌های گزافی که وارد سینما شده، دستمزدها را تاحدی بالا برده که متناسب با بودجه تولیدکنندگان نیست و من به عنوان یک فیلم‌ساز مستقل که نمی‌خواهم از بودجه دولتی استفاده کنم و آن بودجه دولتی سهم من نیست، در واقع نمی‌توانم کار تولید کنم. امروز یک بازیگر که یک میلیارد برای بازی در فیلم دستمزد می‌گیرد به خاطر اسمش فیلم چهار پنج میلیارد فروش می‌کند؟ خیر، امکان ندارد. بنابراین این حمایت‌ها سینمای مستقل را نابود کرده است».

اشتهاردی افزود: «یک فیلم‌ساز مستقل که پول نداشته بازیگر چهره بیاورد و حمایتی از او صورت نگرفته، در واقع فروش برابری با یک فیلم سینمای بدنه که مورد حمایت مستقیم یا غیر مستقیم بوده، ندارد. بنابراین فروش هیچ ربطی به قصه ندارد. سود سینمای ما امروز در فروش نیست بلکه در جذب سرمایه دولتی است. اگر سرمایه و حمایت دولتی حذف شود آن وقت رقابت‌ها برابر می‌شود و سینمای ما هم مثل همه جای دنیا می‌شود و تهیه کننده‌های مستقل و سرمایه گذاران خصوصی به میان می‌آیند و در یک رقابت واقعی فیلم‌ها مجبور می‌شوند کیفیت‌شان را بالا ببرند. فیلمی که با حمایت دولتی ساخته می‌شود برایش مهم نیست می‌فروشد یا نه. سودش را هم برده است و نگران بازگشت سرمایه نیست. این یعنی مرگ سینمای مستقل».

او ادامه داد: «در آمریکا سالانه حدود هزار فیلم بلند ساخته می‌شود، اما سی چهل فیلم بودجه هالیوودی دارند و بقیه سینمای مستقل هستند حتی آثار راهی اسکار هم از بین آثار مستقل هستند. یعنی اسکار هرچه هست در خدمت سینمای مستقل است و حتی سرمایه‌گذاران علاقه بیشتری به سینمای مستقل دارند و نزدیک به نهصد و خرده ای فیلم مستقل در سال ساخته می‌شود. در جشنواره فیلم فجر ما چند فیلم مستقل حضور دارد؟ نهایتا یک فیلم. این وضعیت یعنی ما توهم سینمای مستقل داریم. تا وقتی هرگونه دخالت حمایتی و نظارتی از جانب هر دولتی در هرجای دنیا بر جریانی هنری ورود و حضور داشته باشد، آن جریان هنری مرده است و امکان ندارد نفس بکشد. سینمای همه جای دنیا با آثار مستقل است که نفس می‌کشد نه با سینمای بدنه!».

این سینماگر تاکید کرد: «تنها محصولی که قیمت تمام شده‌اش را اعلام می‌کند سینما است یعنی می‌گوید فلان مقدار هزینه تولید شده و شما باید فلان مقدار پول برای دستیابی به این محصول صرف کنید. بازی اعلام بودجه فیلم تبلیغاتی است و هیچ نظارتی هم نیست که راست و دروغش پیدا شود. وقتی با دوستان دولتی و سازمان سینمایی و…حرف می زنیم می‌گویند فیلم باید بفروشد. یعنی چی فیلم باید بفروشد؟ چند فیلم در سینمای ایران هست که واقعا فروخته؟ وقتی تاریخ سینمای ایران را می‌بینید، پرسودترین فیلم‌سازان ایران چه کسانی هستند؟ عباس کیارستمی و اصغر فرهادی و… این سینماگران از نظر سوددهی صنعتی فیلم‌سازان سودآوری هستند. در موزه هیستون آمریکا فیلم مرا در کنار «خانه دوست کجاست؟» ساخته کیارستمی پخش کردند و افتخار بی‌نهایتی برای من بود، اما می‌خواهم بگویم نکته جالب اینجاست که فیلم کیارستمی هنوز می‌فروشد. کدام یک از فیلم‌های سینمای بدنه و دولتی فروشی داشته که واقعا فروش باشد؟ همه آن‌ها بعد از اکران دیگر فروشی ندارند و در یک دوره تمام می‌شوند».

اگر سرمایه و حمایت دولتی حذف شود آن وقت رقابت‌ها برابر می‌شود و سینمای ما هم مثل همه جای دنیا می‌شود و تهیه کننده‌های مستقل و سرمایه گذاران خصوصی به میان می‌آیند و در یک رقابت واقعی فیلم‌ها مجبور می‌شوند کیفیت‌شان را بالا ببرند. فیلمی که با حمایت دولتی ساخته می‌شود برایش مهم نیست می‌فروشد یا نه. سودش را هم برده است و نگران بازگشت سرمایه نیست. این یعنی مرگ سینمای مستقل

پویا اشتهاردی در مورد فعالیت سینمایی در شرایط کرونا و تولید فیلم جدید، با اشاره به این‌که فیلم‌سازی مثل نفس کشیدن است، خاطر نشان کرد: «چه کرونا می آمد چه نمی آمد وضعیت سینما و تولید ما همین‌طور بود و کرونا فقط ضربه آخر را زد و به نظرم سینمای مستقل ایران مرده است و اگر نفسی می‌کشیم تلاش برای این است که زنده بمانیم. من فیلم‌نامه‌ای نوشته ام که دوست دارم آن را بسازم، اما فعلا مشکل سرمایه داریم. این فیلم داستانی از غزل حافظ اقتباس شده است».

او افزود: «این فیلم با حال و هوای «بی‌گاه» کاملا متفاوت است و ویژوآل افکت سنگینی دارد. از طرف دیگر من بیست سال است که هرروز نوشته‌ام و روزی نبوده که داستان کوتاه و ایده‌ای ننویسم. دو رمان هم دارم که منتشرشان نکرده ام چراکه وضعیت نشر از سینما هم بدتر است. منتظر موقعیت مناسبی هستم که بتوانم رمان‌هایم را هم چاپ کنم. باید بگویم این روزها و در این شرایط کار می‌کنم، سخت هم کار می‌کنم، اما با شرایط مدیریتی فعلی امید زیادی ندارم. مهتاب کرامتی و پگاه آهنگرانی در فیلم «آتش سبز» دیالوگی دارند که خیلی دقیق یادم نیست، اما مفهومش این است که کرامتی می‌گوید باید بار جهان را کشید و آهنگرانی می‌گوید دستان من توان کشیدن این بار را ندارد. بعد می‌گوید همین دست‌های من و تو است که بار می‌کشد و همیشه هم کشیده است».

در آخر اشتهاردی با اشاره به اهمیت وجودی هنروتجربه گفت: «کار کردن هنروتجربه و بودنش در این شرایط خیلی ارزشمند و شبیه به معجزه است. همین اقدامات و حرکت‌های کوچک از جانب هنروتجربه هم اگر نبود سینمای مستقل کاملا از بین رفته بود».