هنروتجربه-فاطمه رستمی: اصغر یوسفی‌نژاد فیلم «ائو/خانه» را در هنروتجربه اکران کرده است. یوسفی‌نژاد در این فیلم روایتی پیچیده از قتل پدری توسط دخترش را بیان کرده است که به هرحال احساس می‌شد موضوع حساسیت برانگیزی باشد. اخبار مرتبط با قتل بابک خرمدین که این روزها در رسانه ها منتشر می‌شود، این نکته را یادآوری می‌کند که سینماگران به عنوان دیده‌بان های بیدار می‌توانند با رصد مشکلات و بحران‌های اجتماعی به طرح موضوعاتی بپردازند که در کمین زندگی انسان و زیست فردی و جمعی او قرار دارد. سایت هنروتجربه با یوسفی‌نژاد در مورد شرایط امروز سینمای مستقل و تاثیر بحران‌ کرونا بر ساخت این نوع فیلم‌ها و پرداختن به سوژه هایی ریزبینانه مثل قتل خانوادگی در سینما به گفت‌‌وگو کرده‌است. 

یوسفی‌نژاد در ابتدا درمورد شرایط کار و تولید آثار سینمایی به خصوص فیلم‌های مستقل با وجود تداوم بحران کرونا توضیح داد: «شاید مشکل اصلی سینمای مستقل امروز در تعریف آن باشد و ما تعریف روشنی از سینمای مستقل نداریم. تعبیرها درمورد سینمای مستقل متنوع و پراکنده است و من تا به حال جمع بندی درمورد این موضوع ندیدم. برای همین نمی دانم خودم یا فیلم‌ساز دیگری اصلا در تعریف فیلم‌ساز مستقل می‌گنجیم یا نه؟! از سالهای قبل از انقلاب تا امروز، دوره ای را به یاد ندارم که بگویند ساخت فیلم مستقل کار راحت و بدون ریسکی بوده باشد. شاید بهترین تعریفی که می‌توان از سینمای مستقل بیان کرد، سینمایی است که هیچ حامی و سرپرستی ندارد و به سرانجام رسیدن چنین سینمایی در کشور ما هیچ‌وقت اتفاق نیفتاده و هرکسی آمده یک اقداماتی داشته و بعد از آن سقوط زودهنگامی رخ داده است. باوجود اینکه دهه‌هاست فیلم‌هایی تحت عنوان این پرچم ساخته می‌شود، اما نتوانسته هنوز جایگاه جدی برای خودش پیدا کند و به رسمیت شناخته شود».

از سالهای قبل از انقلاب تا امروز، دوره ای را به یاد ندارم که بگویند ساخت فیلم مستقل کار راحت و بدون ریسکی بوده باشد. شاید بهترین تعریفی که می‌توان از سینمای مستقل بیان کرد، سینمایی است که هیچ حامی و سرپرستی ندارد

او افزود: «امروز هنروتجربه در این راه اقداماتی انجام می دهد که خودش به نوعی در حال تجربه شدن است و فعالیتش بیشتر در زمینه نمایش فیلم‌های تجربی است. هنروتجربه در این شرایط غنیمت بزرگی است، اما نمایش در آن فضا خیلی قانع کننده نیست هرچند در سینمای بدنه هم اکران هیچ‌وقت کامل نبوده، اما با تفاسیر مربوط به سینمایی که در حال تجربه و یاد دادن و یاد گرفتن است، اوضاع سخت‌تر است و با وجود هنروتجربه که همه اعضایش در آن دست به دست هم داده اند تا به فیلمسازان کمک کنند، اما مسائل پیرامونی  زیاد است و وقتی به امکانات و تبلیغ این فیلم‌ها نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که شرایط خیلی کامل و قانع کننده نیست».

این کارگردان در ادامه درمورد حمایت به جا و تاثیرگذاری که می‌تواند به سینمای مستقل را یاری دهد، عنوان کرد: «من حمایت جدی تماشاگر از سینمای مستقل را مهم می دانم. این نوع سینما و افکاری که در نظر دارد، باید از سوی تماشاگر پذیرفته شود و مورد حمایت قرار بگیرد. البته توقع استقبالی شبیه به آن چیزی که در سینمای بدنه رخ می دهد نداریم. حمایت تماشاگر تنها حمایتی است که فیلم را حفظ می‌کند.  دولت و… اگر در کار مستقل وارد شود دیگر استقلال در این نوع سینما معنایش را از دست می دهد. بنابراین فکر می‌کنم آنچه کمبودش در سینمای مستقل حس می‌شود، آشنایی مخاطب با این سینما و حمایت از آن است. وقتی از ما حمایت شود، ولی سالن سینما خالی و بدون تماشاگر باشد، این کمک به هیچ دردی نمی‌خورد. یک سالنی که با ظرفیت کامل توانسته باشد برای فیلمی مخاطب بیاورد بیشتر به درد فیلم‌ساز می‌خورد تا سالنی که خالی باشد و فیلم بدون تماشاگر کافی در آن اکران شود».

  جذب تماشاگر وظیفه خود فیلم‌هاست. ما نمی‌گوییم به ما کمک کنید. ما فقط می‌گوییم توی سر فیلم‌ها نزنید! سینمای بدنه امروز چشم دیدن نهاد کوچکی که پس از دهه‌ها تلاش به اینجا رسیده و تحت عنوان سینمای مستقل کار می‌کند را ندارد. بنابراین بیشتر برسر راه فیلم‌های هنروتجربه‌ای مانع تراشی وجود دارد

اصغر یوسفی نژاد در پاسخ به این سوال که آشنا کردن مخاطب با سینمای مستقل و آوردن آنها به سالن‌های سینما وظیفه کیست، اظهار کرد: «جذب تماشاگر وظیفه خود فیلم‌هاست. ما نمی‌گوییم به ما کمک کنید. ما فقط می‌گوییم توی سر فیلم‌ها نزنید! سینمای بدنه امروز چشم دیدن نهاد کوچکی که پس از دهه ها تلاش به اینجا رسیده و تحت عنوان سینمای مستقل کار می‌کند را ندارد. بنابراین بیشتر برسر راه فیلم‌های هنروتجربه‌ای مانع تراشی وجود دارد. بنابراین تماشاگر و فیلم است که در راس قرار دارند و باید ارتباط عمیق بین این دو صورت بگیرد. مسئله این نیست که از ما حمایت نمی‌کنند بلکه مشکل اینجاست که سینمای بدنه در مقابل سینمای مستقل قدم علم می‌کند و فکر می‌کنم می‌خواهند همین حد که آثار هنروتجربه وجود دارد هم نباشد. عده ای حاضرند سالن نمایش دهنده آثار سینمای بدنه خالی باشند و کسی به دیدن آثار نرود، اما آن سالن را به نمایش آثار هنری، تجربی و مستقل اختصاص ندهند! ».

این فیلم‌ساز با اشاره به اینکه اکران آنلاین فیلم در شرایط فعلی به نوعی راه در رو از وضعیت ناشی از کروناست، خاطر نشان کرد: «سینمای ایران به نظرم به سمتی می رود که دیگر مناسب سالن نیست و شاید کرونا و پیامدهای ناشی از آن در سینما توفیق اجباری بود که سینماگران را صفحات کوچک تلویزیون و موبایل ببرد ،این اتفاقی اجباری است. اصل اکران آنلاین در وضعیت کرونا در ابعاد جهانی به نوعی راه گریز و نجات سینما است، اما از سوی دیگر مخاطب هم امروز نسبت به فیلم‌ها چنین حسی دارد که آثار در حدی نیستند که برای دیدش حاضر شود دشواری‌ها، خطر کرونا، هزینه و… را بپذیرد و تماشاگر فیلم در سینما شود! بی اقبالی یا بداقبالی به سالن‌های سینما خیلی وقت است در سینمای ما حس می‌شود .شاید تنها برخی آثار آن هم با ترفندهایی مثل حضور هنرپیشه خاصی در یک فیلم و… توانسته اند تا حدی به موفقیت دست یابند. حقیقت این است که فیلم‌ها متاسفانه هرروز از سینمایی بودن و مناسب پرده عریض سالن سینما بودن دور می‌شوند و این شاید اصلا ربطی به رسمیت یافتن اکران آنلاین آثار در شرایط کرونایی در کشور نداشته باشد».

او همچنین درمورد تفاوت بازخوردهایی که از اکران «ائو» در هنروتجربه به دست آورد با نمایش این فیلم در شبکه نمایش خانگی عنوان کرد: «بازخوردهای بیشتر و مستقیم‌تری در فضای اکران اینترنتی فیلم به فیلم‌ساز می رسد و در صفحات این شبکه های نمایشی امکانی هست که می‌توان نظرات تماشاگران را مستقیم آنجا مشاهده کرد. شاید «ائو» در اکران اینترنتی شانس دیده شدن بیشتری نسبت به اکران فیزیکی پیدا کرده باشد».

یوسفی‌نژاد در ادامه با توجه به اینکه در فیلم «ائو/خانه» به قصه قتل پدر -فرزندی پرداخته است، درمورد فاجعه قتل بابک خرمدین و بیان چنین حوادث هولناکی در بستر سینما به عنوان رسانه ای جمعی بیان کرد: «این اتفاقات سالهاست رخ می دهد و شاید از ابتدای بشریت در جوامع مختلف شاهدش بوده ایم. امروز ویژگی‌های انسان به شکلی شده که انگار با سرعت بیشتری به سمت چنین فجایعی حرکت می‌کند. عمر این مسائل از سینما خیلی بیشتر است و قبل از اینکه سینما متولد شود، چنین حوادث تلخی بارها رخ داده است. زمانی که «ائو» اکران می‌شد هم مخالفت‌های بسیاری بود و ما به راحتی این فیلم را اکران نکردیم. من همان زمان گفتم فکر می کنم شاخک‌های فیلم‌سازان باید نسبت به این مسائل اجتماعی و روانی تیز باشد. یکی از ویژگی‌های چنین فیلم‌هایی به نظرم هشدار است البته نه هشدار به مردم بلکه هشدار به مسئولانی که باید در مورد مسائل اجتماعی را از منظر علمی، روانشناسی و… بررسی کنند. چراکه برای چنین حوادث اجتماعی آدم‌های عادی که کاری نمی‌توانند انجام دهند. زمینه چنین فجایعی- قتل بابک خرمدین- در دل هر جامعه‌ای تا حدی وجود دارد و من متعجب هستم چرا نمی‌گذارند سینماگران از مخاطبانشان جلوتر حرکت کنند و بر سر راهشان مانع تراشی می‌کنند؟!».

او تصریح کرد: «جنایت و خوی حیوانی انسان در برخی از افراد بشر دیده شده و منحصر به امروز نیست. ما همیشه درگیر جنگ بوده ایم و هیتلرها و چنگیزها در هر دوره ای بوده اند. یک روز داعش است، یک روز صدام . فیلم‌ساز قطعا می‌تواند علاوه بر همه موضوعاتی که به آن می‌پردازند، چنین فجایعی را هم در نظر داشته باشد و رویش کار کند،اما نباید از سینماگر توقع داشت کارشناس چنین حوادثی باشد و راهکاری ارائه دهد. شاید فیلم‌سازی به صورت موردی بتواند راهکارهایی را مطرح کند. فیلم‌ساز وظیفه دارد روی مسائل نور بتاباند و در واقع پوشش روی این مشکلات را بردارد تا دیده شود تا متخصصان امر که هرکدام در بستری که می‌توانند وارد کار شوند و دست به دست هم بدهد تا نتیجه‌ای حاصل شود».

شاخک‌های فیلم‌سازان باید نسبت به این مسائل اجتماعی و روانی تیز باشد. یکی از ویژگی‌های چنین فیلم‌هایی به نظرم هشدار است البته نه هشدار به مردم بلکه هشدار به مسئولان. زمینه چنین فجایعی- قتل بابک خرمدین- در دل هر جامعه‌ای تا حدی وجود دارد و من متعجب هستم چرا نمی‌گذارند سینماگران از مخاطبانشان جلوتر حرکت کنند و بر سر راهشان مانع تراشی می‌کنند؟!

در پایان کارگردان «ائو» در مورد فعالیت‌های سینمایی اخیر خود و نتیجه تولید فیلم سینمایی «عروسک» گفت: «ما برای «عروسک» پروانه ساخت گرفته ایم و با همان مشکلاتی که به اصطلاح فیلم‌های مستقل با آن سروکار دارند ما هم درگیر هستیم. هنوز هیچ خبر روشنی از تولید این فیلم نیست. چندین مسئله پیش روی کار ما در شرایط فعلی وجود دارد که بحث کرونا اصلی‌ترین آنهاست، اما تنها مشکل نیست».