هنروتجربه-سعیدحضرتی: فیلم سینمایی «مراسم تدفین کلاغ‌ها» به تازگی بر پرده سینماهای «هنروتجربه» رفته است. ناصر قهرمانی کارگردان این فیلم در گفت‌وگو با سایت هنروتجربه از سوژه داستانی و چگونگی رسیدن به آن و شیوه روایت متفاوت فیلم می‌گوید و تاکید دارد:« تعمدا دنبال داستان مشخص و معین و سینمایی و استاندارد نرفتم چون یک زن و یک اتفاق را روایت می‌کردم و دوست داشتم جهانی‌تر و کلی‌تر شود و صحنه‌ها و اتفاقات محدود نشود. فقط سوال مطرح کنم و برای این سوالات هیچگونه جوابی پیدا نشده و قاعدتا من هم قادر نیستم جوابی به آن‌ها بدهم».بخش اول این گفت‌وگو را در ادامه می‌خوانید.

بخش دوم گفت‌وگو با ناصر قهرمانی

ناصر قهرمانی در ابتدا درباره عنوان و چگونگی رسیدن به سوژه فیلم «مراسم تدفین کلاغ‌ها» به سایت هنروتجربه گفت: «در ابتدا باید یک هشدار جدی بدهم که آی آدم‌ها بترسید از روزی که برای هم حتی مراسم تدفین هم نگیریم و مقابلش کلاغ‌ها برای هم مراسم تدفین می‌گیرند. حتی وقتی کلاغی می‌میرد، دوستش چند منقار به او می‌زند تا شاید بیدار شود،چون احتمال می‌دهد او نمرده باشد اما وقتی مطمئن شد او مرده، برایش شاخه گلی یا علفی می‌آورد و کنارش می‌گذارد. ما انسان‌ها هم همین‌کار را انجام می‎‌دادیم اما این مراسم اکنون کمرنگ شده‌است و امیدوارم در آینده مراسم تدفین فراموش نشود. چون روزگار روزبه‌روز صنعتی‌تر و بدتر می‌شود و زندگی‌ها آکواریومی می‌شود و ویروس کرونا می‌آید و ممکن است ویروس‌های ناشناخته بعدی هم به سراغ ما بیاید. همه این‌ها هشدار است و در فیلم «مراسم تدفین کلاغ‌ها» هم با این رنگ و لعاب و شخصیت‌ها و آن‌همه چیزهای گفته شده، احتمال چنین چیزی را می‌دهد».

قهرمانی ادامه داد: «یادداشتی درباره «مراسم تدفین کلاغ‌ها» نوشته بودم و بد نیست اشاره‌ای به آن بکنم. آن نوشته این بود که وقتی کلاغی می‌میرد بقیه کلاغ‌ها دور او جمع می‌شوند و داد و هوار راه می‌اندازند اما این به معنی خاکسپاری نیست. شاید بتوان اسم آن را مجلس ختم گذاشت. به این معنی که کلاغ‎‌ها همدیگر را خبر می‌کنند و از وقوع یک تهدید به همدیگر هشدار می‌دهند و در واقع جان کلام آن‌ها این است که بیشتر مواظب باشیم. اینجا حتما تهدیدی هست».

کارگردان فیلم «به وقت رهایی» با اشاره به این‌که موضوع اصلی این فیلم درباره یک زن است، عنوان کرد: «موضوع زن در همه جای دنیا جدی است و معمولا رمان، داستان و فیلم‌های زیادی هم در این مورد ساخته شده که موضع ما در اینجا، فیلم‌های ساخته شده بر محوریت زنان است. در فیلم‌های ساخته شده، زن می‌تواند متوسل به قانون شود، انتقام بگیرد یا حمایت شود. به هر حال زن یا حقش را می‌گیرد یا سرخورده می‌شود. ولی در هر صورت زن وقتی اتفاقی برای او می‌افتد به خاطر طبیعتی که دارد بازنده است و دیگر آن زن سابق نمی‌شود. وقتی زنی آسیب می‌بیند، حتی اگر احقاق حق هم در فیلم صورت بگیرد، آن آسیب از ذهن و روان او پاک نمی‌شود. در دنیای واقعی هم اگر بلایی سر زن بیاید، همان داد و هوار، حس ترحم، حقوق زن، نابرابری‌ها هست و همه این شعارها سر داده می‌شود. همیشه جامعه‌شناسانی که چشم‌انداز بلندمدت‌تری داشتند و دارند از زمان خود جلوتر بوده‌اند و معتقدم  فیلم‌ساز هم می‌تواند جلوتر از بقیه باشد».

«مراسم تدفین کلاغ‌ها» روایت و خط داستانی مشخصی ندارد. فیلم راوی‌ای از جنس زن دارد که درام پیش‌برنده آن است و آن را در هر بخش و روایتی به جاهایی پرت می‌کند که ظاهرا این بخش‌ها سنخیتی هم با هم ندارند. این سنخیت نداشتن البته به خاطر پروسه ساخت طولانی فیلم است و این فیلم را تبدیل به فیلمی شخصی و دلی کرده است

کارگردان فیلم «پیگ کاسو» اضافه کرد: «با توجه به پیشینه فیلم‌ها، می‌دانیم فیلم‌سازان می‌توانند خیلی جلوتر از زمان خود باشند. کما این‌که فیلم‌سازان ایرانی و غیر ایرانی در طول سالیان گذشته وقوع اتفاقاتی را پیش‌بینی کردند و گفتند و همان بلاها هم سرمان آمده است. این‌که برخورد و همذات‌پنداری با زن به چه نحوی است و چقدر ساخت این‌گونه فیلم‌های درباره آسیب‌های زنان می‌توانند کمک کننده باشد، به نظر من باز به طبیعت زن بر می‌گردد که پس از آسیب وارد شده دیگر نمی‌تواند به قبل از آن برگردد. معمولا هم این موضوع عنوان شده در فیلم‌ها و غیره هیچ زمانی آن آسیب‌ها را برطرف نکرده و قرار هم نیست با چند فیلم، کتاب، مقاله و … این آسیب‌ها مرتفع شوند. امیدوارم  روزی برسد که هیچ زنی آسیب نبیند».

زن تصویر شده در «مراسم تدفین کلاغ‌ها» با فیلم‌های مشابه با سوژه زنان تفاوت ماهوی دارد. قهرمانی در همین زمینه توضیح داد: «در مورد شخصیت زن فیلم «مراسم تدفین کلاغ‌ها» باید بگویم که این زن با همه زن‌ها فرق می‌کند. او اصلا به فکر انتقام و به دنبال ترحم نیست و سر و شکل فیلم هم طوری نیست که به این زن ترحم کند و یا انتقام او را از بقیه بگیرد. فقط داد و هواری راه می‌افتد و این قضیه را به عنوان یک سوال مطرح می‌کنیم و از پلی به پل دیگر، از روایتی به روایت دیگر پیش می‌رویم. زن فیلم من لِه نمی‌شود، استحاله‌ای به دست جنس مخالف در او رخ نمی‌دهد و تنها می‌گوید مرا ببینید که چه بلایی بر سرم می‌آید. در این فیلم حسی به بیننده منتقل نمی‌شود که خواهان احقاق حق او باشیم و این زن می‌تواند نمونه‌ای از تمامی زن‌هایی باشد که ممکن است این‌گونه آسیب‌ها بر آن‌ها وارد شود. زن‌ها با توجه به طبیعت و زنانگی‌شان و آسیب‌هایی که می‌بینند از بسیاری از آرزوهای خود می‌گذرند و این خیلی غم‌انگیز و تلخ است، چون امری است که با روان او کار دارد».

کارگردان مستند «آن شب بارانی» افزود: «زن در سینمای ایران یا با قانون پیش مشکلش را حل می‌کند یا منجر به انتقام و یا منجر به سکوت و … می‌شود. در فیلم‌های غیرایرانی هم زن با اسلحه، شمشیر و مهارت‌های رزمی به علاوه قانون یا اجماع جامعه، حق و حقوقش احقاق می‌شود. اما مسئله مشترک این است که زن از بی‌آبرویی خود هراس دارد. ترس از آبرو شاید در کشورهای جهان سوم بیشتر باشد اما در جامعه‌های دیگر هم این مسئله وجود دارد. سرخوردگی فردی و اجتماعی زن هم‌چنان در همه جا پابرجا است. مثال در این زمینه زیاد است. به عنوان مثال آزاده نامداری مجری موفق تنها با یک عکس زندگیش تحت تاثیر قرار گرفت و به خانه‌نشینی پناه آورد و قضایای تلخی برای او اتفاق افتاد».

قهرمانی هم‌چنین درباره روایت فیلم بیان کرد: «مراسم تدفین کلاغ‌ها روایت و خط داستانی مشخصی ندارد. فیلم راوی‌ای از جنس زن دارد که درام پیش‌برنده آن است و آن را در هر بخش و روایتی به جاهایی پرت می‌کند که ظاهرا این بخش‌ها سنخیتی هم با هم ندارند. این سنخیت نداشتن البته به خاطر پروسه ساخت طولانی فیلم است و این فیلم را تبدیل به فیلمی شخصی و دلی کرده است».

او اضافه کرد: «یعنی این‌طور نبود که با برنامه‌ریزی و طی چند جلسه فیلم‌برداری کار به اتمام برسد. خیلی دلی بعد از سه ماه، شش ماه و یک سال دور هم جمع می‌شدیم و سکانسی را در لوکیشن متفاوت می‌گرفتیم و به این صورت فیلم پیش رفتیم. «مراسم تدفین کلاغ‌ها» روایت داستانی خاصی ندارد و در هر صورت امیدوارم ضربه‌ای به فیلم نزده باشد. فیلم را دوست داشتم و می‌خواستم متنوع باشد. چندبار تدوین کردم و کنار گذاشتم. یک بار به صورت رنگی و با صدا و داستانی که مدنظرم بود، تدوین شد ولی دیدم فیلم معمولی شده است. بعد از آن تا ایجاد فضای ذهنی جدید آن را کنار گذاشتم. لوکیشن فیلم اکثرا نقاطی است که اتفاقات بدی در آن می‌افتد همانند حاشیه شهر. احساس می‌کنم این فواصل زمانی طولانی برای ساخت به فیلم و شخصیت‌ها کمک کرد».

کارگردان «شب دارکوب» هم‌چنین گفت: «ثمین ولی‌زاده به عنوان بازیگر نقش اصلی هم این روند را دوست داشت و می‌خواست بداند چه اتفاقی در ادامه می‌افتد. اینکه لوکیشن بعدی کجاست، کی آغاز می‌شود و.. تعمدا دنبال داستان مشخص و معین و سینمایی و استاندارد نرفتم چون یک زن و یک اتفاق را روایت می‌کردم و دوست داشتم جهانی‌تر و کلی‌تر شود و صحنه‌ها و اتفاقات محدود به یک زمان و مکان مشخص نشود. فقط سوال مطرح کنم و برای این سوالات هیچ‌گونه جوابی پیدا نشده و قاعدتا من هم قادر نیستم جوابی به آن‌ها بدهم».