هنروتجربه-سعیدحضرتی: «بچه‌های محله شیرآباد» تازه‌ترین مستند رایا نصیری، در زاهدان به پایان رسیده است. این فیلم حاصل چهار سال تحقیق و پژوهش و روایت‌گر زندگی کودکان در محله شیرآباد، روستایی از توابع بخش کورین شهرستان زاهدان در استان سیستان و بلوچستان است. نصیری در این گفت‌وگو از چگونگی آشنایی با محله شیرآباد و ساخت آن، تدوین مستند دیگر خود با نام «عشق؛ گم شده»، ساخت دومین فیلم سینمایی و وضعیت شکننده این روزهای سینما در سایه کرونا می‌گوید. پیش از این «دژاوو» اولین ساخته بلند سینمایی نصیری در سینماهای هنروتجربه اکران شده بود.

شیرآباد منطقه‌ای حاشیه نشین در زاهدان است و لغت حاشیه در فرهنگ شهرنشینی تداعی‌گر مسایل بسیاری از جمله فقر، اعتیاد، بی‌سرپناهی و… است. چطور با این محله آشنا شدید و انگیزه شما از ساخت فیلم چه بوده است و آیا با فیلم تلخی مواجه هستیم؟
«بچه‌های محله شیرآباد» به هیچ‌ وجه فیلم تلخی نیست. سال‌ها است با سازمان مردم نهادی (NGO) که در استان سیستان و بلوچستان کار می‌کنند، در ارتباط هستم. این نهادِ مردمی تلاش دارد در مناطق محروم ایران، کانون‌هایی را توسط آدم‌های خیر برای زنان بی‌سرپرست و کودکانی آسیب‌پذیر ایجاد کنند. در این مراکز به کودکان مهارت زندگی کردن، مراقبت از خودشان، مسائل بهداشتی و… آموزش داده می‌شود و در هفته سه یا چهار بار مواد غذایی برای آن‌ها مهیا می‌کنند. من در سفرهای مختلفی با این دوستان همراه بودم و در سفر به زاهدان برای اولین بار با محله شیرآباد از نزدیک آشنا شدم. قبل از این در فضای مجازی آن‌جا را می‌شناختم و می‌دانستم محله‌ای پر خطر است. فضای آن‌جا برای من جالب بود و شادی عجیب و غریب بچه‌ها مرا بیشتر کنجکاو کرد. آن‌جا محله‌ای است که غریبه‌ها را به راحتی به خود راه نمی‌دهد و ارتباط با آن‌ها به مرور و در سفرهای متعددی که داشتم شکل گرفت. از میان آن‌ها چهار بچه را انتخاب کردم و در مراوداتم به خانواده آن‌ها نزدیک شدم. در مدت چهار سال و به صورت پیوسته، با وجود هزینه‌بر بودن به آن محل سفر می‌کردم. جمعیت و تعداد بچه‌ها در آن محله چشمگیر بود. صبح که می‌شد مادر و اگر پدری وجود داشت برای لقمه‌نانی خارج می‌شد. موضوعات بسیار گسترده‌ای وجود دارد که می‌توان به هر کدام از آن‌ها پرداخت. این نوع مناطق حاشیه‌نشین و محروم، محدود به ایران نیست و در تمام دنیا وجود دارد و تلاش کردم فیلم، نماد جهان‌شمول‌تری به خودش بگیرد به این معنی که مخاطب را تنها در سطح آسیب‌ها و مشکلات نگه ندارد. در این فیلم متمرکز شدم بر بچه‌ها، زندگی آن‌ها و شادی غریبی که این بچه‌ها دارند و البته چرایی این شادی در آن اتمسفر. حتی در تهران این نوع شادی در بچه‌ها با وجود امکانات بیشتر، وجود ندارد. مواجه شدن با این اتفاقات برایم قابل تامل و کنجکاوی برانگیز بود. چون به هر حال مستندساز جدای از تخصصی که در فیلم‌سازی دارد، کنجکاوی ذاتی او باعث کشف و شهود می‌شود. این مواجهه مثل دانشگاهی است که به درد زندگی خود فیلم‌ساز هم می‌خورد.

تمام سعی‌ام این بود که برای ساختار «بچه‌های شیرآباد» همانند سینمای داستانی عمل کنم چون به هر حال جدای از هزینه رفت‌وآمد، پیدا کردن سرمایه‌گذار هم پیچیده بود، اما خوشبختانه شانس همکاری با انسان همدلی پیدا کردم. فیلم‌برداری فیلم طبق برنامه‌ریزی قبلی از اسفندماه سال گذشته انجام شد و  ۲۰ روز زمان برد و هم اکنون در مرحله تدوین است

این مستند چه ساختاری دارد و آیا در طول ساخت و تحقیق و پژوهش با مشکل جدی مواجه شدید؟
محله شیرآباد باوجود تبلیغات منفیِ زیادی که در مورد آن وجود دارد همانند همه محله‌های دیگر است. اگر ساکنان آن‌جا به شما اطمینان کنند می‌توانید به آن ورود کنید و این سختیِ مسیر چهار ساله من بوده است. ۶۰ درصد فیلم‌برداری روز و ۴۰ درصد هم در شب انجام شد و فیلم جنبه مشاهده‌گریِ صرف ندارد تا آن زوایای پنهانی که در خبرها هست را شکار کند. فیلم ساختار مشاهده‌گری بنابر تحقیق چهارساله در دل فیلمی قصه‌گو دارد.

«بچه‌های محله شیرآباد» در چه مرحله‌ای است و فیلم‌برداری آن چند روز طول کشیده است؟
تمام سعی‌ام این بود که برای ساختار «بچه‌های شیرآباد» همانند سینمای داستانی عمل کنم چون به هر حال جدای از هزینه رفت‌وآمد، پیدا کردن سرمایه‌گذار هم پیچیده بود، اما خوشبختانه شانس همکاری با انسان همدلی پیدا کردم. فیلم‌برداری فیلم طبق برنامه‌ریزی قبلی از اسفندماه سال گذشته انجام شد و  ۲۰ روز زمان برد و هم اکنون در مرحله تدوین است.

گویا هم زمان با ساخت این فیلم، تدوین مستند دیگر شما با عنوان «عشق؛گم شده» هم در حال انجام بوده است.
پنج سال از زمانی که تحقیق و پژوهش مستند «عشق؛ گم شده» را شروع کردم می‌گذرد و این فیلم فراز و نشیب زیادی داشت. قرار بود شخصی تدوین را انجام بدهد که متاسفانه به نتیجه نرسید و مجددا خودم تدوین آن را انجام می‌دهم. امیدوارم امسال هر دو مستند به اتمام برسد و امکان اکران آن‌ها را داشته باشم.

چه برنامه‌‌ای برای پخش این دو مستند دارید؟
تلاش می‌کنم «بچه‌های محله شیرآباد» به جشنواره سینما حقیقت امسال برسد و اگر این اتفاق نیافتد، تصمیم دارم نمایش آن را از جشنواره‌های خارجی شروع کنم. متاسفانه نمی‌دانم چرا این اتفاق افتاده، فیلم‌هایی که در جشنواره‌های خارجی شانس دیدن پیدا می‌کنند، در داخل امکانِ پذیرش بیشتری دارند. بر اساس همین فرمول و برای اینکه فیلمم مظلوم واقع نشود من هم مجبورم از همین راه آغاز کنم.

آیا  فیلم جدیدی که قصد کارگردانی آن را دارید، مرتبط با مسائل اجتماعی و به نوعی در ادامه «دژاوو» است یا موضوع دیگری دارد؟ این پروژه چه زمانی کلید می‌خورد؟
این فیلم سینمایی هم در راستای مسائل اجتماعی و دغدغه‌های من است. فکر می‌کنم توان و بضاعت من در فیلم مستند و داستانی بر اساس دغدغه‌هایی که دارم شکل می‌گیرد و به نمایش در می‌آید. این فیلم هم موضوع اجتماعی دارد و امیدوارم بتوانم سرمایه‌گذار همدلی پیدا کنم تا در این مسیر مرا دچار ترس نکند. «دژاوو» را به همین دلیل نتواستم به هیچ جشنواره‌ای بفرستم و نمایش و اکران خصوصی و عمومی فیلم هم از دستم خارج شد. در حال حاضرمشغول رایزنی هستم، عجله‌ای ندارم و فکر می‌کنم موفقیت در تجربه‌های فیلم‌سازی با صبر به دست می‌آید.

در شرایط اپیدمی هم سینماگرانی دل به دریا زدند و فیلم‌ ساختند و متاسفانه در این راه چندین مستندساز را از دست دادیم و این موضوعی به شدت رنج‌آور و دردناک است. با این همه مستندسازان آبدیده شده‌اند و در شرایط سخت هم راه خودشان را پیدا می‌کنند و این مسیر را با وجود تمام مشکلات ادامه می‌دهند و دم همه‌مان گرم

پیشتر خبر از ساخت فیلمی در ژانر وحشت و با عنوان «ده تا سنگ» هم داده بودید. این فیلم چه سرانجامی پیدا کرده است و انتخاب ژانر وحشت در کارنامه شما عجیب نیست؟
به هر حال ما فیلم‌نامه‌های آماده‌ای داریم و منتظرشرایط ساخت آن می‌مانیم و البته حسرت ساخت آن را هم می‌خوریم. برای فیلم «ده تا سنگ» هنوز تهیه‌کننده‌ای پیدا نکردم. این فیلم نیاز به جلوه‌های ویژه خاصی دارد و امیدوارم شرایط ساخت آن پیش بیاید. ژانر وحشت، بستری برای بیان همان دغدغه‌های اجتماعی من است و خیلی عجیب نیست این انتخاب و به هر حال تنوع در سینمای داستانی این امکان را به منِ فیلم‌ساز می‌دهد تا موضوعات مختلف را در بسترهای گوناگون که همان ژانر محسوب می‌شود تجربه کنم. «دژاوو» هم به دلیل تک لوکیشن بودن آن پرریسک بود و ساختار آن هم لحن مستندگونه داشت. این‌ها تجربه‌های چالش‌برانگیزی است که دوست دارم با آن روبه‌رو بشوم و امیدوارم امکانش به زودی پیش بیاید.

از نگاه شما سینمای مستند در شرایط فعلی چه وضعیتی دارد و کرونا چه تاثیری در سینمای ایران داشته است؟
کرونا به طور بسیار مشخصی در اکران فیلم‌ها و تولیدات آن تاثیر گذاشته است اما مثل همیشه گروهی هستند که با وجود این شرایط کار می‌کنند. سینمای مستند قبل از کرونا هم مظلوم بود و در هر موقعیتی سختی‌های خاصی گریبانگیر ما بوده است. در شرایط اپیدمی هم سینماگرانی دل به دریا زدند و فیلم‌ ساختند و متاسفانه در این راه چندین مستندساز را از دست دادیم و این موضوعی به شدت رنج‌آور و دردناک است. با این همه مستندسازان آبدیده شده‌اند و در شرایط سخت هم راه خودشان را پیدا می‌کنند و این مسیر را با وجود تمام مشکلات ادامه می‌دهند و دم همه‌مان گرم.