هنروتجربه: «سحر عصر آزاد» منتقد سینما در این یادداشت به نقد و تحلیل فیلم «آبجی» به کارگردانی مرجان اشرفی زاده پرداخته و بازنمایی موقعیت زنان و دختران نادیده جامعه در آن را بررسی کرده که می خوانید:

“آبجی” نخستین فیلم سینمایی مرجان اشرفی زاده پس از ساخت چندین فیلم کوتاه، مستند، تله فیلم و سریال و البته نویسندگی در کارگاه قلم است که مینی سریال “دیگری” از جمله ساخته های او محسوب می شود.

اشرفی زاده نگارش این فیلمنامه را در کنار ناهید طباطبایی؛ رمان نویس و علی اصغری؛ فیلمنامه نویس به عهده داشته است. فیلمی که از سال ۹۴ با کش و قوس های فراوان از راه نیافتن به جشنواره فجر تا عدم اکران عمومی دست و پنجه نرم کرد و بالاخره در سال ۱۴۰۰ با اکران در گروه هنر و تجربه، حلقه مفقوده آن یعنی ارتباط با مخاطب و نمایش عمومی پیدا شد.

“آبجی” به تَبع جزئی نگری زنانه نویسنده و فیلمساز واجد نگاهی دراماتیک به قشری نادیده از زنان/دختران جامعه است؛ زنانی که به حکم مادر بودن از خود می گذرند و دخترانی که به جبر فیزیکی محکوم به فراموشی و آسیب پذیری می شوند.

فیلم موشکافانه به رابطه مادر و دختری به نام طلا (گلاب آدینه) و عطی (معصومه قاسمی پور) می پردازد که به نوعی زندگیشان درهم حل شده و وجود هر یک وابسته به حیات دیگری است. حال وقتی حیات یکی دچار نقصان می شود، هر دو در معرض خطر و آسیب قرار می گیرند.

اطلاق نام آبجی به عطی که نام فیلم هم وامدار او است، برآمده از تضادی دراماتیک در موقعیت کاراکتر است؛ خواهر بزرگتری که باید تکیه گاه و مورد توجه و احترام باقی خواهر و برادران باشد اما واقعیت این است که معلولیت ذهنی عطی باعث شده تنها مادر مونس و همراه و البته نگهداری از این دختر ۵۰ ساله را به عهده بگیرد.

فیلمساز توانسته با تمرکز بر رابطه شناسنامه دار و غیر کلیشه ای این مادر و دختر، ابعاد سخت و طاقت فرسای نگهداری از یک فرزند معلول بزرگسال را به گونه ای وارد بافت درام کند که اغراق شده به نظر نیاید اما تلخی عمق این موقعیت که تنهایی انسان را در هر دو وجه مادر و دختر برجسته می کند، تأثیرگذاری بیشتری پیدا کند.

در چنین موقعیت دراماتیکی که ادامه حیات عطی در گروه حیات مادر است، طبعاً حذف طلا می تواند یک درام همراهی برانگیز از شرایطی بسازد که مادر سعی می کند برای آینده دخترش تدارک ببیند و عاقلانه با آن مواجه شود.

جهان زنانه قصه به واسطه روح مادرانه ای که بر کلیت درام حاکم شده، سرشار از جزئیات هوشمندانه و نگاه کالبدشکافانه ای است که اشرفی زاده تلاش کرده هم در فیلمنامه نویسی گروهی و هم در کارگردانی این ویژگی را وارد اتمسفر فیلم کند و خالق اثری آسیب شناسانه باشد که مشکلات معلولان یکی از ابعاد آن است که در ادامه اخلاق و انسانیت را در جامعه امروز به چالش می کشد.

آدینه و قاسمی پور؛ زوج طلایی فیلم هستند که ویژگی حل شدن کاراکترهایشان در یکدیگر را با ظرافت در جنس بازی و بده بستان هایی که با هم دارند، بروز داده و تصویری به یاد ماندنی و تأثیرگذار از طلا و عطی می سازند که می تواند ابعاد نادیده ی رابطه ننه گیلانه و اسماعیل در “گیلانه” باشد.

طبعاً اکران و دیده شدن فیلم “آبجی” در همان سال ۹۴ می توانست سرنوشت حرفه ای مرجان اشرفی زاده را متفاوت تر از امروز؛ بخصوص در حیطه سینما رقم بزند. فیلمساز جوانی که ۶ سال بعد از ساخت اولین فیلمش موفق به ارتباط با مخاطب و دریافت بازخورد شده، طبعاً از آسیب های این وقفه بی نصیب نمانده است.

اما مهم این است که “آبجی” همچنان بعد از این سال ها دیدنی، تأثیرگذار و البته موضوع محوری اش غیر تکراری است که این مورد آخر، یک نقطه ضعف بزرگ برای سینمای تکراری رایج امروز ما قلمداد می شود.