هنروتجربه: ایلیا محمدی نیا منتقد سینما، در این یادداشت، نگاه عباس کیارستمی به موسیقی فیلم را مورد بررسی قرار داده است که می خوانید:

در جهان فکری کیارستمی موسیقی کارکردی هم‌زاد گونه با اثرش داشته وصرفا کامل کننده فیلمش نبود، به عبارتی او حیاتی مستقل از اثرش(فیلم) را برای موسیقی قائل نیست چرا که اگر جز این باشد نقش کارگردان و فیلمی که ساخته کم اثر شده و مورد تهدید قرار می گیرد. از طرفی او موسیقی را دارای آنچنان تشخص و ارزشی می داند که اعتقاد دارد به عنوان هنری متعالی و ارزشمند نباید در فیلمی جنبه مکمل یا تزیینی داشته باشد. شاهد مثال این امر فیلم «زندگی و دیگر هیچ» است که در آن موسیقی در خور توجه و شاخص حسین علیزاده چنان جلوه گری می کند که کیارستمی را به رقم پیشنهاد ساخت موسیقی فیلمش به علیزاده مجاب می سازد از استفاده از آن در فیلم پرهیز کرده و از موسیقی انتخابی استفاده کند.
با نگاهی گذرابه سیر وروند استفاده از موسیقی در فیلم‌های عباس کیارستمی شاید این گمان تقویت شود که اودر طول دوره فیلمسازی اش رفته رفته به این باور رسیده است که اساسا سفارش ساخت موسیقی برای فیلم هایش امری زائد ودر نگاهی بدبینانه فاقد ارزش هنری می داند .در نوشته کوتاه زیر تلاش شده است به بخشی از این سو تفاهم پاسخ داده شود.
بسیار خوانده یا شنیده ایم که در فیلم های کیارستمی موسیقی حضور پررنگی ندارد. آن هم وقتی که بدانیم او به جزچند فیلم محدود همچون « مسافر» که سفارش ساخت موسیقی آن را به کامبیز روشن روان داد و در نهایت از شش دقیقه از هفده دقیقه موسیقی ساخته شده آن برای فیلمش استفاده کرد و بعدها در فیلم «کلوزآپ» دوباره به سراغ موسیقی روشن روان در فیلم مسافر آن هم تنها به خاطر نام بردن کاراکتر فیلم کلوزآپ یعنی حسین سبزیان از فیلم مسافر رفت و یا در فیلم« مشق شب »که ازموسیقی محمدرضا علیقلی بهره برد. یا بعدها که سفارش ساخت موسیقی متن فیلم«باد مارا با خود خواهد برد» را به پیمان یزدانیان داد. دیگر کمتر سفارش ساخت موسیقی برای آثارش را به آهنگسازان داد.البته فیلم «شیرین» در میان تمامی آثار کیارستمی یک استثنا محسوب می شود چرا که موسیقی حضور موثر و پررنگی در آن داشت در نتیجه کیارستمی بنابر ضرورت داستان فیلم که بنیاد و شالوده اش را کلام و موسیقی تشکیل می داداز آثار هنرمندانی چون حشمت سنجری،حسین دهلوی، ثمین باغچه بان و مرتضی حنانه استفاده کرد.
تمام آنچه که باید درباره نگرش عباس کیارستمی درباره موسیقی فیلم بدانیم شاید در دل چند جمله کوتاه از او باید جست و جو کرد که گفت: :« موسیقی به تنهایی یک هنر کامل است. این را نمی‌گویم که آهنگسازها را نرنجانده باشم. واقعیت این است که این دو قدرت اگر در کنار هم قرار بگیرند، به هر حال در یک جایی یکدیگر را تضعیف می‌کنند»
رفته رفته نگاه کیارستمی به مقوله موسیقی تغییر کرد او دربیشتر آثارش تلاش کرد از استفاده کلیشه ای و مرسوم از موسیقی پرهیز نماید در نتیجه سعی کرد در بسیاری از آثارش پیرو همین نگرش خاص به موسیقی یا از موسیقی استفاده نکند و یا اگر به هر شکلی مجبور به این کار شد بیشتراز موسیقی انتخابی ومشخصا از نوع کلاسیک غربی اش استفاده کند. او در گفت و گو با زاون قوکاسیان (کتاب مجموعه مقالات در نقد و معرفی آثار عباس کیارستمی) پیرامون این تغییر نگاه در فیلم هایش می گوید:«استفاده از موسیقی در خیلی از مواقع به خاطر نداشتن اعتماد به نفس کافی بوده است که برای آنکه تماشاگر احساس کسالت نکند به ضرب و زور موسیقی می‌خواستم اعتماد به نفس پیدا کنم و فیلم برای تماشاگر نیز تحمل پذیر شود.». در نتیجه می بینیم اودر فیلم « خانه دوست کجاست؟ » در بخشی از فیلم از موسیقی امین‌اله حسین برای سکانس رفت و آمد بین خانه محمدرضا نعمت‌زاده تا خانه دوستش استفاده می‌کند ویا درفیلم« طعم گیلاس» به جز بخشی از تصنیف ابوالحسن مختاباد که شعرش ارتباط معناداری با مضمون فیلمش داشت از قطعه موسیقی دیگری اثر لویی آرمسترانگ بهره می برد. این روال یعنی عدم سفارش ساخت موسیقی در فیلم«abcآفریقا» ، «کپی برابر اصل»، «مثل یک عاشق» و بسیاری از فیلم هایش و جایگزینی قطعات موسیقی غالبا غربی شکل پررنگ تری پیدا کرد.
برای اینکه درک کنیم کیارستمی تا چه اندازه با موسیقی و چگونگی استفاده از آن در فیلم هایش آشنایی داشت و به آن فکر می کرد کافیست به بخشی از صحبت های او پیرامون انتخاب موسیقی پایان‌بندی طعم گیلاس دقت کنیم: «من در زمان نوشتن فیلم‌نامه به قطعات موسیقی‌ای که قرار است در فیلمم از آنها استفاده کنم فکر می‌کنم. هم‌زمان که عنوان فیلم به ذهنم رسید، یادم می‌آید به آن عنوان فکر کردم و زنگی در گوشم به صدا درآمد. تقریبا مطمئن بودم که این موسیقی که می‌شنوم جاز کلاسیک است. بعد رفتم و آن صدا را چک کردم. برایم جالب بود که زمان فیلم با زمان آن موسیقی و همین‌طور نوع روایتش با روایتگری آن پیرمرد تناسب داشت. برای «طعم گیلاس» از موسیقی جاز استفاده کردم چون احساس کردم واقعا مناسب است.
برای کارگردانی همچون کیارستمی موسیقی چیزی جزآمبیانس و به عبارت دیگر صدای محیط و صدای عمومی نیست در حالیکه در نگاه بسیاری از کارگردانان موسیقی جنبه افکت( هر عنصر صوتی که برای ایجاد تأثیر مشخصی به فیلم افزوده شود) را دارد و این تفاوت بنیادین نگاه کیارستمی با دیگر فیلم سازان است.