هنروتجربه: بهرنگ ملک محمدی، منتقد سینما در یادداشتی به سینمای زندگی محور عباس کیارستمی پرداخته و آن را نمادی از سینمای امید دانسته است:

زلزله می آید و میان مرگ و تباهی و در گورستان حسین عاشق طاهره می شود. او روی مرگ خانه می سازد و می خواهد زندگی کند. دوست داشته باشد و جهان را دوباره بسازد.این ایده ای بی بدیل برای سینمای ابتدای دهه هفتاد ایران است. فیلمی که عباس کیارستمی آن را می سازد و جهان را برای بار دوم پس از خانه دوست کجاست حیرت زده می کند. جایی که بار اول و در میانه جنگ و خون کیارستمی با خانه دوست کجاست پیام مهمی از این سرزمین مخابره می کند. این که این جا سرزمین دوستی و صلح است و زیر درختان زیتون هم انگار تاکید مجددی است بر زندگی ، زندگی و دیگر هیچ.

به گمان ام عباس کیارستمی نماد زندگی در جهان معاصر است. با آن که هرگز امکان گفت و گو با ایشان را نداشتم اما این حس را در ذهن داشتم. انسانی که زندگی منحصر به فرد خود را داشت و به نظرم بسیاری از تاسف ها در زمان مرگ از همین ویژگی می آمده است. او مانند فیلم هایش نماد زندگی بود و نمی شد تصور کرد که این جهان منحصر به فرد و جذاب روزی پایان پذیرد. او خالق فیلم هایی در سینمای ایران است که به گمان ام نظیر ندارد و این ایده همواره در آثارش تکرار می شود. به یاد بیاوریم پیرمرد عجیب و با صفای طعم گیلاس چگونه زندگی و فلسفه آن را برای انسان مدرنی که به پوچی رسیده و می خواهد به زندگی اش خاتمه دهد توضیح می دهد. ساده ، روان و به دور از هر گونه فلسفه بافی ذات زندگی و زیبایی آن را بیان می کند . مفهومی که بدون هر گونه عنصر اضافه ای برای کیارستمی با اهیت و جذاب است . جذابیتی که در ماهیت خود زندگی است و پس از آن دوست داشتن معنا پیدا می کند.

سینمای زندگی محور عباس کیارستمی درست در نقطه مقابل سینمایی قرار دارد که صرفا تباهی و نا امیدی را تصویر می کند. کیارستمی حتی در یک بستر یک اتفاق تلخ اجتماعی شاهکاری مانند کلوزآپ را می سازد و درست از همان آدم های اتفاق اصلی می خواهد که نقش را خود را دوباره جلوی دوربین او زندگی کنند. این همان چیزی است که سینمای او را منحصر به فرد می کند. او برای بازسازی یک واقعه از عناصر اصلی واقعه استفاده می کند و زندگی را دوباره می سازد و اصرار به استفاده از بازیگران غیر حرفه ای از همین جا می آید. برای او بازی کردن در اولویت دوم قرار دارد و زندگی کردن مهم ترین اتفاق فیلم های اوست. کاری که حسین و طاهره در زیر درختان زیتون انجام می دهند و فرصتی دوباره برایشان پیش نمی آید. فرصت زندگی جلوی دوربین و این همان راز فیلم های اوست . راز زندگی عباس کیارستمی است. فیلم سازی که نماد زیست بشر معاصر است و حتی از آرامگاهش در گورستان تورک مزرعه لواسان هم زندگی می بارد. درست مثل زیر درختان زیتون. زندگی در میان مرگ.