هنروتجربه: رهام یعقوب زاده: مستند «کیارستمی و عصای گمشده» این روزها در سایت هاشور به صورت اکران آنلاین در حال نمایش است. در این یادداشت به این مستند و چگونگی بازنمایی عیاس کیارستمی و آموزش سینمایی آن می پردازیم

نه سینمای کیارستمی یا خود کیارستمی که نگاه کیارستمی به سینما دستمایه ساخت مستند «عصای گمشده کیارستمی» به کارگردانی محمود رضا ثانی شده است که در پس آن هم می توان شخصیت کیارستمی و هم سینمای اش را هم مورد بازنمایی قرار داد. «عصای گمشده کیارستمی» گزارشی از حضور عباس کیارستمی در کلاس های درس او در اسپانیا و کلمبیاست که نه تنها روایت او از سینما که از زندگی را هم به تصویر می کشد و چنانچه در مستند درمی یابیم سینما و زندگی در جهان بینی او به عنوان یک فیلمساز مولف و صاحب سبک در پیوند با هم نسبت معناداری داشته و بر هم مماس است. گویی او در پس آموزش سینما، درس زندگی هم می دهد. محمود رضا ثانی که این مستند را طی ۴ سال به ثمر رسانده پیش از این هم در کتابی به اسم «عباس کیارستمی و درس های از سینما» تجربه های خود را به عنوان یکی از شاگردان کیارستمی در کلاس های او به نگارش درآورده بود. از این حیث هم می توان سوژه را در نسبت به کارگردان و هم در نسبت با خود سوژه یعنی کیارستمی صورت بندی کرد.

از منظر اول این مستندساز است که روایت خود از تجربه های زیسته آموزشی در کلاس های کیارستمی را به تصویر می کشد و از منظر دوم به روایت گزارش گونه از یک ورک شاب سینمایی دست می زند. اما نوع تدوین و شکل روایت مستندساز از این ورک شاپ ها مبتنی بریک الگوی روایتی و گفتمانی است که قرار است زیست-جهان کیارستمی را در بازنمایی جهان سینمایی صورت بندی کند و همین تمهید موجب شده تا مستند از یک گزارش خبری صرف درباره ورک شاپ ها و درس های سینمایی کیارستمی فراتر رفته و هویت مستندگونه پیدا کند. تاثیر تماشای مستند و لذت بردن از آن در نسبت با دو دسته از مخاطبان قابل تحلیل است. مخاطبان خاص سینما و آنهایی که به فیلمسازی یا سینما و شخصیت کیارستمی علاقمندند و دوست دارند از زبان خود در این باره بشنوند که قطعا تماشای این مستند می تواند آموخته های زیادی برای آنها داشته باشد و اگر دستی بر آتش فیلمسازی دارند از تجربه های او را در عمل به کار ببرند و دوم مخاطبان عام که آنها نیز نگاهشان به سینما ارتقاء یافته و چه بسا انگیزه فیلمسازی هم در آنها شکل بگیرد. لذا این مستند را می توان واجد ساختاری آموزشی-انگیزشی درحوزه سینما دانست. بخشی ازاین انگیزه این گزاره در اثر است که فیلمسازی آنطور که شما فکر می کنید دشوار نیست. البته کیارستمی در تکمیل این سخن با آموزه های فیلمسازی که ارائه می دهد به نوعی دست به استدلال عملی زده و شرط و شروط این سهل بودن را تبیین و تشریح می کند.

«عصای گمشده کیارستمی» ازحیث فرم ساختاری سه بخش دارد. یکی صحنه هایی که خود کارگردان از ورک شاپ های مختلف او در مورسیای اسپانیا در سال ۲۰۱۲ تصویربرداری کرده. دوم تکه هایی از راش هایی که خود کیارستمی از ورک شاپ هایش در جاهایی مختلف با دوربین دستی اش گرفته است به علاوه تکه هایی از فیلم هایی که هنرجویان از کلاس های او گرفته اند. ارائه و بیان نکات طلایی درباره فیلمسازی از سوی کیارستمی مهمترین بخش های مضمونی مستند است که نه فقط برای بهتر فیلم ساختن که برای بهتر زیستن هم به کار می آید. از جمله نکاتی که درباره درست تعریف کردن سوژه و  باز کردن چشم سوم می گوید. کیارستمی در جایی می گوید: «همه ۲ چشم برای «نگاه کردن» دارند، اما این چشم سوم است که «می‌بیند». تنها این چشم سوم است که قصه‌های نهفته در پدیده‌ها را تشخیص می‌دهد… می‌بیند. اگر این چشم سوم فعال شود دستمایه‌های گزیده‌تری برای کار در دسترس خواهد بود؛ و این امر خودبه‌خود ارزش اثر را چند پله بالاتر می‌کشد»

یکی از مولفه های مهم مطرح شده از سوی کیارستمی در این مستند تاکید او بر عامل انسانی در خلق اثر هنری است. در واقع او رویکردی انسان محور داشته و عناصر فنی و تکنیکی را به عنوان عناصر ثانویه سینمایی به رسمیت می شناسد. او تاکید می کند که آدمها را در شرایط طبیعی شان ببنند و به تصویر بکشند. از صحنه های جالب این مستند و ورک شاب مناقضه کیارستمی بر سر برخی موضوعات با شاگردان است. در پایان یکی از مباحثه ها در مناقشه ها کیارستمی تاکید می کند که نباید به فیلم به مثابه یک مانیفست نگریست.

«عصای گمشده کیارستمی» هم یک مستند جذاب برای آشنایی با سبک فیلمسازی عباس کیارستمی است و هم یک ورک شاپ ارزان قیمتی که می توان بارها در آن شرکت کرد و از سینما و زندگی آموخت. ضمن اینکه می توان زوایای از سینما و شخصیت کیارستمی که کمتر شناخته شده است را در آن پیدا کرد. محمود رضا ثانی در جایی گفته بود که کیارستمی در مورسیای اسپانیا به او گفته بود در نخستین فرصتی که به ایران برگشتی این فیلم ها را مونتاژ کن تا برای آیندگان به یادگار بماند. عصای گمشده کیارستمی یادگار راهگشای اوست که می تواند عصای دست هر کسی باشد که می خواهد فیلم بسازد