هنروتجربه: رویا فتح‌الله زاده: تاکنون درباره‌ی سینمای کیارستمی یادداشت‌ها،‌ نقدها و تحلیل گوناگونی نوشته شده است و اتفاق‌نظر بیشتر این نوشتارها تاکید سینمای کیارستمی بر ارتباط تنگاتنگ میان واقعیت و داستان است. به این معنا که سینمای او و به طور دقیق مهمترین فیلم‌هایش، تلاشی برای بازگویی واقعیت همراه با یک داستان است. این داستان نیز اکثرا در جوامع کوچک روستایی با نمایش فرهنگ و مردم محلی شکل می‌گیرد و جریان می‌یابد.

در سینمای کیارستمی به ویژه در فیلم‌های «خانه دوست کجاست؟»(۱۳۶۵)، «زندگی و دیگر هیچ»(۱۳۷۰)، «زیر درختان زیتون » (۱۳۷۳) و «باد ما را با خود خواهد برد؟»(۱۳۷۸) داستان فیلم در بستر ساخت اجتماعی واقعیت بازگو می‌شود. از دیگر ویژگی‌های سینمای کیارستمی که با ویژگی‌های مطالعات مردم‌شناسی فرهنگی همخوانی دارد می‌توان توجه به فرهنگ بومی و آداب و رسوم مناطق ایران،‌ استفاده از افراد نابازیگر و محلی و توجه بر جوامع کوچک و روستاهای دورافتاده ایران را ذکر کرد. این عناصر که در ارزشمندترین فیلم‌های کیارستمی، کارکرد و اهمیت خاصی دارند به نوعی هویت سینمای او را به دانش مردم‌شناسی فرهنگی مرتبط می‌کنند.

در تعریفی عمومی و سنتی، مردم‌شناسی فرهنگی، مطالعه‌ی آداب و رسوم، زبان، پوشاک و شیوه معیشت و به طور کلی فرهنگ مردم مناطق گوناگون به ویژه جوامع کوچک قلمداد می‌شود. در این نوشتار نیز مردم‌شناسی فرهنگی با همین معانی لحاظ شده است بنابراین می‌توان گفت که سینمای کیارستمی تا حدودی و تا آن اندازه که به واقعیت وفادار است، بازنمایی از فرهنگ مردم روستاهای ایران(روستاهای که روایت فیلم‌های کیارستمی در آن شکل گرفته است) قلمداد می‌شود. از این دیدگاه می‌توان گفت که برخی فیلم‌های او با نگاه مردم‌شناسی فرهنگی قابل تحلیل و مطالعه هستند.

برای نمونه، سه گانه‌ی کوکر که شامل فیلم‌های «خانه دوست کجاست؟»، «زندگی و دیگر هیچ»، «زیر درختان زیتون » است هر سه در استان گیلان و روستاهای کوچک گیلان روایت می‌شوند.

«خانه دوست کجاست؟» در مورد کودکی روستایی است که یک روز دفتر مشق دوستش را به اشتباه با خود به خانه می‌برد و در نتیجه مجبور می‌شود برای پیدا کردن دوستش به روستای مجاور برود. در این فیلم جامعه روستایی در مسیر جست‌و جوهای کودک، به تصویر کشیده می‌شود. در فیلم «زندگی و دیگر هیچ» پدر و پسری، سه روز بعد از زلزله خرداد ۶۹ برای پیدا کردن بازیگران فیلم «خانه دوست کجاست؟» به گیلان می‌روند و از راه‌های فرعیِ روستایی برای رسیدن به روستای کوکر عبور می‌کنند. فیلم «زیر درختان زیتون» نیز درامی عاشقانه در مورد علاقه پسری به دختری در آن روستا و تلاش او برای وصال به معشوقش است. در این دو فیلم نیز زندگی روستایی و شیوه معیشت مردم روستایی تا آنجا که در قالب روایت معنا داشته باشد به نمایش گذاشته می‌شود.

همچنین بازیگران اصلی این فیلم‌ها نابازیگران و از افراد محلی روستا هستند. نمایش جامعه روستایی، چشم‌اندازهای متنوع و بکر از طبیعت روستایی، نوع معیشت، پوشاک و بکارگیری گویش محلی مردم روستا از عناصری هستند که این فیلم‌ها را برای تحلیل‌های مردم‌شناختی مهیا می‌کنند. علاوه بر اینها ارتباطی که کیارستمی میان واقعیت و داستان فیلمنامه برقرار می‌نماید نیز این فیلم‌ها را در حالتی سیال میان روایت داستانی و مستندگونه قرار می‌دهد.

با این اوصاف می‌توان چنین استنباط کرد که سینمای کیارستمی نگاهی مردم‌شناسانه نسبت به جهان دارد و فیلم‌هایش نیز بستری برای مطالعات و تحلیل‌های مردم‌شناسی فرهنگی هستند.