هنروتجربه:  ساقی سلیمانی منتقد و پژوهشگر در یادداشتی که در سایت سینماجریان منتشر شده فیلم سینمایی «پیرمردها نمی‌میرند» ساخته رضا جمالی را مورد بررسی قرار داده است. «پیرمردها نمی‌میرند» در حال اکران در سینماهای «هنروتجربه» است.

فیلم «پیرمردها نمی‌میرند» فیلمی از رضا جمالی به تهیه کنندگی مشترک او و سلمان عباسی است که در سینماهای «هنر و تجربه» در حال اکران است.
خلاصه داستان این فیلم اینگونه است که در روستایی زیبا و خوش آب و هوا مرگ متوقف شده است و سالهاست کسی نمی‌میرد و برعکس روال واقعی مرگ و زندگی و رویکرد انسان به مرگ، در این روستا همه انتظار عزرائیل را می‌کشند مخصوصا پیرمردی که فکر می‌کند او باعث قهر ملک الموت از آنجاست. این ایده به خودی خود جذاب است و پتانسیل بالایی برای هر نوع زاویه روایت را داراست.

در ستایش زندگی یا در ستایش مرگ
فیلم شبیه یک کتاب قصه روایت می شود و داستانگو به حساب می‌آید، گاهی هم راوی مشخصی دارد که یک سرباز وظیفه است. فیلم‌های قصه‌گو همیشه مخاطب خود را پیدا می‌کنند و اگر در فرم ایده‌پردازی و روایت هم رویکرد ویژه‌ای داشته باشند مورد توجه خاص قرار می‌گیرند که در این فیلم ما با ایده ای بسیار خاص مواجهیم که وقتی به سوی طنازی و طنزپردازی و شوخی با مرگ پیش می رود جذابیتی دو چندان پیدا می کند.
این فیلم در ستایش مرگ یا زندگی به طور مشخص نیست بلکه در ستایش آفرینش با تمام اجزای آفرینش است. درباره فلسفه ی بودن یا نبودن است.

طنزی که واقعیت داشته باشد حتما طنز شریفی خواهد بود
در این فیلم طنازی بخصوصی جریان دارد که در بافت سالخورده جوامع بشری همیشه وجود داشته، در ادبیات و سینما و حتی کوچه و خیابان می شود آن را دید و اگر کارگردانی درست دیدن را پیش از فیلم ساختن در وجود خود تربیت کرده باشد این را در اثر خود هم بروز می دهد.
«رضا جمالی» آدم ها را درست می بیند، نگاهی آراسته به حیا دارد و این را در بازیگردانی او می توان دید، در طراحی های ساده اما پر مضمون وی خودش را نشان می دهد. «رضا جمالی» طنز را با نوع ابرو بالا انداختن یک پیرمرد یا راه رفتن اش یا خصوصیت ویژه کاراکترهایش نشان می دهد پس در فیلم خودش نیاز به حرافی و شوخی های باسمه ای و جملاتی که همچون زاویه ای تند از اثر بیرون بزند، ندارد.
همین ویژگی های طنزپردازی اثر می تواند لحظه های زیست مخاطب در مواجهه با فیلم را عمق ببخشد. آنطور که با دیدن کاراکترهای فیلم؛ کاراکترهای مشابه را در زندگی خود به یاد می آورد و فیلم گویا مخاطب را به بازخوانی زندگی هم فرا می خواند.

کاراکترهای نامیرا
بازی بازیگران فیلم خیلی روان و خوش ریتم است. تکرارها خیلی به سمت تکرار مخل نرفته است و تا حد جا افتادن شخصیت هر فرد کفایت می کند. اما این همه بازی خوب یکجا واقعا من را به وجد آورد. فیلم بر روی کاراکتر اصلی صرفا مانور نمی دهد و باقی پیرمردها هر کدام خصوصیاتی ویژه برایشان تعریف شده و به خوبی از پس آن برآمده اند که پس از تماشای فیلم، بی شک با تمام رفتارهای منحصر به فرد خودشان در ذهن مخاطب رسوب می کنند. این ویژگی داستان است.
وقتی قصه درست و به پختگی رسیده باشد هر شخصیت هم کارکرد خودش را دارد و معمولا در طول مسیر داستان از شخصیت های بی کارکرد خبری نیست و هیچ چیزی اضافی و کلاژ مانند دیده نمی شود. در این فیلم هم به واقع این پیرمردها خاصیت نامیرایی دارند و شخصا بعید می‌دانم مخاطب فیلم به راحتی بتواند آنها را فراموش کند.

جذابیت های بصری و کارکرد آنها
شاید در شروع فیلم و پارت اول ماجراها مخاطب خیال کند فیلم بر جذابیت های بصری محیط و لوکیشن ها قرار است سوار شود و این گمانه زنی هر چه پیش تر می رود بیشتر اعتبار خود را از دست می دهد.
از جایی که دوربین از نماهای دور به نماهای نزدیک تر و نهایتا به کلوزآپ‌های پیرمردها می‌رسد و بازی های بسیار خوب و قاب های بی نظیر بسته می شود، این گمانه زنی کاملا از بین می رود و نتیجه این می شود که این لوکیشن همینقدر زیباست و داستان هم به همان اندازه جذاب است و بازی ها هم به همان اندازه و همینطور تا تکنیک های فیلم قدم به قدم امتیازهای مثبت را می گیرد.

تکنیک های تصویری و صوتی
این فیلم از نظر فیلمبرداری ورای یک اثر تجربی ساده است. نور در فیلم کارکردهای بسیار خوبی دارد گاهی طراحی نور در راستای عمق بخشیدن به مفهومی خاص و فلسفی چنان پخته عمل کرده است که در سینمای جهان کسانی همچون تارکوفسکی چنین پرداختی داشته اند. این گنده گویی نیست و این اثر از نظر تصویر و صدا به سر حد پختگی لازم رسیده است.
رعایت تمام اینها توان و کشش را به فیلم می دهد که یک مخاطب را چندین بار پای فیلم بنشاند در شرایطی که با فیلم های یک بار مصرف مواجهیم نه فقط در سینمای ایران که در سینمای جهان.

هیجان کشف و کنکاش
در کنار تمام ویژگی های خوب اثر می توانست اتفاقی بیافتد که البته در سلیقه روایت صاحب اثر است اما در ادبیات و سینما نبودن آن بخشی از اثربخشی را کم می کند و بودن آن به هیجان می افزاید. در همان پارت اول فیلم ماجرای کاملی که در ادامه ما زیر و بالای آن را می بینیم به شکل نریشن راوی روایت می شود، چیزی که می توانست نباشد و مخاطب خودش با آن مواجه شود.
و دومین بار در پایان بندی فیلم، در حوضچه آب گرم و نقشه آخر بهتر بود فیلم پایان یابد و فیلم از آن جنسی بود که این نوع از پایان باز را می طلبید اما تصمیم طور دیگری رقم خورد که البته سلیقه ایست و شاید شخص دیگری همین پایان را بپسندد.

زبان ترکی و بهترین فیلم های معاصر
استفاده از زبان ترکی (آذری) یک امتیاز ویژه برای جذابیت های این فیلم است و فیلم «پوست» ساخته برادران ارک و «آتابای» ساخته نیکی کریمی هم از این ویژگی که نوعی زیبایی شناسی صوتی دارد بهره مند هستند و از دلایل اصلی عمق بخشیدن به زیبایی شناسی اثر شده است.
در این فیلم هم اهمیت به زبان بومی و استفاده از متنی قوی، خوب و دیالوگ نویسی هایی که در ترکیب با زبان ترکی زیبایی دو چندانی پیدا می کنند ارزش خاصی به فیلم داده است.
فیلم «پیرمردها نمی‌میرند» بدون شک اثری لذت‌بخش است که صرفا برای مخاطب سینمای خاص نیست و مخاطب عام را هم سیراب می کند و امید به اینکه سلیقه مخاطب سینما ارتقا پیدا کند و چنین داستانی را چنین طنازی هایی را به راحتی از کنارش نگذرد و نادیده نگیرد.