هنروتجربه:مستند اجتماعی «پیله» جدیدترین فیلم مستند محمد کارت در برنامه تلویزیونی «به اضافه مستند» از شبکه مستند سیما پخش شد و پس از آن معین باباخانلو یکی از شخصیت‌های اصلی مستند «خط باریک قرمز» مهمان برنامه بود.

مستند اجتماعی «پیله» جدیدترین فیلم مستند محمد کارت در برنامه تلویزیونی «به اضافه مستند» از شبکه مستند سیما پخش شد. این فیلم مستند روایت کسانی است که روزگاری اسیر اعتیاد بوده و حالا با آزادشدن از این دام، تجربیات خود را از آن روزگار تلخ و زندگی جدیدی که دارند، مطرح می‌کنند.

یکی از بخش‌های قابل توجه این مستند، صحبت‌های کسانی است که از روزهای ترسناک اعتیاد و کارهایی که انجام می‌دادند، سخن می‌گفتند.

پس از پخش این فیلم مستند، معین باباخانلو، یکی از شخصیت‌های اصلی مستند «خط باریک قرمز» مهمان برنامه بود. این فیلم مستند که محصول سال ۱۳۹۸ است، ماجرای تعدادی نوجوان در کانون اصلاح و تربیت است که وارد جریانی جدید می‌شوند و اتفاقات تازه‌ای مسیر زندگی‌شان را عوض می‌کند. حضور در یک گروه تئاتر و بازی در آن نه تنها کمک می‌کند که از زندان آزاد شوند، بلکه مسیر زندگی‌شان را نسبت به گذشته تغییر می‌دهد.

معین باباخانلو که چنین اتفاقی در زندگی‌اش رخ داده است، در برنامه به اضافه مستند از اتفاقات تلخ گذشته و روشنی‌های آینده صحبت کرد. در زیر مشروح صحبت‌های او را می‌خوانید:‌

وی در ابتدای برنامه با اشاره به زندگی جدیدی که پس از آزادی از زندان آغاز کرده است، گفت: من گذشته خیلی خوبی نداشتم، در منطقه‌ای زندگی می‌کردم که همه‌اش حاشیه بود و ما هم درگیر این حاشیه‌ها می‌شدیم. غرور کاذبی وجود داشت که باعث شد دست به هر کاری بزنم. دعوا، دست‌کجی و …. اما این خود واقعی‌ام نبود. به نظرم شرور کسی است که از خود واقعی‌اش فاصله می‌گیرد، کارهایی انجام می‌دهد که بقیه بگویند خیلی بزرگ است اما واقعاً این‌گونه نیست. اما اکنون هرجا که می‌روم خود واقعی‌ام را معرفی می‌کنم و به کسی دروغ نمی‌گویم. اصلاً هم برایم مهم نیست که طرف مقابل چه قضاوتی می‌کند.

وی با اشاره به اتفاقی که سبب شد زندان بیفتد،گفت: برای رفیق‌بازی به زندان افتادم. از من کاری خواست و من هم برای اینکه در جمعی بگوید «دمت گرم»!، این کار خلاف را انجام دادم و در نهایت به زندان  افتادم و به کانون رفتم. حضورم در کانون و آشنایی با افراد جدیدی که وارد زندگی‌ام شدند باعث شد که تلنگری بخورم و متوجه شوم که  شیوه زندگی‌ام در گذشته اصلاً خوب نبوده و دیگر هم ادامه‌اش ندادم.

باباخانلو درباره انتخابش برای حضور در یک تئاتر در کانون اصلاح و تربیت توضیح داد: گروه ما شامل ۱۲۰ نفر بود که صبح‌ها به کارگاه می‌رفتیم. در آنجا کارگاه‌های معرق، نجاری، مکانیکی، مدرسه و … بود. روزی گروهی آمدند و گفتند که می‌خواهیم شما را برای فیلمبرداری ببریم. در ابتدا می‌ترسیدم اما بعداً دیدم که انگار اوضاع جور دیگری است. ۱۰ نفر را انتخاب کردند و من نفر دهم بودم. وقتی واردش شدم دیدم که چقدر خوب است.

باباخانلو بیان داشت:‌ وقتی وارد تئاتر شدم دیدم که زندگی خیلی بهتر از آن چیزی که داشتم می‌تواند باشد. اکنون در خانواده‌ام جور دیگری به من نگاه می‌کنند. مادرم استرس ندارد که من کدام بازداشتگاه هستم، حضور در کنار بزرگانی که ما را راهنمایی کردند باعث شد یاد بگیریم که چگونه حرف بزنیم و رفتار کنیم.

او درباره شرایط خود پس از آزادی از زندان گفت: سعی کردم که دیگر سراغ رفقای قدیمی که همواره درباره خلاف و دعوا حرف می‌زدند، نروم چرا که باعث می‌شد دوباره جذب آنها شوم. مسیر زندگی من اکنون به گونه دیگری رقم خورده است. اکنون تنها رفقایم بچه‌های تئاتر و خانواده‌ام هستند.

بازیگر فیلم مستند «خط باریک قرمز» درباره ساخت این فیلم مستند گفت: وقتی که فیلم خط باریک قرمز ساخته شد و به جشنواره رفتیم، همه‌مان ناامید بودیم، می‌گفتیم که عجب اشتباهی کردیم و چرا از قبل برای ما رضایت نگرفتند؟ اما دیدم که اینگونه نیست، آقای فرهاد اصلانی، خانم هنگامه قاضیانی،‌ آقای یاسر خاسب و … پیگیر کار بچه‌ها بودند و رضایت هم گرفتند.

وی درباره بازگشت دوباره‌اش به کانون و بازیگری تئاتر پس از آزادی از زندان گفت: تا روزی که در زندان بودم با ماسک بازی می‌کردم اما بعد که از زندان آزاد شدم، ماسک را برداشتم، دوباره به کانون برگشتم و تئاتر بازی کردم. این کار را کردم تا بقیه جذب شوند که دست از خلاف بردارند و به این راه بیایند. یکی از آنان از من پرسید مگر عقلت را از دست داده‌ای که دوباره برگشتی؟ گفتم نه. اکنون مسیر جدیدی برایم باز شده است. البته عده‌ای با ورود دوباره‌ام به کانون مخالفت می‌کردند و فکر می‌کردند که ما سوءاستفاده می‌کنیم اما بعداً متوجه شدند که اینگونه نیست. وقتی برای اولین بار روی صحنه تئاتر آمدم و قرار بود نمایشی را اجرا کنم، حس غیرقابل وصفی بود.

او در پایان صحبت‌های خود گفت:‌ مدت‌هاست که سعی می‌کنم وارد دعوا نشوم و حتی اگر جایی ببینم که دعوا شده است، برای جدا کردن وارد نمی‌شوم. امیدوارم دید خیلی‌ها در تلویزیون و تئاتر باز شود و به ما جوان‌ترها نگاه کنند. امیدوارم فضایی فراهم شود که تجربه کسب کنیم.