هنرو تجربه: رضا صائمی: مستند «شهرسوخته» به کارگردانی ناصر پویش (که در اکران آنلاین است)  اگرچه به نظر مستندی باستان شناسی و تاریخی به نظر می رسد که عنوان اثر هم به این معنا تعبیر می شود اما واقعیت این است که «شهر سوخته» روایتی مردم نگارانه با بهره گیری از تخیلی زیبایی شناسانه درباره زندگی اجتماعی و اندیشه ها و جهان بینی مردم منطقه زابل در آن برهه تاریخی است. شهری که یکی از بلندترین تمدن‌های دوران سپیده دم تاریخ را داشته‌است. اشاره به تخیل زیبایی شناختی در این اثر، ناظر به استفاده خلاقانه مستندساز در بازنمایی نمایشی و خیال پردازانه روابط  و مناسبات فردی و اجتماعی مردم آن دوره با تمهید صداسازی است. به این معنا که مستند ساز زبانی خیالی برای مکالمات و دیالوگ های مردم آن دوره در سکانس های نمایشی اثر خلق می کند که امکان رمزگشایی از آن وجود ندارد(گرچه از طریق زیر نویس آنها را ترجمه می کند) اما توانسته با بهره گیری ازعنصر خیال، شیوه زیستن و سخن گفتن مردم شهرسوخته را به شکل صوری بازسازی کند که این مولفه امکان همذات پنداری مخاطب با ریشه های کهن تاریخی و مردمانش را تقویت می کند. از این حیث می توان مستند «شهر سوخته» را نوعی عبور از رویکرد باستان شناسی و برجسته کردن روایتی مردمنگارانه در تاریخی کهن دانست که تجربه های زیسته و زیست -جهان آنها را در بازنمایی خلاقانه به تصویر می کشد.

درباره شهر سوخته مستندهایی دیگری هم ساخته شده است حتی با همین عنوان اما آنچه مستند ناصر پویش را متمایز می کند هم نگاه سوبژکتیو او به این شهر و تاریخ و مردم آنست که زیست اجتماعی مردم شهر را در کانون روایت خود قرار داده و هم فرم ابژکتیو آن که یک روایت زنده از پروسه باستان شناسی در این مکان است. شیوه ای از روایت و بیان که مسئله شناسی و زیبایی شناسی مستند را بر هم مماس می کند. مثلا همان پلان آغازین مستند که پاک کردن گرد و خاک از روی یک شیشه است که هم کند و کاو و کنش حرفه ای یک باستان شناس را نشان می دهد و هم دالی نمادین در صورت بندی معنای اثر است که روشنگری درباره یک مکان و شهر اسطوری است. در واقع مخاطب در مستند «شهر سوخته» با چند باستان شناس ایرانی و ایتالیایی روبر می شود که در حال انجام حفاری وخاک برداری و فعالیت های مرتبط باستان شناسی هستند و هم درباره شهر سوخته و ویژگی های آن از منظرهای مختلف صحبت می کنند. در واقع مستندساز با یک گروه محقق باستان شناس همراه شده که هم به شکل عملیاتی و هم علمی و گفتاری به رمزگشایی از این شهر تاریخی شگفت انگیز دست می زنند. صحبت های باستان شناسان ایتالیایی درباره شهر سوخته در کنار حرف های باستان شناسان ایرانی کمک می کند تا تحلیلی موازی از روایت داخلی و خارجی درباره سوژه داشته باشیم و جایگاه شهر سوخته از منظرهای بومی وجهانی باستان شناختی شنیده شود.

مستند ساز به نوعی از همین تحلیل و تفسیرها به جای متن گفتار استفاده می کند که وقتی کلام آنها بر روی تصاویری شهر سوخته قرار می گیرد همسنخ نریشن می شود. روایت شهر سوخته را با توجه به رویکردی که مستندساز در پیش می گیرد می توان روایت جز به کل دانست. به این معنا که از طریق بازنمایی یک محوطه باستانی که شهر سوخته در آن شکل گرفته به گذشته تاریخی منطقه و مردم آن پل زده می شود و به واسطه تحلیل و تفسیرهای مردم شناسانه و باستان شناسی، تصویری کلی و روایتی کلان تر از سوژه مستند صورت بندی می شود. در خوانشی فرامتنی از این مستند باید به این نکته هم اشاره کرد که علی رغم پرداخت به شکوه و شوکت باستانی شهر سوخته و ارجاعات تاریخی به پیشرفت های تمدنی در این منطقه در آن برهه تاریخی، لحن اثر دچار ناسیونالیسم افراطی یا سانتی مانتالیسم ملی گرایانه نمی شود و مستندساز تلاش کرده منطق رئالیستی اثر را در شیوه روایت حفظ کند. در عین حال با تماشای این مستند می تواند به اهمیت و عظمت شهر سوخته در یک تمدن سنجی تاریخی پی برد. به اینکه کاوش های صورت گرفته در این شهر چه توسط باستان شناسان خارجی چه ایرانی، بسیاری از فرضیه ها، یافته ها و نظریه های مورخان و باستان شناسان را به چالش کشیده و رازهای تازه ای را تمدن کهن ایرانی برملاء کرده است. به همین دلیل صحبت های باستان شناسان موجود در فیلم به متنی ملال انگیز بدل نمی شود و اطلاعات جذابی به مخاطب ارائه می کند. البته ریتم فیلم کمی کند است و گاه سویه های کلامی و کارشناسانه مطول می شود. با این حال همراه شدن گام به گام و گزارش لحظه به لحظه از کاوش های باستان شناسان، تعلیقی جستجوگرانه ایجاد می کند که با توجه به جذابیت مورد شگفت انگیز یک شهر تاریخی، مخاطب را تا انتهای اثر می کشاند. مستندی که با تحلیل و تخیل خلاق به روایت شهر سوخته می پردازد.