هنروتجربه: عزیرالله حاجی مشهدی : فیلم مستند داستانی ” خط باریک قرمز” ساخته ” فرزاد خوشدست” نشان می دهد که با استفاده از زبان هنر به طورعام و با بهره بردن از هنر نمایش به طور خاص، می توان به درمان برخی ناهنجاری های رفتاری و بیماری های روانی پرداخت.

“نمایش درمانی” (Psychodrama)به عنوان شاخه ای از “هنر درمانی” با استفاده از ظرفیت های داستان پردازی و زیباشناختی موجود در هنر نمایش ، برای نخستین بار ، از سوی یک روان پزشک رومانیایی به نام ” ژاکوب لِوی مورنو” (Jacob L. Moreno ) در اوایل سده بیستم میلادی درحومه نیویورک مورداستفاده قرار گرفت .مورنو، کارش را با شناسایی چند کودک ، در سایه شعار “یاری به خود” با تشکیل یک گروه درمانی کوچک با همین نام، آغاز به کار کرد.

واقعیت این است که ساخت فیلم هایی از این دست  در ایران،  در فضایی مثل “کانون اصلاح وتربیت” دردسرهای زیادی دارد. صرف حدود سه سال وقت برای تولید چنین اثری را باید درهمین نکته جُست وجو کرد.

یک مربی هنر نمایش، با سختکوشی فراوان ، تلاش می کند تا گروهی از نوجوان بزهکار را با یاری چند مربی دیگر، برای اجرای  یک نمایش در جریان برگزاری جشنواره رسمی تئاتر ، آماده کند. با این امید که همه آن ها بتوانند یک بار دیگر، بوی خوش رهایی و نفس کشیدن در هوای آزاد را تجربه کنند. به ویژه که به گفته ی یکی از نوجوانان ، آن ها اگرچه به ظاهر در زندان نیستند، اما فرق چندانی هم با زندانی ها ندارند!

این فیلم مستند ، ظرفیت های مشترک موجود در هنرها و علوم وفنون  مختلف برای درمان و بهبود  شرایط  بزهکاران را به خوبی نشان می دهد و می گوید که هنر نمایش می تواند شانه به شانه ی روانشناسی ،در ایجاد دگرگونی های سودمند در رفتار نوجوانان بزهکار حرکت کند و آن ها را با فاصله یک خط باریک قرمز، با زندگی سالم و همزیستی به دور از تنش با سایر افراد جامعه ، آشتی دهد.

اغراق در طراحی چهره آرایی فیلم ( کار محمدرضا عباسی)، با استفاده از نقاب ها و صورتک هایی ساده و رسیدن به شکل و شمایلی دلقک وار- شبیه بازیگران سیرک – تمهیدی هوشمندانه برای شناخته نشدن چهره نوجوانان بزهکار،بوده است . انتخاب تنها چند نوجوانان بزهکار از میان یک جمع ۱۷۰ نفره، با وسواس های فراوان یک مربی تئاتر(  توماج دانش بهزادی ) به عنوان شخصیت محوری و همراهی مشتاقانه ی چند بازیگرنام آشنای سینما و تئاتر( هنگامه قاضیانی،فرهاد اصلانی ،  افشین هاشمی، امیر دژاکام و…) ، موجب می شود تا ظرفیت های پُرشگفتِ ” نمایش درمانی” ، از طریق مشارکت دلخواسته ی نوجوانان ، اعتماد به نفس یکایک آنان را در وجودشان زنده کند و به گواهی میان نوشته های عنوان بندی پایانی فیلم  ، به خوبی دریابیم که هیچ یک از آن ها ، هرگزحاضر نمی شوند که باردیگر به زندگی تلخ وپراندوه گذشته ی خود برگردند.

خط باریک ….گذشته از امتیازهایی چون: فیلمبرداری خوب ،تدوین بسیار مناسب و موسیقی کم حجم و تاثیرگذار( صبا ندایی) ، یک امتیاز برجسته ی دیگر نیز دارد و آن طرح یک پیشنهاد جدی به اهالی هنر نمایش درایران، برای شکل دادن گروه های تخصصی تئاتری در عرصه ی “نمایش درمانی” است.