هنروتجربه: ایلیا محمدی نیا: یکی از اتفاقات خوبی که با اکران فیلم های مستند در گروه هنر و تجربه شاهدش هستیم امکان دستیابی و دیدن آثاری است که به جز جشنواره های موضوعی یا جشنواره فیلم حقیقت امکانش در شرایط فعلی نمایش میسر نیست. فیلم هایی که فارغ از ساختارو کیفیتشان ما را با بخش مهمی از موسیقی متنوع این سامان آشنا می کنند. فیلم«سبالو» ساخته محسن نساوند که در کارنامه فعالیتش فیلمهای« کلیسای گریگوری»،«سایه»،«ژلوفن»،«داون» و«تالار وحدت هفت صبح» رادارد از جمله آثار ارزشمند در حوزه پژوهش موسیقی نواحی است که مخاطب را با بخشی از میراث در حال فراموشی موسیقی در جنوب و خاصه بوشهر آشنا می کند. به جهت مسائل مربوط به گسترش ویروس فراگیر کرونا این مصاحبه از طریق پرسش و پاسخ واتس آپی انجام شد و طبیعی است نشد آنچه که مد نظرم بود.

اولین سوال در ارتباط با اسم فیلم و  واژه سبالو  است که در نگاه اول با ان روبرو میشویم در این باره بیشتر توضیح می دهید.

سبالو به شیوه اجرای موسیقی آفریقائی تبار های جنوب ایران و بوشهر گفته می شود که به شکل دایره وار اجرا می کردند، چیزی که در بوشهر هم وجود داشته  است و سبالو ها کسانی بودند که در مراسم های شادی و عزا شرکت می کردند زنانه با حضورزنها و مردانه ها هم با حضور مردها ، و البته همه از رنگین پوستان آفریقائی تبار بودند.

با توجه به پتانسیل خوبی که در کاراکتر محمود بردک نیا وجود داشت چرا تلاش نکردید مستند پرتره ای از او به تصویر بکشید. آنچه که در فیلم می بینیم برش های از فعالیت های اوست که البته نمی تواند تعریف مستند پرتره را به آن الصاق کرد

من از همان ابتدا دو دغدغه مهم داشتم، یکی تاثیر رنگین پوستان سیاه پوستان آفریقائی تبار بر موسیقی آئینی و مذهبی و سنتی بوشهرکه مساله خیلی گسترده ای هست و این موضوع در بوشهر طی پنجاه سال گذشته در مدیوم سینما ، فقط در فیلم ( اربعین ) ساخته ناصر تقوایی و توجه ایشان به اهمیت رنگین پوستان آفریقائی و مراسم آیین و مذهبی در بوشهر به صورت مستند پرداخته شده بود و الان خیلی از شخصیت های موثر در آن دهه که در فیلم اربعین هم سنج و هم دمام میزدند فوت شدند ، و فقط چند قطعه عکس آنها باقی مانده است.

و دومین دلیل ، شخص محمود بردک نیا بود، که برایم جذابیت زیادی داشت، چون نسل و اجدادش همان طبال هایی بودند که نقش و تاثیر زیادی روی شکل گیری موسیقی مذهبی بوشهر داشتند، دمام محله بهبهانی جز بهترین ها بوده و هست. پدر محمود ، جعفر بردک نیا، پدربزرگش محمد علی بردک نیا، سلمان و بشیر ، کل رجب، و بومون … همه جز نادرترین طبال ها در خاور میانه بودند. از نظر من این موضوع داشت  فراموش می شد، و من نمی خواستم برای همیشه به دست فراموشی سپرده شود و حتی سالها بعد هیچ سندی از آدمهایی که اکنون در  حال فعالیت هستند در دست نباشد، متاسفانه این خلأ در مورد  گذشتگانشان احساس  میشود .

.محمود الان جا پای نیاکانش گذاشته، با پیشینه ای روشن ، و با هنرش ، ساخت ساز ، ساخت دمام و نواختن دمام در مسجد محله بهبهانی تلاش می کند یاد آنها را زنده نگه داشته و به نسل بعد از خودش انتقال بدهد.محمود همزمان هم روایتگر زندگی خودش هست و هم از طریق محمود ما به حقایقی درباره اجدادش و تاریخچه رنگین پوستان آفریقائی تبار در بوشهر می رسیم.

برای تولید چنین فیلمی چه مدتی را صرف پژوهش کردید؟ در باره شکل پژوهش هم توضیح دهید

حدودا هشت سال پروسه تحقیق و پژوهش و تولید فیلم به طول انجامید، به دلیل کمبود اطلاعات و تصاویر و عکس ها در طول این سالها و جمع آوری دوباره، بیشترین تمرکز ما روی افرادی بود که خود شاهدان عینی مراسم ها ، شخصیت ها و یا هنرمندان و موزیسین هایی بود که اشتراکاتی با موضوع داشتند .تا به متریال و مستندات با ارزش دست یابیم.

آیا فیلمنامه کاملی پیش ازشروع فیلمبرداری در اختیار داشتید؟

بله من از سال دوم آشنایی با محمود و تحقیق های میدانی به طرحی اولیه رسیدم که می توانستم بر اساس آن فیلمبرداری را شروع کنم و البته بارها تغییراتی صورت گرفت و کم کم به طراحی اصلی رسیدم، چون به دو مبحث مرتبط و جدا نشدنی باید می پرداختم و البته که خیلی سخت بود مرز بین پرتره و موضوعی که به واسطه آن می خواستم برهه ای از تاریخ یک قوم را نشان دهم به همین دلیل باید جوری بالانس می کردم که ضربه ای به ریتم و جنس کار و غیر مرتبط بودن موضوع نخورد.

عنوان فیلم سبالو است اما در طول فیلم اطلاعات کمی درباره سبالو  برای مخاطب بیان می شود.تعمدی دراین باره داشتید؟

بنظرم عنوان فیلم لزوما نباید در همه جا یا بخش های متعددی به آن اشاره شود و معتقدم ممکن است نام فیلم برگرفته از عنصری باشد که در طول تولید فیلم توجه من را جلب کرده باشد، یا ریشه تاریخی داشته باشد که  ازآن برای نام فیلم استفاده کرده باشم.

سبالو به حتم برای مردم بوشهر و اساسا کسانی که با موسیقی بوشهر آشنایی دارند امر شناخته شده است. اما در فیلم. اینگونه به نظر می رسد روی اطلاعات مخاطبتان در باره سبالو حساب کرده بودید که عمده بخش های فیلم را حول محور فعالیت های محمود بردکنیا اختصاص دادید.فکر نمی کنید در باره سبالو نیاز به مقدمه بیشتری وجود داشت تا مخاطب غیر بومی به درک بهتری از سبالو و نوع فعالیت های محمود برسد؟


ببینید اصلا هدف من معرفی اصطلاح سبالو نبوده ، سبالو یک عنوان است ، که شاید خیلی از جنوبی ها هم که اتفاقا پیگیر موسیقی جنوب باشند آشنایی چندانی باآن نداشته باشند چون یه اصطلاح خیلی قدیمی است، که هیچ سندی هم شاید بطور مکتوب از آن نمانده باشد، من دنبال ثبت این برهه از زمان و تاثیر رنگین پوستان آفریقائی تبار روی موسیقی بوشهر بودم و چون محمود به دلایل مختلف پر رنگ ترین و دارای خصوصیات فردی خاصی در ساخت ساز و فعال در موسیقی آئینی وسنتی بوشهر بود و جدا از اینها بازمانده ای ازآن نسل طلایی و تکرار نشدنی است بهتر دیدم که محمود بیشترین سهم را در پیش برد و روایت فیلمم داشته باشد این بهترین انتخاب من بود، من ارزش وجودی محمود را غنیمت شمردم. زندگی محمود جذابیت خیلی بالایی برای من داشت.

چرا از زندگی محمود بردکنیا اطلاعات کمی در فیلم وجود دارد؟ مخاطب بیشتر درگیر فعالیت های موسیقایی اوست. تعمدی داشتید که به وجوه شخصی زندگی او نپرداختید؟


محمود در نگاه اول سادگی و متانت و افتادگی خاصی دارد اما به نظرم خیلی انسان پیچیده ای است،این تجربه شخصی خودم از کار کردن با او بودکه درون پر آشوبی د ارد. هر چه در فیلم می بینیم خودِ زندگی محمود بردک نیا ست، تا آنجا که شخصیت و زندگی خصوصی اش اجازه می داد سعی کردم به او نزدیک شدم، درواقع حریم خصوصی اش را حفظ کردم ،من برای ارتباط با شخصیت فیلم هایم با مدل و استایل خودم برخورد می کنم. به نظرم بخش های مفیدش چیزهایی هست که در نهایت در فیلم استفاده می کنیم و اینها در طول زندگی کردن با شخصیت ها ی فیلم هایم به دست آمده است  سعی من بر این بوده از اطلاعاتی که بیننده را از موضوع اصلی دور می کند پرهیز کنم.نمی خواهم اغراق کنم یا مدعی باشم اما خودم را در ارتباط و نزدیک شدن به شخصیت ها و پرتره های فیلم هایم تا حدود زیادی موفق دیدم و تا زمانی که شرایط روحی و خصوصی آنها اجازه می دهد با حفظ حریم شخصی‌شان برای نزدیکی مخاطب و بیان احساسات صحنه ها و موقعیت ها پیش می روم، اینکه از زندگی خصوصی محمود لحظه های کمی در فیلم وجود داردبه خاطر این است که محمود اینطوری راحت تر بود.

فیلم تان را به عباس کیارستمی تقدیم کرده و در ابتدای فیلم آورده اید “تقدیم به شاعر بزرگ سینما عباس کیارستمی برای آنکه قدم هایم را در راه ساخت این اثر استوار کرد.”در این باره توضیح بیشتری می دهید؟

بله، آشنایی من با جناب کیارستمی بر می گردد به سال ۹۲ ، چند روز بعد از زلزله دشتی استان بوشهر ،که ازایشان دعوت کردم برای اکران ویژه فیلم های کوتاه بچه های بوشهر و جمع آوری کمک به آن مناطق ..اولین ملاقات من بااو در «نشر نظر» بود، ایشان پیش ازآن دیدار فیلمی مستند از من دیده بودند با نام (سایه) درست لحظه ی ورودم به اتاق به من گفت من دلم برای عصمت تنگ شده ( اشاره به شخصیت فیلم مستند سایه) و در حین صحبت ها ازمن پرسید الان چه طرحی داری، چیکار می کنید؟ یادم هست آن موقع خیلی بریده بریده و با فاصله زیاد بخاطر مسائل شخصی خودم بخش هایی از سبالو رو فیلمبرداری می کردیم دچار بی میلی و خستگی شده بودم و وقتی موضوع فیلم را برایشان تعریف کردم به شدت علاقه مند شدند و گفتن برگرد و بدون توقف فیلم را به پایان برسان و من منتظرم که فیلم را ببینم. تعریف از فیلمم توسط ایشان و صحبت هایشان درباره کار جدیدم بالاترین انگیزه را به من داد.متاسفانه در زمان تولید فیلم بود که ایشان از بین ما رفتند و من همیشه در خاطرم چیزی اذیتم می کرد نمیدانم یک جور حس افسوس بود یا …. بعد از فیلمبرداری این تصمیم را گرفتم که فیلم رو به آقای کیارستمی تقدیم کنم .

اشاره داشتید که به تصویر کشیدن فعالیت های محمود برایتان بهانه ای بود که به تاثیر رنگین پوستان آفریقایی تبار بر موسیقی آیینی و مذهبی بوشهر بپردازیدبه نظرم ایده ای درخشان بود که خود می توانست سوژه یک مستند مستقل و در عین حال جذاب باشد چرا مستقلا به آن نپرداختید؟

خوب قطعا همین طورهست در کارهای قبلی ام هم پرتره هایی کار کردم که صرفا مختص کاراکترم بود و فقط به مسائل مربوط به همان کاراکترپرداخته و اشاره شده است، اما سبالو برای من از ابتدا دو تا موضوع رو به همراه داشت ، حتی اگر پرتره صرف محمود هم را طراحی می کردم ناخوداگاه به عقبه و پیشینه آن هم اشاراتی می کردم و راحت تر بگویم به همان اندازه که کاراکتر محمود برای من جذاب بود و همان قدرتاثیر رنگین پوستان آفریقائی تبار برای من قابل اهمیت بود و این دو در هم تنیده شده و هارمونی داشت که چنین تصمیمی درباره شکل ساخت فیلم گرفتم ، یک جوری مکمل هم بودند که برایم سخت بود طور دیگه ای به آنها نگاه کنم.

 

چقدر بین آنچه که در حین پژوهش نوشته و به آن فکر کرده بودید و آنچه که در موقع فیلمبرداری اتفاق افتاد تفاوت وجود دارد.

خوب کمی جواب دادن به این سوال سخت است، من تقریبا تا زمانی که حدود هفتاد درصد پژوهش هایم تمام نشدند فیلمبرداری اصلی را شروع نکردم ، و همیشه لیست موضوعات و لوکیشن ها و صحنه ها و مصاحبه ها رو باز نگه می داشتم ، حتی زمان تدوین هم صحنه های تازه ای فیلمبردار شد مصاحبه های جدید یا اطلاعات که تازه به دست می آوردم. اضافه می شد. احساسم این است که حدود ۸۵ درصد آن چیزی بود که ازابتدا به آن فکر  کرده بودم.

چند ساعت راش و طی چند جلسه فیلمبرداری پیش از تدوین در اختیار داشتید؟

ما حدودت ۱ ترابایت راش گرفتیم، و در طی این سالها قبل از تدوین حدود۴۳ جلسه فیلمبرداری داشتیم

 

درباره حضور خانم معتمدآریا به عنوان تهیه کننده در فیلم کمی توضیح دهید؟

خانم معتمد آریا ، تهیه کننده فیلم هستند، سرمایه گذار به معنای مالی خیر، اما کاملا مالک فیلم هستند. با توجه به اینکه در این سالها بارها به بوشهر سفر کردند و از نزدیک با مراسم و فرهنگ و موسیقی بوشهر آشنا شده بودند و در کل جدا از همه اینها  احساس عمیقی به شهر بوشهر داشتند ابتدا که اولین نسخه فیلم را دیدن خیلی علاقه مند شدند و ارتباط خوبی  با فیلم برقرار کردند بعد قرار شد ایشان به عنوان تهیه کننده فیلم از آن لحظه به من و فیلم کمک کنند، حقیقتی که وجود دارد این است که اینقدر خانم معتمد آریا انسانی پر از مهر و عاطفه هستند که با رضایت قلبی پذیرفتن و برای فیلم تمام تلاششان را کردند و با حضورشان در صحنه فیلمبرداری و تدوین و پست پروداکشن انرژی مثبتی به گروه میدادند ، برای بهتر شدن فیلم ازهیچ کمکی دریغ نکردند

ایشان چه اندازه با موسیقی بوشهر آشنایی داشت؟

ساختن فیلم مستند در هر ژانری نیاز به تحقیقات خاص خودش را دارد، با توجه به اینکه حال و هوای فیلم در ارتباط مستقیم با موسیقی بود و دورادور با بچه های موسیقی بوشهر در ارتباط بودم شناخت نسبی و تجربی داشتم اما نه به صورت تخصصی، ولی با توجه به پیشرفت کار و تحقیقات کم کم با سازها و شکل و شمایل مراسم ها و رسوم با جزئیات بیشتری آشنا شدم. برای ساخت فیلم مستند در خصوص هر موضوعی لزوما نباید از ابتدا صد درصد اطلاعات یا شناخت ویا تخصص درباره اش داشته باشیم، به نظرم وقتی تحقیق می کنید خود بخود به آگاهی نسبی می رسیم، و با دنیای جدیدی روبرو می شویم بستگی دارد تا چه میزانی به آن سطح از علم برای پیشبرد قصه و هدف فیلم نیاز داریم. مساله شناخت من و خانم معتمد آریا به عنوان تهیه کننده از موسیقی به اندازه ی رسالت فیلم است.


در باره آیین خیام خوانی و یزله کمی توضیح دهید؟

یزله  یکی از شیوه های رایج موسیقی محلی جنوب ایران، بوشهر است که معمولا به وسیله گروهی از پیشکسوتان اجرا می‌شود، در بوشهر، یزله بعضا در مراسم شادی اما بیشتر در مراسم عزاداری ها در ماه محرم بعد از سینه زنی انجام می‌شود. به این شکل که افراد با گرفتن کمر فرد جلو تشکیل یک قطار انسانی داده و با ضرب آهنگ به نرمی قدم برداشته و به جلو می‌روند، این گروه پس از طی مسافتی ایستاده و دایره وار و خمیده به سمت مرکز، با ریتم یزله شروع به سینه زنی می‌کنند و اشعار و نوحه هایی می‌خوانند بستگی به زمان آن مراسم دارد مثلاً در شب تاسوعا همه با هم می‌خوانند: (شب تاسوعاست امشب) و تک خوان در جواب می‌گوید: (کربلا غوغاست امشب) حتی به این مراسم در گفتار عامیانه (هیامظلوم) هم گفته می‌شود.خیام خوانی در بوشهر مراسمی هست که درآن از رباعیات خیام خوانده می شود و با همنوایی با سازهای ضرب و نی جفتی و فلوت و دم گرفتن حاضران همراه است.اشعار خیام در مراسم حنابندان، ختنه‏‌سوران، محافل جشن و شب‌نشینی‌ها خوانده مى‏‌شود. این مراسم جزئی از موسیقی محفلی و خصوصی بوشهر و در موسیقی نواحی ایران منحصربه فرد است. معمولاً از نیمه‌ی شب آغاز و تا سحر، همراه با رقصی عرفانی، که خاص این مراسم‌هاست، ادامه دارد. در خیام خوانی بوشهر می توان از بزرگانی چون حاج باقر آرامی، جهانبخش کردی زاده (بخشو) و محمد شریفیان نام برد که متاسفانه همگی دار فانی را وداع گفته اند. خوشبختانه ناخدا «خِدِر عزیززاده» یکی از پیشکسوتان موسیقی و حرکات آیینی بوشهر، اکنون به فعالیت در هنر خیامی مشغول است که در سبالو با ما همکاری داشته است.

 

سبالو نخستین فیلم شماست که در گروه هنر و تجربه اکران می شود؟

بله نخستین فیلم من است که در گروه هنر و تجربه اکران می شود.

فکر می کنید هنر و تجربه جای مناسبی برای اکران فیلم های مستند است؟

قطعا همینطورهست، اکران در گروه هنر و تجربه برای فیلمسازان مستقل با توجه به مخاطبین خاصی که این گروه دارد و محدودیت هایی که هر فیلمساز مستندی برای ساخت و نمایش فیلمش دارد جزو بهترین فرصت هاست.