هنروتجربه: ندا قوسی: خودمانیم، بیاییم و قبول کنیم که جامعه سهل انگار و فراموشکاری هستیم؛ از وقایع و آدم های مهم و اثرگذار یا بی خبریم یا که زود از یاد می بریمشان. آدم هایی که باید با تک تک تاثیراتشان بشناسیم را یا نمی شناسیم و اگرهم اسمشان به گوشمان خورده، تلاش نمی کنیم ببینیم اصلا کیستند و چه ها کرده اند!؟ چه بسیار شاعر، ادیب، نویسنده و هنرمند و… در این خاک پر گهر آمده و رفته اند که اکنون اکثریت با نامشان ناآشنایند و افسوس از این قدرنشناسی و نادیده گرفتن ها.

و اما، ممنون از هنرمندانی که تلاش می کنند ما را با این نمونه از انسان های کمتر قدر و منزلت دیده آشنا کنند. هنرمندانی چون “رها فریدی”، کارگردان فیلم “چی چکا(قصه شب)”. این فیلم مستند سینمایی که اثری است -حقیقتا- جذاب و دیدنی، ما را با گوشه هایی از حیات پرفراز و نشیب “ابراهیم منصفی”، هنرمند معاصر، آشنا می کند. شاعر، نویسنده، موسیقی دان و هنرمند خونگرم، عاشق، مهربان و پرشروشورِ هرمزگانی، که سالهای ۱۳۲۴ تا ۱۳۷۶ (یعنی فقط ۵۲ سال) زیسته؛ ولیکن آثارش را بسیاری از ما ایرانی ها شنیده ایم و می شنویم، بی آنکه حتی خالقش را بشناسیم یا نامش به گوشمان خورده باشد.

مرد عاشق پیشه و مجنون -مجنون در معنای کاملا مثبت آن- که با آنکه بارها و بارها خودکشی کرده بود و خواسته بود عطای زندگی را به لقایش ببخشد، باز هم شور حیات در تک تک آثارش مشهود است.

این انسان هنرمند درونیات پیچیده ای داشته، در عین حال قلبی مهربان و رئوف را صاحب بوده و با آنکه خودویرانگری ها نموده، باز هم تلاش کرده با آثار خوش لحن و آوایش، جهان اطراف را جای بهتری کند برای زیستن. اینچنین است که هنوز اشعار و ترانه ها و تنظیماتش را می توان در کوچه پس کوچه های دیارش، از کودک و جوان و پیر شنید و از استماع آن خوشنود شد.

اما نکته قابل ذکر و فراموش نشدنی در مورد این مستند خاص این است که کارگردان خوش قریحه به شکلی کم مثال و قابل توجه به دنبال اسناد و مدارک و شواهد و قرائن مربوط به این انسان عشق پیشه رفته و از لابه لای همه ی چیزها، نکاتی بیرون کشیده که وقتی مانند یک پازل هزار تکه، کنار هم چیدتشان، فیلمی خوش سروسامان شکل گرفته، که حقیقتا استحقاق عنوان “هنرو تجربه” را دارد!

در جریان تماشای این فیلم لطیف، با شهر گرم و مهربان بندرعباس بیشتر و بهتر آشنا می شویم و می فهمیم که کوی به کویِ این شهر دیدنی چه حرفهای نغز و شیرینی دارد برای گفتن و شنیدن.

پس در کل می توان “چی چکا” را چکیده  خوش ساختی به حساب آورد که از حیات و پس از مرگ یک هنرمند می گوید، در محیطی کمتر پی گیری شده با روایتی انگیزاننده و لطیف، که مخاطب را برآن می دارد تا کمی حواسش را جمع کند و به خودش یادآوری کند که آدم هایی کمتر شناخته شده و کمتر گفته شده در هزار توی این دیار وجود دارند که زندگی هاشان با تمام زشتی ها و زیبایی ها، ارزش دیدن و شنیدن دارد، کسانی که قدر ندیده اند در این سرزمین، سرزمینی که خوب بلد است اسطوره بسازد، اما آنگاه که باید بینا باشد، سهل انگار می شود و غافل!