هنروتجربه-شادی حاجی مشهدی منتقد سینما در یادداشتی مفصل به تحلیل فیلم «خواب ابراهیم» پرداخته که در سایت هاشور حال اکران آنلاین است:

خوب این که، در حین فیلمبرداری پشت صحنه ی یک پروژه بزرگ سینمایی که در گونه و زمان خود قابل اعتنا و بزرگ  محسوب می شد، فیلم دیگری ، موازی با آن ، اما  با نگاهی متفاوت و مستقل، به کارگردانی محمود کریمی شکل گرفته است .

بهتر این که، این فیلم مستقل، مستندی متفاوت  از چگونگی تولید یک اثر بلند و قابل اعتنای سینمای ایران است. کارگردان در این مستند می کوشد تا با تکیه بر شخصیت اصلی آن یعنی ابراهیم حاتمی کیا ،  یک خط روایی از درونیات، دغدغه مندی ها و انتظارات حرفه ای این کارگردان کهنه کار- از آغاز تا پایان تولید- با تحلیل و نگاه خاص خود بسط دهد .

بهترین افق دید برای محمود کریمی که همزمان تصویربرداری، صدابرداری، کارگردانی و تدوین این فیلم را بر عهده داشته است، آن جا شکل می گیرد که از دلِ این فیلمِ مستند، یک قهرمان با تمام قصه ها و غصه هایش جان می گیرد. قهرمانی که نه تنها در بستر این داستان، بلکه با روایتی واقع گرایانه، همه آنچه را که برای تولید و ساخت چنین فیلمی در چنته داشته ، در معرض ظهور و بروز قرار داده است. تاکید بر خصلت های فردی و حرفه ای سازنده ی اثر و هویت بخشی به مخلوقی که او آفریده مهم ترین نقشی است که بر تارک این فیلم مستند شکل گرفته است.

در ضرورت وجود فیلم پشت صحنه از گذشته ها نیز، برای فیلمسازانی که به خوبی به ارزش های این نوع سینما واقف بودند،  به واقع عکاسی پشت صحنه – با پیشینه ای که به قدمت خود سینما دارد – می توانست به منزله ی آغازی بر شکل گیری اولین  پشت صحنه های امروزی باشد.

برای بسیاری از فیلمسازان مطرح سینما مثل “کریس مارکر” فرانسوی که  توجه ویژه ای به این نوع سینما داشت، امروزه نیز سینماگران حرفه ای به “فیلم پشت صحنه” به عنوان آرشیوی برای نگهداری و حفظ پروسه ی تولید فیلم نگاه نمی کنند . برای این قبیل فیلمسازان خلاقیت در ساختن یک فیلم مستند پشت صحنه ای ، فرای ثبت لحظات تکرارناشدنی تولید، در به وجود آمدن یک فیلم دوم، دارای ارزش است.

اینطور است که، چنین فیلمی می تواند به شکلی بالقوه، در  معرفی دقیق شخصیت ها و عوامل فیلم و در بازشناسی موقعیت ها، محیط و فضای فیلمسازی و نشانه های  فرهنگ  بومی  و حتی سیاسی – اجتماعی، فیلمسازان و افرادی که همراه و همکار فیلمساز بوده اند ، راهگشا باشد.

محمود کریمی با پیشینه ای از مستند سازی برای تلویزیون  و سینما ، مستند «خواب ابراهیم» را در مدت زمانی نزدیک به ۸۰ دقیقه و در مدت سه سال ساخته است. هر چند اغلب فیلمسازان ناخواسته از اینکه دشواری های  تجربه ی ساخته شدن فیلمشان را با مخاطبانشان در میان بگذارند، احساس بهتری خواهند داشت، اما به نظر می رسد، هدف کریمی از تدوین “خواب ابراهیم” چیزی فراتر از انتقال این تجربه باشد.

چنین مستندهایی بی تردید می توانند، در حکم کارگاه های آموزشی پراتیک و بدون حَشو و زوائد برای علاقمندان به کارگردانی، فیلمبرداری و حتی بازیگری باشند.

همانطور که از اسم این مستند نیز برمی آید ، فیلم”چ ” تعبیر واقعیتی است که  ابراهیم حاتمی کیا از رویای ساخته شدن چنین پروژه ای در سر پرورانیده است. خواب ابراهیم اشاره به نگرانی ها، وسواس ها،  و حتی کابوس هایی دارد که  روح حاتمی کیا را در تولید فیلم “چ ” رها نساخته و او را در حین تولید این اثرِ دشوارِ سینمایی با  چالش هایی روبرو کرده است.

کریمی ماحصل این تلاش را مخلوقی از اراده یک خالق می داند و فیلمش را با عبارت ” نحن مخلوقات ” آغاز می کند و به راستی چیدمان و سکان داری این اثر سینمایی را محصول درایت کارگردان و همکاری بی شائبه ی عوامل خوب فیلم معرفی می کند. برای او  ساخته شدن این مستند، تنها از منظرِ ثبت پشت صحنه های یک “بیگ پروداکشنِ” سینمایی جذاب نیست .او مدعی است که این فیلم،  یک خواب نگاره است!

خواب نگاره ای که با حضور کارگردان در رویای برزخیِ یک بیابانِ بیکرانِ آبی، شروع شده و به امید برای جنبش و تحول درونی حاصل از ساخته شدن این اثر در نهادِ کارگردان و عواملش پایان می یابد…

حضور چهره های حرفه ای و نام آشنای سینمای ایران، از عوامل فنی و صحنه گرفته تا گریم و اکسسوآر ، با همراهی گروهی از بازیگران حرفه ای سینما و تاتر ، در کنار حمایت های  خوبِ دستیار کارگردان  و کارِ کم نقص ِعوامل جلوه های ویژه ،  کلاژ رنگارنگی است که این تابلوی چشم نواز را زیباتر می کند.

مهم، فقط این نیست که قهرمانِ این داستان، کارگردانی باشد که قرار است خیال و خوابش، به ناکامی یا امیدواری ختم شوند ، مهم، نمایش این تلاش همگانی است، برای رسیدن به یک هدفِ مفروض و با ارزش. در این میان، کریمی می توانست علاوه بر تاکید بر حس و حال ابراهیم حاتمی کیا در حین کار و تولید، بر ظرایف شخصیتی و حرفه ای او بیشتر تمرکز کند.  به جای تکرار  کلوز آپ دستهای او بر روی کیبورد  از تقابل او با اطرافیان یا حضور غافلگیرانه در خلوت او استفاده ی بیشتری کند.

محو شدن تصویر و ضوح دوباره آن ( فلو و فوکوس) ، تمهید رایانه ای عامدانه و نا بجایی است که به زعم کارگردان،  برای القای فضای وهم آلود و خواب گونه ، در نماهای بسته ی اتاق مشاوره به کار رفته است. همچنین به جای استفاده از نمایش سریع ( فست فوروارد) بحث ها و گفت و گوهای حاتمی کیا با مشاورانش بهتر بود از تایم لپس های بیشتری استفاده می شد که روند پیشرفت پروژه را به طور عینی نمایش می دهند.

مهم تر اینکه اگر قرار است این فیلم یک خواب نگاره باشد و به گمان فیلمساز موازی با ساخته شدن یک پروژه ی سینمایی نگاهی مستقل و فرا حرفه ای را پوشش دهد ، چرا به جای تاکید بر کنش های کارگردان  در مواجهه با مخاطرات و دشواری ها، تنها به گوشه ای از کلافه گی ها و نگرانی ها ی درونی او توجه می شود و تقابل او با محیط اطراف از منظر شخصیت حرفه ای ، در محاق می رود و زاویه دوربین بیشتر متوجه بروز ظرفیت های فردی و کشمکش هایی است که کارگردان به وقت تنهایی با خود دارد.  اتفاقا حضور حاتمی کیا لابه لای ، متون فیلمنامه اش که در لایه های متحرک از پیش چشمان بیننده در حال گذرند، می توانست دستمایه ی یک کشمکش متعهدانه با کلیت اثرباشد، که در نهایت منتج به برگزینی یک خلوت درونی و مفردانه می شود.

واضح تر است، اگر بگوییم که چرا کریمی آگاهانه از تلخی ها و عیب جویی های شخصیتِ نکته سنج و حساسِ حاتمی کیا ، اینگونه کاسته و او را با قداست و معنویتی که در ذهن خود دارد، به تصویر کشیده است؟

مهم ترین نقطه قوت فیلم به تصویر کشیدن لحظات دشوار انتخاب فضاها و ساخت ماکت های شهری برای آماده سازی لوکیشن های بیرونی است که در حد یک پروژه ی عظیم شهرسازی نیرو و زمان بلعیده است.

نمایش تایم لپس آماده سازی فضاهای شهری که روند وسیع ساختن این سازه ی بزرگ را با همت گروه زیادی از تکنسین ها و متخصصان نشان می دهد، مهم ترین فصلی ست که فیلمساز در ارائه این تلاش بزرگ و منحصر به فرد به مخاطب نشان می دهد. سکانس فیلمبرداری هلیکوپتر در حال سقوط که با نماهایی از ساخت جلوه های ویژه در فیلم “چ ” تدوین شده اند، از نکات مثبت و تاثیرگذار دیگر “خواب ابراهیم” است .

جالب، تغییر لحن فیلم است که به انتخاب کارگردان اتفاق می افتد. کریمی با این ترفند، چاشنی طنز و شوخی را نیز به فیلم اضافه می کند و استفاده از نماهای داخلی اتاق گریم که همراه با گفت و گوهای  بازیگران و عوامل پشت صحنه از دید این چشم دوم، ثبت حس و حالی متفاوت را ممکن می سازد.

جالب تر اینکه برای مخاطبان این فیلم ، کنش ها و عکس العمل های عاطفی ابراهیم حاتمی کیا و درگیری های ذهنی او برای نمایش  وجوه منصفانه و منطقی از شخصیت شهید چمران، دیدنی و شنیدنی است. کریمی ، حاتمی کیا را فیلمسازی صاحب سبک نشان می دهد که با زبان کارگردانی مختص به خود سخن گفته، هدایت می کند، ایراد می گیرد و  حتی نا امید می شود …

از دیگر سو، دیدنِ شیطنت ها ، لبخندها و اشک های این فیلمساز ، برای سینمادوستان و سینما گران قابل اعتنا و جذاب است.

جالب ترین اتفاقی که در این فیلم می افتد این است که بیننده در می یابد، اگر چه، این فیلم پشت صحنه  مستندی است که به واسطه ی یک اثر سینمایی دیگر موجودیت یافته ، اما این ثبت و ضبط ثانوی می تواند ماحصل خلاقیت و آفرینش هنری یک نگاه دیگر باشد. نگاه متفاوتی که از تک تک لحظات پشت صحنه  به عنوان یک روزنه تازه  برای شناخت  جهان معنایی کارگردان و گروهش بهره جسته و لحظات جدیدی را خلق می کند.

به همین سبب، درست است که وجود لحظات ملال آور و دشوار برای عوامل فیلم و سرسختی و لجاجت فیلمسازان،  از چشم مستند سازان دور نمی مانند، اما در مجموع همه ی  پیروزی ها و لبخندها در  پایان هر سکانس  و یا پس از نمایش موفق یک اثر، طبیعت این مستند ها را هدفمند و نویدبخش می کند و به این مخلوقی دوم، جانی تازه می بخشد.