هنروتجربه: سیاوش اصلانی در یاداشتی به نقد فیلم «ملاقاتهای شگفت انگیز» پرداخته که این روزها در «سایت هاشور» در حال اکران آنلاین است:

ملاقاتهای شگفت انگیز را با یکبار دیدن نمیتوان رمزگشایی کرد. این فیلم که ترکیبی از انیمیشن ، فیلم و عکس متحرک است شبیه پازلی از اندیشه ها و ایده های گوناگون است که در هم تنیده شده اند.
روایت شکلی سیال دارد انگار یک راوی غایب که بورخس به آن اشاره میکند همه ی این ملاقاتها را شکل داده ‌‌‌. حضور یونگ و فروید در روایت اشاره به عملکرد عجیب ضمیر نا آگاه در سراسر فیلم دارد اگرچه فصل بندی روایت به شکلی آگاهانه میخواهد تماشاگر را به یک ادراک متافیزیکی از هستی بکشاند که در آن دو نیروی اصلی خیر و شر همواره در حال مجادله خواهند بود‌.
در فصل “رازهای عشق “روح رومانتیکی را حس میکنید که عاشقان دور افتاده را ولو انکه مرده یا زنده باشند دوباره به ملاقات هم میکشاند‌ .
ایو مونتان و کاترین دونوو ، آلن دلون و رومی اشنایدر ، گیولتا و بتهوون ، اوا براون و هیتلر و حتی مک مورفی دیوانه از قفس پرید که اینجا اعتراف میکند همیشه عاشق پرستار مستبدش بوده !
در سکانس پیتر سلرز رابطه عشق ، آنارشی و مالکیت را میبینیم‌ ‌. در اینجا سه زن در ذهن سلرز با هم بر سر تملک او زور آزمایی میکنند‌ ‌‌‌. طنز موجود در این فصل جذاب است در عین حال که توضیحات روانکاو درباره ی اینکه ذهن سلرز در حالتی بین خواب و بیداری (اغما) در حال تصویرسازیست ما را با وجه دیگر قضیه(خود آفرینی ذهن) درگیر میکند‌ .
در دیالوگی دیگر از جانی دپ میشنویم که ذهن فارغ از ماده عمل میکند و ما بزرگتر از مغز کوچک خود هستیم‌ .
بحث های علمی درباره ی بُعد چهارم ، سفر در زمان ، دنیاهای موازی و بقای روح در سکانسهای مختلف روی می دهند‌‌. شاید اگر نیکلا تسلا و اینشتین زنده بودند واقعا همین انتقادها را از استیفن هاوکینگ می کردند که تمام تلاشش تثبیت یک نوع دترمینیسم (جبر)علمی به جای نظریه ی خالق محور بود.
فصل شکسپیر جذاب از آب درآمده چون وجه دراماتیکش قویست اینکه آیا شکسپیر واقعا آثارش را نوشته یا نه هنوز موضوع مجادله و نزاع محافل ادبی جهان است. بنظر می رسد ارجمند این سکانس را در جوابیه ی فیلم Anonymous (ناشناس ) به کارگردانی رولاند امریش ساخته. ممکن است امریش از دیدن این سکانس اوقاتش تلخ شود ولی قطعا روح شکسپیر خشنود خواهد شد !
بازیگوشی های فیلمساز در جای جای ملاقاتها به چشم میخورد علی الخصوص در مکالمه ی وودی آلن و کامرون دیاز و ملاقات جری لوبیس با الاغ معروف فیلم روبر برسون (بالتازار )‌ که طنازانه ترین سکانس فیلم است.
این صحنه ها به یادماندنی اند و در کنار دیگر سکانسهای جدی فیلم مثل ملاقات مائو با دالایی لاما و یا اُشو و گاندی یک دایره المعارف سینمایی و تاریخی را میسازند که آدم را یاد برخی فیلمهای پر از رفرنس ژان لوک گُدار می اندازد.
حقیقت آن است که ارجمند در این فیلم نشان می دهد که گرچه دستش در زمینه ی تکنیکهای مدرن کامپیوتری چندان باز نبوده ولی با غنی کردن محتوا و مینی مال کردن ایده ها این ضعف را پوشانده و فیلمی در خور اعتنا ساخته است.
آنها که به سینما ، ادبیات ، تاریخ یا علم جدید علاقه مند هستند بخاطر اشارات بینامتنی فیلم لذت ببشتری از دیدن ملاقاتهای شگفت انگیز خواهند برد.